حدیث

حديث «المسيء صلاته» به روایت رفاعه رضی الله عنه

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

حسن استبه روایت ابوداوود

متن عربی

عن رفاعة بن رافع الزرقي رضي الله عنه ، وكان من أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم قال: جاء رجل ورسول الله صلى الله عليه وسلم جالس في المسجد، فصلى قريبا منه، ثم انْصَرَف إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فَسَلَّمَ عليه فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : أعِد صَلَاتَك، فإنك لم تصل، قال: فرجع فصلى كَنَحْو مِمَّا صَلَّى، ثم انصرف إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فقال له: " أَعِدْ صلاتك، فإنك لم تُصَلِّ ". فقال: يا رسول الله، عَلِّمْنِي كيف أَصْنَع، قال: "إذا اسْتَقْبَلت القبلة فَكَبِّر، ثُمَّ اقْرَأ بأمِّ القرآن، ثم اقرأ بما شِئْت، فإذا رَكَعْت، فَاجْعَل رَاحَتَيْكَ على رُكْبَتَيك، وامْدُد ظَهْرَك وَمَكِّنْ لِرُكُوعِك، فإذا رفعت رأسك فأَقِم صُلْبَكَ حتى ترجع العظام إلى مَفَاصِلَها، وإذا سَجَدتَ فَمَكِّنْ لِسُجُودِك، فإذا رَفَعْت رَأْسَك، فَاجْلِس على فَخِذِك اليسرى، ثم اصْنَع ذلك في كل ركعة وسجدة. وفي رواية: «إنها لا تَتِمُّ صلاة أَحَدِكُم حتى يُسْبِغَ الوُضُوء كما أمره الله عز وجل، فيغسل وجهه ويديه إلى المرفقين، ويمسح برأسه ورجليه إلى الكعبين، ثم يكبر الله عز وجل ويحمده، ثم يقرأ من القرآن ما أَذِن له فيه وتَيَسَّر، ثم يُكَبِّرَ فيَسْجُد فَيُمَكِّن وَجْهَه -وربما قال: جَبْهَتَه من الأرض- حتى تَطْمَئِنَّ مَفَاصِلُه وَتَسْتَرْخِيَ، ثم يكبر فَيَسْتَوِي قاعدا على مَقْعَدَه ويقيم صُلْبَهُ، فوصف الصلاة هكذا أربع ركعات تَفْرَغ، لا تَتِمُّ صلاة أحدكم حتى يفعل ذلك. وفي رواية: «فتوضأ كما أمرك الله جل وعز، ثم تَشَهَّدْ، فأقم ثم كبر، فإن كان معك قرآن فاقرأ به، وإلا فاحمد الله وَكَبِّرْهُ وَهَلِّلْهُ».

ترجمه

از رفاعه بن رافع زرقی رضی الله عنه که یکی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد، روایت است که می گوید: «درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بود، مردی وارد مسجد شد و در نزدیکی رسول الله صلی الله علیه وسلم مشغول نماز شد. سپس به سمت رسول الله صلی الله علیه وسلم رفته و بر ایشان سلام کرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب به او فرمود: «أَعِدْ صلاتك، فإنك لم تُصَلِّ»: «دوباره نماز بخوان، زیرا تو نماز نخوانده ای». راوی می گوید: آن مرد رفت و همچون دفعه قبل نماز خواند، سپس نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت و ایشان دوباره فرمودند: «أَعِدْ صلاتك، فإنك لم تُصَلِّ»: «دوباره نماز بخوان، زیرا تو نماز نخوانده ای». آن مرد گفت: یا رسول الله به من بگو چه باید بکنم (چگونه نماز بخوانم). رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إذا اسْتَقْبَلت القبلة فَكَبِّر، ثُمَّ اقْرَأ بأمِّ القرآن، ثم اقرأ بما شِئْت، فإذا رَكَعْت، فَاجْعَل رَاحَتَيْكَ على رُكْبَتَيك، وامْدُد ظَهْرَك وَمَكِّنْ لِرُكُوعِك، فإذا رفعت رأسك فأَقِم صُلْبَكَ حتى ترجع العظام إلى مَفَاصِلَها، وإذا سَجَدتَ فَمَكِّنْ لِسُجُودِك، فإذا رَفَعْت رَأْسَك، فَاجْلِس على فَخِذِك اليسرى، ثم اصْنَع ذلك في كل ركعة وسجدة»: «چون رو به سوی قبله نمودی، تکبیر بگو، سپس سوره فاتحه را بخوان، آنگاه هر آنچه از قرآن خواستی بخوان و چون به رکوع رفتی، دو کف دستت را روی زانوهايت قرار بده و با اعتدال و طمأنينه، رکوعت را انجام بده و در آن آرام بگير و پشت خود را در رکوع، خوب هموار ساز و تمام آن را در يک سطح قرار بده؛ و وقتی سرت را از رکوع بلند کردی، کمرت را کاملا راست بگردان تا هريک از استخوان ها به مفاصل خود بازگردند. و وقتی به سجده رفتی، در سجده ات آرام گير و هرگاه سرت را از سجده برداشتی، بر ران چپ خود بنشين و در هر رکعت و هر سجده به این ترتیب عمل کن». و در روایت دیگری آمده است: «إِنَّهَا لَا تَتِمُّ صَلَاةُ أَحَدِكُمْ حَتَّى يُسْبِغَ الْوُضُوءَ كَمَا أَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ، فَيَغْسِلَ وَجْهَهُ وَيَدَيْهِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ، وَيَمْسَحَ بِرَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ إِلَى الْكَعْبَيْنِ، ثُمَّ يُكَبِّرَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَيَحْمَدَهُ، ثُمَّ يَقْرَأَ مِنَ الْقُرْآنِ مَا أَذِنَ لَهُ فِيهِ وَتَيَسَّرَ، ثُمَّ يُكَبِّرَ فَيَسْجُدَ فَيُمَكِّنَ وَجْهَهُ - وَرُبَّمَا قَالَ: جَبْهَتَهُ مِنَ الْأَرْضِ - حَتَّى تَطْمَئِنَّ مَفَاصِلُهُ وَتَسْتَرْخِيَ، ثُمَّ يُكَبِّرَ فَيَسْتَوِيَ قَاعِدًا عَلَى مَقْعَدِهِ وَيُقِيمَ صُلْبَهُ، فَوَصَفَ الصَّلَاةَ هَكَذَا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ حَتَّى تَفْرُغَ، لَا تَتِمُّ صَلَاةُ أَحَدِكُمْ حَتَّى يَفْعَلَ ذَلِكَ»: «نماز هيچيک از شما کامل نيست مگر آنکه چنان وضو بگیرد که الله عزوجل او را امر نموده است؛ به این صورت که صورتش و نیز دستانش را تا دو آرنج بشوید، سرش را مسح کند و پاهایش را تا دو قوزک بشوید. سپس الله عزوجل را به بزرگی ياد کند (الله اکبر بگوید) و ستايش و تمجيدش کند. آنگاه آن قدر که به او اجازه داده شده و برایش میسر است، از قرآن بخواند، سپس تکبير بگويد و به سجده برود و صورتش - و چه بسا فرمود: بینی اش - را کاملا بر زمین بگذارد چنانکه مفاصلش کاملا آرام بگیرد سپس تکبیر بگوید و راست بر نشیمنگاهش بنشیند و کمرش را راست کند». و نماز را در چهار رکعت به همین صورت توصیف نمود تا از آن فارغ شده و فرمود: «و نماز هیچیک از شما کامل نمی شود تا چنین عمل کند». و در روایتی آمده است: «فَتَوَضَّأْ كَمَا أَمَرَكَ اللَّهُ جَلَّ وَعَزَّ، ثُمَّ تَشَهَّدْ، فَأَقِمْ ثُمَّ كَبِّرْ، فَإِنْ كَانَ مَعَكَ قُرْآنٌ فَاقْرَأْ بِهِ، وَإِلَّا فَاحْمَدِ اللَّهَ وَكَبِّرْهُ وَهَلِّلْهُ»: «پس چنان وضو بگیر که الله بزرگ و عزیز تو را امر نموده است؛ سپس شهادتین را بخوان و بایست و تکبیر بگو؛ و اگر چیزی از قرآن حفظ داری، بخوان وگرنه حمد و ستایش الله و تکبیر و تهلیل بگو».

شرح

این حدیث معروف است به حدیث «المسيء صلاته» کسی که نمازش را درست ادا نکرد؛ و این حدیث نقطه اتکای شارحان در بیان صفت نماز با ارکان و واجبات و شروط آن است، چراکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به بهترین شیوه اعمال واجب در نماز را آموزش داده و تبیین می کند و مواردی که به انجام آنها در این حدیث اشاره نشده، به عنوان اعمالی از آنها تعبیر می شود که واجب نیستند. مختصر حدیث از این قرار است که: رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد مسجد می شود سپس یکی از صحابه به نام خلاد بن رافع نیز وارد می شود و نمازی با افعال و اقوال ناقص می خواند. و پس از اتمام نماز نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفته و بر ایشان سلام می کند و ایشان نیز جواب سلامش را می دهد سپس به او می فرماید: برو دوباره نماز بخوان، زیرا تو نماز نخوانده ای. مرتبه دوم مانند بار اول نماز می خواند و نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفته و ایشان می فرماید: دوباره نماز بخوان زیرا نماز نخوانده ای؛ و سه مرتبه این مساله تکرار می شود. صحابه ی مذکور پس از بار سوم می گوید: سوگند به ذاتی که تو را به حق فرستاده است بهتر از این نمی دانم، شیوه درست را به من بیاموز. وقتی مشتاق علم و آماده فراگیری آن می شود، رسول الله صلی الله علیه وسلم به او می فرماید: وقتی برای نماز برخاستی تکبیر تحریمه را بگو و بعد از سوره فاتحه، آنچه از قرآن برایت میسر است بخوان، سپس رکوع کن چنانکه در رکوع کاملا آرام بگیری، سپس سر از رکوع بلند کن تا اینکه کاملا راست بایستی و در این حالت آرام بگیری، سپس سجده کن تا در حال سجده کاملا آرام بگیری. آنگاه سر از سجده بردار و بنشین چنانکه کاملا آرام بگیری. و جز تکبیر تحریمه، این اقوال و افعال را در تمام نمازت انجام بده؛ چون تکبیر تحریمه تنها در رکعت اول می باشد و در رکعات های بعدی تکرار نمی شود. روایات دیگر به برخی دیگر از شروط نماز از جمله رو نمودن به قبله و وضو اشاره نموده اند.

شرح: العربية

هذا الحديث معروف بحديث المسيء صلاته، وهو عمدة الشراح في بيان صفة الصلاة بأركانها وواجباتها وشروطها، حيث بيَّن النبي صلى الله عليه وسلم غاية التعليم والتبييِن لأعمال الصلاة، التي يجب الإتيان بها ويعتبر ما ترك في هذا الحديث من فعلها غير واجب. ومجمل هذا الحديث: أن النبي صلى الله عليه وسلم دخل المسجد، فدخل رجل من الصحابة، اسمه (خَلاّد بن رافع)، فصلى صلاة غير تامة الأفعال والأقوال. فلما فرغ من صلاته، جاء إلى النبي صلى الله عليه وسلم ، فسلم عليه فرد عليه السلام ثم قال له: ارجع فَصَلِّ، فإنك لم تصل. فرجع وعمل في صلاته الثانية كما عمل في صلاته الأولى، ثم جاء إلى النبي صلى الله عليه وسلم ، فقال له: ارجع فَصَلِّ فإنك لم تصل ثلاث مرات. فأقسم الرجل بقوله: والذي بعثك بالحق، ما أحسن غير ما فعلت فعَلِّمني فعندما اشتاق إلى العلم، وتاقت نفسه إليه، وتهيأ لقبوله بعد طول الترديد قال له النبي صلى الله عليه وسلم ما معناه: إذا قمت إلى الصلاة فكبر تكبيرة الإحرام، ثم اقرأ ما تيسر من القرآن، بعد قراءة سورة الفاتحة ثم اركع حتى تطمئن راكعاً، ثم ارفع من الركوع حتى تعتدل قائما وتطمئن في اعتدالك ثم اسجد حتى تطمئن ساجداً، ثم ارفع من السجود واجلس حتى تطمئن جالساً. وافعل هذه الأفعال والأقوال في صلاتك كلها، ماعدا تكبيرة الإحرام، فإنها في الركعة الأولى دون غيرها من الركعات. وقد لفتت الروايات الأخرى إلى بعض شروط الصلاة كاستقبال القبلة وطهارة الوضوء.

  • هذا حديثٌ عظيمٌ جليلٌ يسميه العلماء "حديث المسيء في صلاته" .
  • أنَّ المعلِّم يبدأ في تعليمه بالأهم فالأهم، وتقديم الفروض على المستحبات.
  • أنَّ الاستفتاح، والتعوذ، والبسملة، ورفع اليدين، وجعلهما على الصدر، وهيئات الركوع، والسجود، والجلوس، وغير ذلك -كلها مستحبة.
  • أنَّ من أتى بعبادة على وجه غير صحيح جهلًا، ومضى زمنها، فإنَّه لا يطلب منه إعادتها؛ وهذا ما دلت عليه قواعد الإسلام.
  • النفي في قوله: "فإنَّك لم تصل" نفى أن يكون عملُه صلاةً، والعمل لا يكون منفيًا إلاَّ إذا انتفى شيء من واجباته.
  • أنَّ صلاة المسيء بالكيفية التي صلاها غير صحيحة، ولا مجزئة، ولولا ذلك لم يؤمر بإعادتها, وليكن في ذلك عبرة وعظة لمن ينقرون صلاتهم، ولا يتمونها, وليعلموا أنَّها صلاة غير مجزئة.
  • أنَّ هذه الأركان لا تسقط جهلًا ولا سهوًا، بدليل أمر المصلي بالإعادة، ولم يكتف -صلى الله عليه وسلم- بتعليمه، ولأنَّها من باب المأمورات التي لا يعذر تاركها بجهل ولا نسيان.
  • يستحب للمسؤول أن يزيد في الجواب إذا اقتضت المصلحة ذلك، كأن تكون قرينة الحال تدل على جهل السائل ببعض الأحكام التي يحتاجها.
  • مشروعية حسن التعليم، وطريقة الأمر بالمعروف؛ بأن يكون بطريقة سهلة ميسرة، حتى لا ينفره، فيرفض المتعلم إذا عُلِّم بطريق العنف والشدة والغلظة.
  • وجوب الترتيب بين الأركان؛ لأنَّه ورد بلفظ "ثم"، كما أنَّه مقام تعليم جاهل بالأحكام.
  • وجوب استقبال القبلة للصلاة، وأنَّ ذلك شرط.
  • وجوب الوضوء وإسباغه للصلاة، وأنَّ ذلك شرط.
  • وجوب الطمأنينة في الرفع من الركوع، والرفع من السجود .
  • الطمأنينة: هي الركن التاسع من أركان الصلاة.
  • يفعل هذه الأركان في كل ركعة من أركان الصلاة، عدا تكبيرة الإحرام، فهي في الركعة الأولى دون غيرها.
  • يدل الحديث على وجوب الأعمال المذكورة في هذا الحديث؛ بحيث لا تسقط سهوًا ولا جهلًا، وهي : (أ‌) تكبيرة الإحرام: وهي ركن من أركان الصلاة في الركعة الأولى فقط.(ب‌) قراءة الفاتحة في كل ركعة، ثم الركوع، والاعتدال منه، ثم السجود، والاعتدال منه، والطمأنينة في كل هذه الأفعال، حتى في الرفع.(ت‌) أما بقية الأركان -كالتشهد، والصلاة على النبي -صلى الله عليه وسلم-، والتسليم- فقال البغوي: إنَّها معلومة لدى السائل.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر