حدیث

دعوتگر جن ها نزد من آمد؛ پس همراه او رفتم و برای آنها قرآن تلاوت کردم.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت مسلم

متن عربی

عن عامر، قال: سألتُ عَلْقَمةَ: هل كان ابنُ مسعود شَهِدَ مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ليلةَ الجنِّ؟ قال: فقال عَلْقَمةُ، أنا سألتُ ابنَ مسعود فقلتُ: هل شَهِدَ أحدٌ منكم مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ليلةَ الجنِّ؟ قال: لا، ولكنَّا كنَّا مع رسول الله ذاتَ ليلة ففَقَدْناه فالتمسناه في الأودية والشِّعاب. فقلنا: استُطِير أو اغْتِيل. قال: فبِتْنَا بِشَرِّ ليلة بات بها قومٌ، فلما أصبحْنا إذا هو جاء من قِبَل حِرَاء. قال: فقلنا يا رسول الله فقدْناك فطلبْناك فلم نجدْك، فبِتْنَا بِشَرِّ ليلة بات بها قوم. فقال: «أتاني داعي الجنِّ فذهبتُ معه فقرأتُ عليهم القرآنَ» قال: فانطلقَ بنا فأرانا آثارَهم وآثارَ نِيرانِهم وسألوه الزاد فقال: «لكم كلُّ عظم ذُكر اسمُ الله عليه يقع في أيديكم أوفر ما يكون لحمًا، وكلُّ بَعْرة عَلَفٌ لدوابِّكم» . فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «فلا تسْتَنْجُوا بهما فإنَّهما طعامُ إخوانِكم».

ترجمه

از عامر روایت است که می گوید: از علقمه پرسيدم: آيا ابن مسعود در شب معروف به شب جن همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم حضور داشت؟ علقمه گفت: من از ابن مسعود پرسيدم که: آيا در شب معروف به شب جن، کسی از شما همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بود؟ گفت: خير؛ ولی شبی همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بوديم که ناگهان او را گم کردیم. ما در دره ها و راه های کوهستانی به جستجوی ايشان پرداختيم و با خود گفتيم: ربوده يا ترور شده است. به هر حال، بدترين شبی را که يک گروه پشت سر می گذارد، ما پشت سر گذاشتيم. هنگام صبح، رسول الله صلی الله علیه وسلم از جانب کوه حراء آمد. ما گفتيم: يا رسول الله، شما را گم کردیم و در جستجوی شما بر آمدیم اما شما را نيافتيم. و اين گونه بدترين شبی را که عده ای سپری می کند، سپری نموديم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَتَانِي دَاعِي الْجِنِّ فَذَهَبْتُ مَعَهُ فَقَرَأْتُ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنَ»: «دعوتگر جن ها نزد من آمد؛ پس همراه او رفتم و برای آنها قرآن تلاوت کردم». راوی می گويد: آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را برد و آثارشان و آثار آتش آنها را به ما نشان داد. همچنين جن ها از رسول الله صلی الله علیه وسلم درخواست غذا کردند. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لَكُمْ كُلُّ عَظْمٍ ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَقَعُ فِي أَيْدِيكُمْ أَوْفَرَ مَا يَكُونُ لَحْمًا وَكُلُّ بَعْرَةٍ عَلَفٌ لِدَوَابِّكُمْ»: «هر استخوانی که نام الله بر آن برده شود و بدست شما بیفتد، بطور کامل گوشت خواهد داشت. و سرگين حيوانات غذای چارپايان شما خواهد بود». راوی می گويد: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَلَا تَسْتَنْجُوا بِهِمَا فَإِنَّهُمَا طَعَامُ إِخْوَانِكُمْ»: «پس با استخوان و سرگين حيوانات استنجا نزنید؛ چرا که آنها غذای برادران شما هستند».

شرح

عامر شعبی از علقمه رحمهما الله - که هر دو از تابعین بزرگوار هستند - می پرسد: آیا در شبی که رسول الله صلی الله علیه وسلم همراه جن ها بود، عبدالله بن مسعود حاضر بود؟ علقمه به او خبر می دهد که در این خصوص از عبدالله بن مسعود سؤال کرده است و عبدالله به ایشان خبر داده که هیچیک از آنها (یعنی صحابه) در آن شب همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم نبوده است. اما آنها شبی همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند که ایشان را گم می کنند و در دره ها و راه های کوهستانی به جستجوی ايشان می پردازند و می ترسند که مبادا رسول الله صلی الله علیه وسلم پنهانی کشته شده باشد یا جن ها او را ربوده باشند. پس در نهایت نگرانی و ناراحتی آن شب را سپری می نمایند. صبحگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم را می بینند که از جانب کوه حراء می آید. پس به ایشان می گویند: او را گم کرده و هر چه گشتند ایشان را نیافتند و شب را در نهایت نگرانی سپری نمودند. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها خبر می دهد که دعوتگر جن ها نزد ایشان آمده و ایشان همراه او رفته و برای آنها قرآن تلاوت کرده است. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم صحابه را با خود همراه می کند و آثار جن ها و آثار آتش آنها را به ایشان نشان می دهد. و به اصحاب خبر می دهد که جن ها از او غذا خواستند و رسول الله صلی الله علیه وسلم به جن ها خبر داده: هر استخوانی که نام الله متعال بر آن برده شود و بدست شان بیفتد، آن را پر از گوشت می یابند. و سرگين حيوانات، غذای چارپايان شان خواهد بود. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم امتش را از استنجا نمودن با استخوان و سرگين حيوانات نهی می کند، چرا که آنها غذای برادران جنی آنهاست.

شرح: العربية

سأل عامر الشعبيُّ رحمه الله علقمة رحمه الله ، وكل منهما تابعيٌّ جليل: هل شهد عبد الله بن مسعود رضي الله عنه مع النبي صلى الله عليه وسلم الليلة التي كان فيها مع الجن؟ فأخبره علقمه أنه سأل ابن مسعود عن ذلك، فأخبره أنه لم يشهد أحد منهم ذلك، ولكنهم كانوا مع النبي صلى الله عليه وسلم في ليلة من الليالي فلم يجدوه فبحثوا عنه في الأودية والطرق وبين الجبال فلم يجدوه، فخافوا أن يكون صلى الله عليه وسلم قد قُتِل سرًا أو خطفته الجن، فباتوا في غاية الحزن والأسى، فلما أصبحوا رأوا النبي صلى الله عليه وسلم قادمًا من جهة جبل حراء، فأخبروه أنهم فقدوه فبحثوا عنه فلم يجدوه فباتوا في غاية الحزن والأسى، فأخبرهم النبي صلى الله عليه وسلم أنه أتاه رسول من الجن فذهب معه فقرأ القرآن على الجن، وانطلق النبي صلى الله عليه وسلم بالصحابة فأراهم آثارهم وآثار نيرانهم، وأخبر الصحابةَ أن الجن طلبوا منه الطعام فأخبرهم أن طعامهم كل عظم قد ذُكر اسمُ الله عليه فإنه إذا وقع في أيديهم فسيجدونه مليئًا باللحم، وكذلك كل فضلات الحيوانات هي طعام لدوابهم، ثم نهى النبي صلى الله عليه وسلم أمته أن يستنجوا بالعظام وبفضلات الحيوانات؛ لأنها من طعام إخوانهم من الجن.

  • الجن منهم مؤمنون ومنهم كافرون.
  • جواز الاستنجاء بالأحجار إلا العظام وفضلات الحيوان.
  • الحكمة في النهي عن الاستنجاء بالعظم والروث أن العظام طعام إخواننا من الجن؛ وأما الروث فهو زاد لدوابهم.
  • الجن يأكلون ويشربون لظاهر الأحاديث الصحيحة وعمومها.
  • أن رسول الله -صلى الله عليه وسلم- بعث إلى الجن والإنس.
  • أنه لا يجوز الاستنجاء بجميع المطعومات، فإنه -صلى الله عليه وسلم- نبه بالعظم على ذلك، ويلحق بها المحرمات كأجزاء الحيوان وأوراق كتب العلم وغير ذلك.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر