حدیث

همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم برای نماز عید حاضر شدم. ایشان پیش از ایراد خطبه، بدون اینکه اذان و اقامه گفته شود، نماز خواند. سپس (برای ایراد خطبه) بلند شد و بر بلال تکیه زد. پس به تقوای الهی فرمان داد و به اطاعت از او تشویق نمود و مردم را پند و اندرز داد و آنان را متذکر شد.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن جابر بن عبد الله رضي الله عنهما قال: شهدتُ مع رسول الله صلى الله عليه وسلم الصلاة يوم العيد، فبدأ بالصلاة قبل الخُطبة، بغير أذان ولا إقامة، ثم قام مُتَوَكِّئاً على بلال، فأمر بتقوى الله، وحث على طاعته، وَوَعَظَ الناس وذَكَّرَهُم، ثم مَضَى حتى أتى النساء، فَوَعَظَهُن وذَكَّرَهُن، فقال: «تَصَدَّقْنَ، فإن أكثركُنَّ حَطَبُ جهنم»، فقامت امرأة من سِطَةِ النساء سَفْعَاءُ الْخَدَّيْنِ، فقالت: لم؟ يا رسول الله قال: «لأَنَّكُنَّ تُكْثِرْنَ الشَّكَاةَ، وَتَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ»، قال: فجعلن يتصدقن من حُلِيِّهِنَّ، يُلْقِينَ في ثوب بلال من أَقْرِطَتِهِنَّ وَخَوَاتِمِهِنَّ.

ترجمه

از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که می گوید: همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم برای نماز عید حاضر شدم. ایشان پیش از ایراد خطبه، بدون اینکه اذان و اقامه گفته شود، نماز خواند. سپس (برای ایراد خطبه) بلند شد و بر بلال تکیه زد. پس به تقوای الهی فرمان داد و به اطاعت از او تشویق نمود و مردم را پند و اندرز داد و آنان را متذکر شد. سپس به راه افتاد تا اینکه به زنان رسید، آنها را پند و اندرز داد و متذکر شد. و فرمود: «تَصَدَّقْنَ فَإِنَّ أَكْثَرَكُنَّ حَطَبُ جَهَنَّمَ»: «(ای زنان) صدقه بدهید، زیرا بیشتر شما هیزم جهنم هستید». پس یکی از زنانی که در آن میان نشسته بود و گونه هایش رنگی متفاوت از رنگ اصلی اش داشت، بلند شده و گفت: چرا ای رسول الله؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لِأَنَّكُنَّ تُكْثِرْنَ الشَّكَاةَ، وَتَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ»: «زيرا شما زن ها بسيار شکايت و گله و ناسپاسی شوهر می کنيد». جابر رضى الله عنه می گوید: آن وقت زنان شروع به صدقه دادن کردند و جواهرات خود را که شامل گوشواره و انگشتر بود در لباس بلال می ريختند».

شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم به همراه اصحابش نماز عید را بدون اذان و اقامه می خواند؛ آنگاه که از نماز فارغ می شود، برای آنها خطبه خوانده و آنها را به تقوای الهی فرمان می دهد: اینکه اوامر پرودگار را بجا آورده و از منهیات او بپرهیزند و در پنهان و آشکار از الله اطاعت نمایند؛ و همیشه وعده و وعید پروردگار را به خاطر داشته باشند تا اینکه با بیم و امید پند گیرند. و از آنجا که زنان دور از مردان بودند و صدای خطبه را نمی شنیدند و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز نسبت به بزرگ و کوچک حریص و مهربان بود، همراه با بلال به سمت زنان می رود و آنها را پند و اندرز می دهد و متذکر می شود و بطور ویژه آنها را موعظه می نماید. و برای آنها بیان می کند که بیشتر اهل جهنم را زنان تشکیل می دهند و راه نجات آنها از آتش جهنم صدقه دادن است، زیرا صدقه خشم پروردگار را خاموش می کند. یکی از زنانی که در آن میان نشسته، بلند می شود و در مورد علت اینکه زنان بیشتر جهنمیان را تشکیل می دهند، از ایشان سؤال نی کند، تا با دانستن علت، از آن دوری نمایند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: زیرا شما زیاد شکایت نموده و سخنان ناپسند می گویید و اگر (شوهر) نیکوکار حتی یک مرتبه به شما نیکی نکند، تمام نیکی های او را انکار می کنید. بنابراین از آنجا که زنان صحابه رضی الله عنهم بسوی خیر و نیکی و دوری از آنچه خشم الله را در پی دارد، از یکدیگر سبقت می گرفتند، جواهرات خود شامل گوشواره ها و انگشترهای خود را بیرون آورده و صدقه دادند؛ و بخاطر محبتی که نسبت به رضایت و نعمت های الله داشتند، جواهرات را در لباس بلال می ریختند.

شرح: العربية

صلى النبي صلى الله عليه وسلم بأصحابه صلاة العيد بلا أذان لها ولا إقامة، فلما فرغ من الصلاة خطبهم، فأمرهم بتقوى الله: بفعل الأوامر واجتناب النواهي ولزوم طاعة الله في السر والعلانية، وأن يتذكروا وعد الله ووعيده ليتعظوا بالرهبة والرغبة. ولكون النساء في معزل عن الرجال بحيث لا يسمعن الخطبة وكان حريصاً على الكبير والصغير، رؤوفا بهم، مشفقاً عليهم اتَّجه إلى النساء، ومعه بلال، فوعظهُن، وذكَّرهن، وخصَّهن بزيادة موعظة وَبَيَّنَ لهن أنهن أكثر أهل النار، وأن طريق نجاتهن منها الصدقة؛ لأنها تطفىء غضب الرب. فقامت امرأة جالسة في وسَطِهِن وسألته عن سبب كونهن أكثر أهل النار ليتداركن ذلك بتركه فقال: لأنكن تكثرن الشكاة والكلام المكروه، وتجحدن الخير الكثير إذا قصر عليكن المحسن مرة واحدة. ولما كان نساء الصحابة رضي الله عنهم سبَّاقات إلى الخير وإلى الابتعاد عما يغضب الله، أخذن يتصدقن بحليهن التي في أيديهن، وآذانهن، من الخواتم والقروط، يلقين ذلك في حجر بلال، محبة في رضوان الله وابتغاء ما عنده.

  • أن صلاة العيد لا يشرع لها أذان ولا إقامة.
  • الأذان والإقامة لا يشرعان لغير الصلوات الخمس المكتوبة، فلا يشرعان لنافلة، ولا جنازة، ولا عيد، ولا استسقاء، ولا كسوف.
  • الأمر بتقوى الله -تعالى- والحث على طاعته والموعظة والتذكير هي مقاصد الخطبة، وقد عدها بعض الفقهاء من أركان الخطبة الواجبة.
  • أن الصدقة من أسباب دفع العذاب يوم القيامة.
  • التخويف والتحذير في النصح بما يبعث على إزالة العيب أو الذنب اللذين يتصف بهما الإنسان.
  • العناية بذكر ما تشتد الحاجة إليه من المخاطبين وفيه بذل النصيحة لمن يحتاج إليها.
  • تحريم كثرة شكاية الزوج وكفران العشير؛ لأنهما دليل على كفران النعمة ولأنه جعله سبباً لدخول النار.
  • في مبادرة النساء بالصدقة والبذل لما لعلهن يحتجن إليه -مع ضيق الحال في ذلك الزمان- ما يدل على رفيع مقامهن في الدين وامتثال أمر الرسول -صلى الله عليه وسلم-.
  • جواز تصدق المرأة من مالها.
  • سؤال المستفتين للعالم عن العلم للنساء وغيرهم.
  • مشروعية الصبر، وعدم الشكاية إلى المخلوقين.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر