منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰
متن عربی
عن حَمْنَة بنت جَحش رضي الله عنها قالت: كنت أُسْتَحَاض حَيْضَة كثيرة شَدِيدة، فأتيت رسول الله صلى الله عليه وسلم أَسْتَفْتِيه وأُخْبِرُه، فَوجدْتُه في بيت أختي زينب بنت جَحش فقلت: يا رسول الله، إني امرأة أُسْتَحَاض حَيْضَة كثيرة شديدة، فما تَرى فيها، قد مَنَعَتْنِي الصلاة والصوم، فقال: «أَنْعَتُ لك الكُرْسُف، فإنه يُذهِبُ الدَّم». قالت: هو أكثر من ذلك، قال: «فاتَّخِذِي ثوبا». فقالت: هو أكثر من ذلك إنما أَثُجُّ ثَجًّا، قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «سَآمُرُك بأمْرَين أيهما فَعَلْتِ أجْزَأَ عَنْكِ من الآخر، وإن قَوِيتِ عليهما فأنتِ أعْلَم». قال لها: «إنما هذه رَكْضَةٌ من رَكَضَات الشيطان فَتَحَيَّضِي ستَّة أيام أو سبعة أيَّام في عِلْم الله، ثم اغْتَسِلِي حتى إذا رأيت أنك قد طَهُرْتِ، واسْتَنْقَأْتِ فصلِّي ثلاثا وعشرين ليلة أو أربعا وعشرين ليلة وأيامها وصومي، فإن ذلك يُجْزِيكِ، وكذلك فافْعَلي في كل شهر كما تحيض النساء، وكما يَطْهُرْن مِيقَاتُ حَيْضِهِنَّ وَطُهْرِهِنَّ، وإن قَوِيت على أن تُؤَخِّري الظهر وتُعَجَلِّي العصر فَتَغْتَسِلِينَ وَتَجْمَعِينَ بين الصلاتين الظهر والعصر، وتُؤَخِّرِين المغرب وتُعَجِّلين العشاء، ثم تَغْتَسِلِينَ وَتَجْمَعِينَ بين الصلاتين فافْعَلي، وَتَغْتَسِلِينَ مع الفجر فافْعَلي، وصُومي إن قَدِرت على ذلك»، قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «وهذا أَعْجَبُ الْأَمْرَيْنِ إليَّ».
ترجمه
از حَمْنَة بنت جحش رضی الله عنها روایت است که می گوید: من زنی بودم که پيوسته استحاضه می شدم و هميشه در حال خونريزی بسيار سخت و طاقت فرسا به سر می بردم. از اين رو نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم تا ايشان را در جريان گذاشته و در این مورد از ایشان سوال کنم. و ايشان را در منزل خواهرم ام المؤمنين زينب دختر جحش يافتم. گفتم: یا رسول الله، من زنی هستم که هميشه در حال خونريزی بسيار سخت و طاقت فرسا هستم و پاک نمی شوم. نظرتان در این مورد چیست؟ براستی مرا از نمازخواندن و روزه گرفتن باز داشته است؟ پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أنْعَتُ لكِ الكُرسُفَ، فإِنَّه يُذْهِبُ الدَّمَ»: «من تو را به استعمال پاره ای پنبه سفارش می کنم (تا بدان فرج خويش را ببندی) چرا که پنبه، خون را از بین می برد». حمنه گفت: خون بيشتر از آن است که پنبه جلوی آن را بگيرد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فاتَّخِذِي ثوبا»: «از پارچه ای استفاده کن». گفت: خون بيشتر از آن است (و اين کار سودی ندارد). رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «سَآمُرُك بأمْرَين أيهما فَعَلْتِ أجْزَأَ عَنْكِ من الآخر، وإن قَوِيتِ عليهما فأنتِ أعْلَم»: «تو را به دو امر فرمان می دهم که هر کدام از آن دو را انجام دهی، تو را از ديگری کفايت می کند؛ و اگر توانایی انجام هر دو را داشته باشی، تو خود بهتر می دانی کدامیک را انتخاب کنی». آنگاه به او فرمود: «إنما هذه رَكْضَةٌ من رَكَضَات الشيطان فَتَحَيَّضِي ستَّة أيام أو سبعة أيَّام في عِلْم الله، ثم اغْتَسِلِي حتى إذا رأيت أنك قد طَهُرْتِ، واسْتَنْقَأْتِ فصلِّي ثلاثا وعشرين ليلة أو أربعا وعشرين ليلة وأيامها وصومي، فإن ذلك يُجْزِيكِ، وكذلك فافْعَلي في كل شهر كما تحيض النساء، وكما يَطْهُرْن مِيقَاتُ حَيْضِهِنَّ وَطُهْرِهِنَّ، وإن قَوِيت على أن تُؤَخِّري الظهر وتُعَجَلِّي العصر فَتَغْتَسِلِينَ وَتَجْمَعِينَ بين الصلاتين الظهر والعصر، وتُؤَخِّرِين المغرب وتُعَجِّلين العشاء، ثم تَغْتَسِلِينَ وَتَجْمَعِينَ بين الصلاتين فافْعَلي، وَتَغْتَسِلِينَ مع الفجر فافْعَلي، وصُومي إن قَدِرت على ذلك»: «بی گمان خون استحاضه، ضربه ای از ضربات شيطان است و تو شش يا هفت روز را (مطابق حکم و شریعت الله) حيض و قاعدگی ماهيانه حساب کن، آنگاه وقتی دانستی از قاعدگی ماهيانه پاک شدی، غسل کن و خون حيض را از بدن و لباست پاک کن، سپس بيست و سه يا بيست و چهار شبانه روز نماز بخوان و روزه بگير، اين تو را کفايت می کند. و در هر ماه اين چنين عمل کن، همان طور که زنان در اوقات مشخصی از ماه، حيض و پاک می شوند. و اگر بتوانی نماز ظهر را به تأخير انداخته و در نماز عصر تعجیل کنی، سپس برای هر دو يک غسل کنی و بين هر دو نماز جمع کنی و نماز مغرب را نيز به تأخير بیندازی و در نماز عشاء تعجیل کنی و برای هر دو يک غسل کنی و ميان هر دو نماز (مغرب و عشا) جمع کنی، اين کار را بکن؛ و نيز اگر بتوانی برای نماز صبح نيز غسل کنی، اين کار را بکن و و اگر می توانی در مدت استحاضه روزه ات را بگير». ایشان فرمود: «وهذا أَعْجَبُ الْأَمْرَيْنِ إليَّ»: «اين کار بهترين و پسنديده ترين دو روش، نزد من است».
شرح
معنی حدیث حمنه بنت جحش رضی الله عنها: "من زنی بودم که پيوسته استحاضه می شدم"؛ یعنی: پیوسته و به شدت و مدت طولانی از وی خون خارج می شد. "بنابراین نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتم تا ايشان را در جريان گذاشته و در این مورد از ایشان سوال کنم". وی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت تا حکم شرعی مسئله را از ایشان بپرسد و اینکه چه باید بکند؟. "یا رسول الله، من زنی هستم که هميشه در حال خونريزی بسيار سخت و طاقت فرسا هستم و پاک نمی شوم. نظرتان در این مورد چیست؟ براستی مرا از نمازخواندن و روزه گرفتن باز داشته است؟" یعنی: خونریزی، او را از نماز خواندن و روزه گرفتن بازداشته بود، چون گمان می کرد این خون، خون حیض است. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان نمود که این خون در اثر ضربه ی شیطان است و خون حیض نیست. و فرمود: "من تو را به استعمال پاره ای پنبه سفارش می کنم (تا بدان فرج خود را ببندی) چرا که پنبه، خون را از بین می برد". یعنی: پنبه را محکم در فرج خود قرار داده و ببند تا جلوی خون را بگیرد. "حمنه گفت: خون، بيشتر از آن است که پنبه جلوی آن را بگيرد. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: از پارچه استفاده کن" یعنی: علاوه بر پنبه از پارچه ای استفاده کن تا بتوانند جلوی خون را بگیرند. "حمنه گفت: خون بيشتر از آن است" یعنی: خون با شدت و به کثرت می ریزد و با پنبه و پارچه خونریزی متوقف نمی شود. "رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: پس تو را به دو امر فرمان می دهم" یعنی دو حکم را برای تو می گویم: اول اینکه: برای هر نمازی غسل کنی. دوم اینکه: میان نماز ظهر با عصر و مغرب با عشاء جمع نموده و سه غسل انجام دهی؛ یک غسل برای نماز ظهر و عصر، یک غسل برای نماز مغرب و عشا و یک غسل برای نماز صبح. "هریک از این دو را انجام دهی، تو را از ديگری کفايت می کند" یعنی تو در انتخاب یکی از این دو مختاری. "و اگر توانایی انجام هر دو را داشته باشی، تو خود بهتر می دانی کدامیک را انتخاب کنی" یعنی با توجه به اینکه تو به وضعیت خود آگاه تری، هریک را که می خواهی انتخاب کن. سپس به او فرمود: "بی گمان خون استحاضه، ضربه ای از ضربات شيطان است" یعنی: شیطان از این طریق راهی یافته برای فریب زن در مورد دین و پاکی و نمازش؛ تا اینکه عادتش را فراموش کند؛ گویا ضربه ای است از جانب شیطان؛ و این بخش منافاتی با این مساله ندارد که خون مذکور از رگی بنام عاذل خارج می شود. چنانکه در حدیث فاطمه بنت ابی حُبیش رضی الله عنها آمده که گفت: من زنی مستحاضه هستم و پیوسته خون می بینم آیا نماز را ترک کنم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لاَ، إِنَّمَا ذَلِكِ عِرْقٌ، وَلَيْسَ بِحَيْضٍ»: «خیر، این خون از رگ خارج می شود و خون حیض نیست». بنابراین با توجه به هر دو حدیث می توان گفت: شیطان به آن ضربه زده تا اینکه فوران نموده است و این ضربه از جانب شیطان حقیقی می باشد. زیرا مانعی برای حمل آن بر این وجه وجود ندارد. "و تو شش يا هفت روز را حيض و قاعدگی ماهيانه حساب کن" یعنی: نماز و روزه را ترک کن و خود را به مدت شش یا هفت روز همچون زنان حائض محسوب کن و در این مدت نماز نخوان؛ و این مدت از آن جهت است که معمولا عادت زنان شش یا هفت روز طول می کشد. "في عِلْم الله" یعنی در حکم و شریعت الله. و کلمه ی «أو: یا» در اینجا برای شک و تردید نیست، برای برای ذکر تنوع و این مطلب است که عادت ماهانه ی برخی زنان شش روز طول می کشد و برخی هفت روز؛ بنابراین باید به زنان هم سن و سال و هم خوی و مزاجش بنگرد. "سپس وقتی دانستی از قاعدگی ماهيانه پاک شدی، غسل کن و خون حيض را از بدن و لباست پاک کن، سپس بيست و سه يا بيست و چهار شبانه روز نماز بخوان و روزه بگير، اين تو را کفايت می کند" یعنی چون شش یا هفت روز گذشت، باید غسل کنی؛ و بیش از این مدت در ماه را که بیست و سه یا بیست و چهار روز است، ایام طهر و پاکی است و در این مدت هر عملی را که زنان پاک انجام می دهند مانند نماز و روزه انجام بده و این برای تو کافی است. "و در هر ماه چنين عمل کن، همان طور که زنان در اوقات مشخصی از ماه، حيض و پاک می شوند" یعنی: در هر ماه شش یا هفت روزش را همچون عادت زنان حیض محسوب کن، سپس غسل کن و نمازت را بخوان که بعد از این وقت طهر و پاکی ات می باشد که مدت آن به اندازه ای است که معمولا سایر زنانِ پاک سپری می کنند، بیست و سه یا بیست و چهار روز. "و اگر بتوانی نماز ظهر را به تأخير انداخته و در نماز عصر تعجیل کنی، سپس برای هر دو يک غسل کنی و بين هر دو نماز جمع کنی و نماز مغرب را نيز به تأخير بیندازی و در نماز عشاء تعجیل کنی و برای هر دو يک غسل کنی و ميان هر دو نماز (مغرب و عشا) جمع کنی، اين کار را بکن؛ و نيز اگر بتوانی برای نماز صبح نيز غسل کنی، اين کار را بکن و و اگر می توانی در مدت استحاضه روزه ات را بگير" یعنی: این کار نزد من محبوب تر است: اگر می توانی نماز ظهر را به تاخیر بینداز و نماز عصر را در اول وقت آن بخوان؛ همچنین نماز مغرب را به تاخیر انداز و نماز عشاء را در اول وقت آن بخوان - این را علما جمع صوری می گویند - اما برای نماز صبح یک غسل انجام بده؛ اگر توانستی چنین بکن. از این رو: زنی که پیوسته خون می بیند سه مرتبه غسل می کند، برای نماز ظهر و عصر، برای نماز مغرب و عشاء و برای نماز صبح و میان نمازهایی که ذکر شد جمع صوری می نماید. "اين کار بهترين و پسنديده ترين دو روش، نزد من است" یعنی این امر نزد من محبوبتر است؛ اینکه میان نماز ظهر با عصر و مغرب با عشاء جمع صوری صورت گیرد و سه مرتبه غسل شود، یک بار برای ظهر و عصر، یک بار برای مغرب و عشاء و یک بار برای صبح. اما امر اول این است که برای هر نماز یک غسل شود؛ اما در این حدیث ذکری از غسل نمودن برای هر نماز به میان نیامده است؛ اما در روایت دیگری که ابوداود ذکر کرده این مسئله عنوان شده است: «إِنْ قَوِيتِ فَاغْتَسِلِي لِكُلِّ صَلَاةٍ، وَإِلَّا فَاجْمَعِي بَيْنَ الصَّلَاتَيْنِ بِغُسْلٍ وَاحِدٍ»: «اگر توانستی برای هر نماز یک غسل انجام بده وگرنه برای دو نماز، یک غسل انجام بده». تردیدی نیست که غسل کردن برای هر نماز با مشقت و سختی همراه است، از این رو رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد مسئله دوم فرمود: «این کار بهترین این دو روش نزد من است»، زیرا آسانتر از اولی است.
شرح: العربية
معنى حديث حَمنة رضي الله عنها "كُنت أُسْتَحَاض حَيْضَة كثيرة شَدِيدة" أي أن الدم كان ينزل منها ويستمر لمدة طويلة بشِّدة وقوة عند خروجه. "فأتيت رسول الله صلى الله عليه وسلم أَسْتَفْتِيه وأُخْبِرُه" ثم إنها جاءت إلى النبي صلى الله عليه وسلم تسأله عن الحكم الشَّرعي، وما الذي يجب عليها. "فقلت: يا رسول الله، إني امرأة أُسْتَحَاض حَيْضَة كثيرة شديدة، فما تَرى فيها قد مَنَعَتْنِي الصلاة والصوم" يعني: أن الدم النازل منها جعلها تتوقف عن الصلاة والصوم بناء على أنه دمُ حيض، وهذا هو المتبادر لها في أول الأمر، ثم بَيَّنَ لها النبي صلى الله عليه وسلم أن الدم النازل منها بهذه الصفة إنما هو ركَضة من الشيطان وليس بِدَم حيض. فقال: «أَنْعَتُ لك الكُرْسُف، فإنه يُذهب الدَّم». أي: استخدمي القُطن؛ وذلك بأن تجعله على فَرجها وتَشُّده عليه حتى يُمسك الدم. "قالت: هو أكثر من ذلك" أي: أن الدم النازل كثير وشديد والقطن لا يمكن أن يؤدى به الغَرَضُ. قال: «فاتَّخِذِي ثوبا». أي: أضيفي إلى القطن ثوبا حتى يكون كثيفا يمسك به الدم. "فقالت: هو أكثر من ذلك إنما أَثُجُّ ثَجًّا" أي: أن الدم يَصُّب منها بكثرة وقوة، فلا يَسْتَمْسك بالقُطن ولا بالثياب؛ لأنه ينزل بغزارة وبكثرة. "قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «سَآمُرُك بأمْرَين»" يعنى: أحد حكمين، وهما كما سيأتي : الأول: الاغتسال لكل صلاة. والثاني: أن تجمع بين الظهر والعصر والمغرب والعشاء وتغتسل ثلاث مرات للظهر والعصر غسلا واحدا، وللمغرب والعشاء غسلا واحدا، وللفجر غسلا واحدا. "أيهما فعلت أجزأ عَنكِ من الآخر" يعني: أنتِ بالخيار بين هذين الأمرين. "وإن قَوِيتِ عليهما فأنتِ أعْلَم "أي: قَدِرتِ عليهما، أي الأول والثاني فأنت أعلم بحالك، فاختاري أيهما شئت منهما. "ثم قال لها: «إنما هذه رَكْضَةٌ من رَكَضَات الشيطان »" والمعنى: أن الشيطان قد وجد سبيلا إلى التَّلبيس عليها في أمْرِ دينها وطهرها وصلاتها؛ حتى أنْسَاها عادتها، وصارت في التقدير كأنها ركْضَة منه، ولا ينافي أن يكون عِرْق يقال له العَاذِل كما جاء في حديث فاطمة بنت أبي حُبيش رضي الله عنها في قولها :" إني امرأة استحاض فلا أطهر أفأدع الصلاة؟ قال: لا إنما ذلك عِرْق، وليس بحيض " فَيُحمل على أن الشيطان رَكَضَه حتى انْفَجَر، والأظهر أنها ركضة منه حقيقة؛ إذ لا مانع من حملها عليه. "فَتَحَيَّضِي ستَّة أيام أو سبعة أيَّام" أي: دَعِي الصلاة والصوم واعتبري نفسك حائضا مدة ستة أيام أو سبعة أيام، فتجلسها وتترك الصلاة فيها، وهذا باعتبار أن غالب عادة النساء ستة أيام أو سبعة أيام. "في عِلْم الله" أي: في حكم الله وشرعه، وقوله :"ستة أيام أو سبعة أيام" "فأو" هنا ليست للشك إنما هي للتنويع والدلالة على أن بعض النساء يحِضْن ستة أيام، وبعضهن يحِضْن سبعة أيام فترجع إلى قريباتها من النساء من هي في سِنْها، وأقرب إلى مِزَاجِها. "ثم اغْتَسِلِي حتى إذا رأيتِ أنك قد طَهُرْتِ، واسْتَنْقَأْتِ فصلِّي ثلاثا وعشرين ليلة أو أربعا وعشرين ليلة وأيامها وصومي فإن ذلك يُجْزِيكِ" يعني: إذا مضت ستة أو سبعة أيام وجب عليك الاغتسال من الحيض، ثم ما زاد على ستة أيام أو سبعة أيام وهي: إما ثلاثة وعشرون يوما أو أربعة وعشرون يوما، فهي أيام طُهر افعلي فيها كل ما تفعله الطاهرات من الصوم والصلاة، فإن هذا يكفي عنكِ. "وكذلك فافْعَلي في كل شَهر كما تحيض النساء، وكما يَطْهُرْن مِيقَاتُ حَيْضِهِنَّ وَطُهْرِهِنَّ" يعني: تحيضي كل شهر ستة أيام أو سبعة أيام كعادة النساء، ثم اغتسلي وصلي، وهكذا وقت طهرك يكون بقدر ما يكون عادة غالب النساء من ثلاث وعشرين أو أربع وعشرين. "وإن قَوِيت على أن تُؤَخِّري الظهر وتُعَجلي العصر فَتَغْتَسِلِينَ وَتَجْمَعِينَ بين الصلاتين الظهر والعصر، وتُؤَخِّرِين المغرب وتُعَجِّلين العشاء، ثم تَغْتَسِلِينَ وَتَجْمَعِينَ بين الصلاتين فافْعَلي، وَتَغْتَسِلِينَ مع الفجر فافْعَلي، وصُومي إن قَدِرتِ على ذلك». والمعنى: إذا قَوِيت على أن تؤخري الظهر إلى آخر وقتها وتصلي العصر في أول وقتها وكذا تؤخري المغرب إلى آخر وقتها وتصلي العشاء في أول وقتها -وهذا ما يسمَّى عند العلماء بالجمع الصُّورِيَّ- وأمَّا الفجر: فتغتسل للصلاة غسلا واحدا، فإن قَدِرت على ذلك فافعلي، وعلى هذا : تغتسل المستحاضة ثلاث مرات للظهر والعصر غسلا واحدا وللمغرب والعشاء غسلا واحدا وللفجر غسلا واحدا وتجمع بين الصلاتين جمعا صوريا. "وهذا أَعْجَبُ الْأَمْرَيْنِ إليَّ" يعني أن هذا الأمر أحبُّ إليَّ، وهو : كونها تجمع بين الظهر والعصر والمغرب والعشاء وتغتسل ثلاث مرات للظهر والعصرغسلا واحدا، وللمغرب والعشاء غسلا واحدا، وللفجر غسلا واحدا. وأما الأمر الأول، فهو الغسل لكل صلاة، لكن ليس في هذا الحديث ذكر الاغتسال لكل صلاة، إلا أنه قد جاء في رواية أخرى عند أبي داود أنها تغتسل لكل صلاة، وهي قوله: "إن قَوِيت فاغتسلي لكل صلاة وإلا فاجْمَعي بين الصلاتين بغسل واحد" ولا شك أن الاغتسال لكل صلاة مشَقَّة ظاهرة ولهذا قال صلى الله عليه وسلم في الأمر الثاني: "وهذا أعجب الأمرين إليَّ" يعني: أحبهما إليَّ؛ لأنه أسهل وأخَف من الأول.
- وجودُ المستحاضات زمن النَّبيِّ -صلى الله عليه وسلم-، وقد ذكر بعض العلماء أن اللاتي استحضن في عهده -صلى الله عليه وسلم- بلغْنَ تسعا من النسوة وعدَّهن.
- ينبغي للجاهل أن يَسأل العالم فيما يَشتبه عليه في عبادته، حتى يعبد الله على بصيرة.
- جواز إطلاق الفتيا في سؤال النبي -صلى الله عليه وسلم-، بمنعى أنه يصح أن نقول: إن الرسول -صلى الله عليه وسلم- مفتٍ، وهذا أمر لا إشكال فيه.
- أن الشيطان قد يُسَلَّط على بني آدم تسلطا حِسِّيا؛ لأنها كونها تمرض بركضة من الشيطان يدل على أن للشيطان تَسَلُّطا على بني آدم.
- المستحاضة التي ليس لها عَادة مُتَقررة أو كان لها عادة ونسيتها، وليس لها تمييزٌ صالح تَعرِف به دم الحيض من دم الاستحاضة، فتتحيض غالب عادة النساء، وهي ستَّة أيَّام أو سبعة.
- فيه استحباب تَحَفُّظ المستحاضة لمنع الدم من الخروج والتَّلوث به.
- أنَّ دم الحيض يمنع من الصلاة، ونحوها ممَّا يُشترط له الطهارة من الحيض.
- أنَّ دَم الاستحاضة لا يمنع من الصلاة، ونحوها من العبادات الواجب لها الطهارةُ.
- عدم مُعاتبة الجاهل إذا ترك واجباً وجاء يسأل عن الحكم الشرعي.
- فيه أن غالب عادة النساء ستَّة أيام أو سبَّعة أيام.
- فيه أن غالب النساء يَحِضْن في الشهر مرة واحدة؛ لقوله -صلى الله عليه وسلم- :" فافْعَلي في كل شَهر كما تَحيض النِّساء ".
- جواز العمل بالظن الغالب.
- فيه أن حَمْنة -رضي الله عنها- لم يكن لها عادة سابقة؛ لأن النبي -صلى الله عليه وسلم- ردَّها إلى عادة غالب النساء.
- وجوب الاغتسال على المُستحاضة إذا طَهرت من حيضها.
- في الحديث مشروعية اغتسال المستحاضة لكل صلاة كما في الرواية الأخرى.
- فيه أن المستحاضة مُخَيَّرة بين أمرين: الاغتسال لكل صلاة، وبين أن تغتسل للظهر والعصرغسلا واحدا وللمغرب والعشاء غسلا واحدا والفجر غسلا واحدا.
- فيه اختيار النبي -صلى الله عليه وسلم- الأرفق بحالها، ولهذا قال :" وهذا أعجب الأمرين إليَّ ".
- أن الأصل في الدِّم النازل من المرأة، دم حيض؛ لأنها -رضي الله عنها- تركت الصلاة والصوم بناء على أن الدم الخارج منها دم حيض.
- أن مَرْجع الصحابة -رضي الله عنهم- في الاستفتاء إلى النبي -صلى الله عليه وسلم-.
- جواز جمع المستحاضة بين الصلاتين؛ لمشقة الاغتسال لكل صلاة.
- بيان تفاضل الأعمال وأن بعضها أفضل من بعض؛ لقوله: "وهو أعْجَب الأمرين إليَّ ".