منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰
متن عربی
عن عبد الله بن الزُّبير رضي الله عنهما قال: «كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا قَعد يَدْعُو، وضع يَده اليُمْنَى على فخِذِه اليُمْنَى، ويَده اليُسْرَى على فخِذِه اليُسْرَى، وأشَار بِإِصْبَعِهِ السَّبَّابَة، ووضَع إبْهَامَه على إِصْبَعِهِ الوُسْطَى، ويُلْقِم كَفَّه الْيُسْرَى رُكْبَتَه».
ترجمه
از عبدالله بن زبیر رضی اله عنهما روایت است که می گوید: هنگامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم (در نماز) برای دعا (تشهد) می نشست، دست راستش را بر ران راستش و دست چپش را بر ران چپش می گذاشت و با انگشت سبابه اشاره می کرد و انگشت ابهام را بر انگشت وسط می گذاشت و با کف دست چپش زانویش را می گرفت.
شرح
«چون رسول الله صلی الله علیه وسلم برای دعا می نشست» یعنی برای تشهد می نشست؛ چنانکه حدیث ابن عمر رضی الله عنهما موید آن است که می گوید: «چون رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تشهد می نشست، دست چپش را بر زانوی چپش می گذاشت». روایت مسلم (580) و تشهد عبارت است از خواندن: «التَّحيات لله والصلوات والطَّيبات، السَّلام عليك أيها النَّبي ورحمة الله وبركاته، السَّلام علينا وعلى عباد الله الصالحين» تا پایان؛ و دعا نامیده شده چون شامل دعا می باشد. و «السَّلام عليك» و «السَّلام علينا» در آن جملات دعایی می باشند. اما اینکه می گوید: «دست راستش را بر ران راستش و دست چپش را بر ران چپش می گذاشت» یعنی چون برای تشهد می نشست چنین عمل می کرد؛ و حکمت از گذاشتن دست ها نزدیک زانو یا بر زانو یا ران، بیهوده رها نکردن آنها می باشد؛ و گذاشتن دست ها بر ران مخالف با گذاشتن آنها بر زانو نیست؛ چون لازمه ی گذاشتن دست بر ران، رسیدن انگشتان به زانو می باشد. و در روایت وائل بن حجر رضی الله عنه در سنن نسائی (889) و سایر منابع آمده که: «رسول الله صلی الله علیه وسلم دست چپش را بر ران و زانوی چپش می گذاشت و آرنج دست راستش را دور از پهلویش نگه داشته و دست راستش را بر ران راستش می گذاشت». و اینکه وائل بن حجر رضی الله عنه می گوید: «آرنج دست راستش را دور از پهلویش نگه داشته و دست راستش را بر ران راستش می گذاشت» اگر نمازگزار به این ترتیب عمل کند، تردیدی نیست که سر انگشتانش به زانو می رسد. نووی رحمه الله می گوید: «علما اجماع دارند که قرار دادن دست ها در نزدیکی زانوها یا بر زانوها مستحب است و برخی به وصل کردن انگشتان به زانو معتقدند؛ و این معنای بخش پایانی حدیث مذکور می باشد که می گوید: «ويُلْقِم كَفَّه الْيُسْرَى رُكْبَتَه»: «و با کف دست چپش زانویش را می گرفت». و اینکه می گوید: «دستش را گذاشت» در اینجا مراد از دست، از سر انگشتان تا آرنج ها می باشد. و ظاهر حدیث نشان می دهد که در هر دو تشهد چنین عمل می شود. اما اینکه در ادامه می گوید: «و با انگشت سبابه اشاره می کرد»؛ انگشت سبابه، انگشت قبل از ابهام می باشد و از این جهت سبابه نامیده شده، چون به هنگام دشنام دادن، با آن اشاره می شود. و همچنین «مُسَبِّحة» نامیده شده چون با آن به توحید الله متعال و پاکی او از شرک اشاره می شود و این تسبیح می باشد. اشاره با انگشت سبابه سنت می باشد و این مساله با احادیث صحیح ثابت شده است؛ و سنت این است که به محض نشستن برای تشهد تا پایان آن، با سبابه اشاره شود؛ چنانکه از ظاهر همین حدیث بر می آید؛ و همچنین در صحیح مسلم (580) از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تشهد می نشست، دست چپش را بر زانوی چپ و دست راستش را بر زانوی راست می گذاشت و با انگشتانش عدد پنجاه و سه را تشکیل داده و با سبابه اشاره می کرد. و مانند آن حدیث وائل بن حجر است که در سنن ابوداود (957) روایت شده و در آن آمده است: «سپس نشست و پای چپش را فرش نمود و دست چپش را بر ران چپش گذاشت و آرنج راستش را از پهلویش دور نگه داشت و دست راستش را بر ران راستش قرار داد و دو انگشتش را به یکدیگر وصل نمود و حلقه ای را تشکیل داد و چنین عمل می کرد». و بشر راویِ حدیث را دیدم که با انگشت ابهام و وسطی حلقه ای درست نموده و با سبابه اشاره می کند. ابن حجر رحمه الله می گوید: «این اشاره از ابتدای نشستن برای تشهد بوده است چنانکه روایات دیگر بر آن دلالت می کنند». و شیخ بن باز رحمه الله و «اللجنة الدائمة» همین فتوا را داده اند. اما اینکه می گوید: «و انگشت ابهام را بر انگشت وسط می گذاشت» یعنی با این دو انگشت، حلقه ای درست می کرد و با سبابه اشاره می کرد. حکمت از اشاره با سبابه این است که معبود بر حق یکی است؛ تا به این ترتیب نمازگزار توحید خود را در قول و فعل و اعتقاد همراه گرداند. و در حدیث مرفوع ابن عمر در مسند امام احمد آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «لَهِيَ أَشَدُّ عَلَى الشَّيْطَانِ مِنَ الْحَدِيدِ»: «این کار برای شیطان از (ضربه ی) آهن سخت تر و شدیدتر است». و اینکه می گوید: «با انگشتش اشاره می کند» ظاهر حدیث به این مساله اشاره دارد که آن را تکان نمی داده است؛ چون اشاره کردن غیر از حرکت دادن و تکان دادن است. و در پایان، اینکه می گوید: «و با کف دست چپش زانویش را می گرفت». یعنی زانویش را زیر دست چپش قرار می داد و با آن زانویش را می گرفت چنانکه زانوی وی همچون لقمه ای در دست او بود. و حالت دوم این است که: دست چپش را بر زانوی چپش می گذاشت، بدون اینکه آن را بگیرد؛ چنانکه در حدیث ابن عمر رضی الله عنهما در مسلم (580) آمده است: «وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم در نماز برای تشهد می نشست، دستانش را بر زانوانش می گذاشت؛ و دست چپش را به صورت باز بر زانوی چپش می گذاشت». بنابراین سنت این است که به هنگام تشهد، دست ها به دو صورت گذاشته شود و هرکس به هریک از آنها عمل کند، مطابق سنت عمل کرده است و اولی و افضل این است که گاهی به این روش و گاهی به روش دیگر عمل نماید تا به این صورت به همه ی مواردی که از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده، عمل کرده باشد.
شرح: العربية
معنى الحديث: "كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا قَعد يَدْعُو" يعني: جلس للتَّشهد، يؤيده حديث ابن عمر رضي الله عنهما : (كان إذا قَعَد للتَّشهد، وضع يَده اليُسْرَى على رُكْبتَهِ اليُسْرَى..)، رواه مسلم. والتَّشهد هو قراءة: "التَّحيات لله والصلوات والطَّيبات، السَّلام عليك أيها النَّبي ورحمة الله وبركاته، السَّلام علينا وعلى عباد الله الصالحين.."، وسُمي دُعاء لاشتماله على الدعاء؛ فإن قوله: "السَلام عليك"، "والسَلام علينا" دعاء. قوله: "وضع يَده اليُمْنَى على فَخِذِه اليُمْنَى، ويَده اليُسْرَى على فخِذِه اليُسْرَى"، أي: أنه إذا جلس للتَّشهد بَسط يَده اليُمنى على فَخِده اليُمنى واليُسرى كذلك؛ والحكمة في وضعها عند الرُكبة أو على الرُّكبة أو الفَخِذ مَنْعُها من العَبث، ووضع اليَد على الفَخِذ لا يُخالف وضعها على الرُّكبة؛ لأن من لازم وضع اليَد على الفَخذ أن تصل أطراف الأصابع إلى الرُّكبة، وفي رواية وائل ابن حُجْر رضي الله عنه عند النسائي وغيره أن النبي صلى الله عليه وسلم : "وضع كَفَّه اليُسرى على فَخِذه ورُكبته اليُسرى، وجعل حَدَّ مِرفقه الأيمن على فَخِذه اليُمنى" وقوله رضي الله عنه : "وجعل حَدَّ مِرفقه الأيمن على فَخِذه اليُمنى"، فإذا جعل المصلِّي حدَّ مرفقه على فخذه فإنه بلا شك أن أطراف الأصابع تصل إلى الرُّكبة. قال النووي رحمه الله : "قد أجمع العلماء على استحباب وضعها عند الرُّكبة أو على الرُّكبة، وبعضهم يقول بعطف أصابعها على الرُّكبة، وهو معنى قوله: "ويلقم كَفه اليُسرى رُكْبَتَه". وقوله: "وضع يَده" المُراد باليَد هنا: من أطراف الأصابع إلى المرفقين، وظاهر الحديث: سواء كان ذلك في التَّشهد الأول أو الثاني. قوله: "وأشَار بِإِصْبَعِهِ السَّبَّابَة" السَّبَّابة هي: الأصْبِع التي تَلي الإبْهَام، وسُمَّيت بالسَّبَّابة؛ لأنَّه يُشار بها عند السَّبِّ، وتسمى أيضًا بالمُسَبِّحة؛ لأنه يُشير بها إلى توحيد الله تعالى وتَنزيهه، وهو: التَّسبيح، والإشارة بالإصبع السَّبَّابة عند التَّشهد سُنة، ثبت بذلك الأحاديث الصحيحة، والسنة أن يشير بها من حِين قَعوده للتَّشهد إلى أن يَفرغ منه؛ لظاهر حديث الباب، فإن قوله: "كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا قَعد يَدْعُو، وضع يَده اليُمْنَى على فخِذِه اليُمْنَى، ويَده اليُسْرَى على فخِذِه اليُسْرَى، وأشَار بِإِصْبَعِهِ السَّبَّابَة..". وفي مسلم -أيضاً- من حديث عبد الله بن عمر رضي الله عنهما : أن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان إذا قَعد في التَّشهد وضع يَده اليُسرى على رُكْبَتِه اليُسْرَى، ووضع يَده اليُمنى على رُكبته اليُمنى، وعَقَد ثلاثة وخمسين وأشار بالسَّبَّابة". ومثله: حديث وائل بن حُجْر رضي الله عنه عند أبي داود وفيه :" ثم جلس فافترش رِجله اليُسرى، ووضع يَده اليُسرى على فخذه اليسرى، وحَدَّ مِرفقه الأيمن على فَخذه اليَمنى، وقَبِض ثنتين وحَلَّق حَلَقة، ورأيته يقول هكذا، وحَلَّق بِشْرٌ الإبْهَام والوُسْطَى وأشار بالسَّبَّابة". قال ابن حَجر رحمه الله : "من أول جلوسه للتَّشَهد كما دلت عليه الرِّوايات الأخرى"، وبهذا أفتى الشيخ ابن باز رحمه الله واللجنة الدائمة. قوله: "ووضَع إبْهَامَه على إِصْبَعِهِ الوُسْطَى" يعني: حَلَّق بالإبْهَام والوسْطى وأشار بالسَّبَّابة. قوله: "وأشَار بِإِصْبَعِهِ" يعني: يُشير بالسَّبَابة؛ وذلك بأن يجعلها قائمة في جميع الأحوال المتقدمة؛ والحكمة في الإشارة بها إلى أن المَعبود سبحانه وتعالى واحد؛ ليجمع في توحيده بين القول والفعل والاعتقاد. وفي حديث ابن عمر مرفوعا في مسند الإمام أحمد: "لهي أشدُّ على الشيطان من الحديد". قوله: "وأشَار بِإِصْبَعِهِ" ظاهر الحديث: أنه لا يُحركها؛ لأن الإشارة غير التحريك. قوله: "ويُلْقِم كَفَّه الْيُسْرَى رُكْبَتَه" أي: يدخل رُكْبَته في راحَة كَفِّه اليُسرى ويقبض عليها، حتى تَصير رُكبته كاللُّقمة في يده. والحال الثانية: أن يبسط يده اليُسرى على رُكبته من غير قَبض كما في حديث ابن عمر رضي الله عنه في مسلم: "أن النبي صلى الله عليه وسلم كان إذا جلس في الصلاة وضع يديه على رُكبتيه... ويده اليُسْرى على رُكبته باسطها عليها"، وبناء عليه: تكون سُنة وضع اليدين عند التشهد وردت على وجهين، وبأيهما أخذ فقد أصاب السُّنَّة، والأولى والأفضل أن يفعل هذا تارة وهذا تارة؛ عملا بجميع ما ثبت عنه صلى الله عليه وسلم .
- مشروعية القُعود للتَّشهد في الصلاة.
- استحباب وضع اليَدين أثناء التَّشهد على الفَخِذَين.
- صفة اليدين أثناء التشهد: فاليسرى يبسطها على فخذه اليسرى، وأما اليد اليمنى فيقبض الخنصر والبنصر، ويحلق الوسط مع الإبهام، ويدع السبابة على وضعها، مستعدةً للإشارة بالتوحيد والعلو.
- في الحديث الإشارة بالإصبع في التَّشهد الأول والثاني.
- فيه أن الإشَارة بالإصْبِع من أول التَّشهد إلى آخره.
- استحباب القَبض على الرُّكبة اليُسرى في التَّشهد الأول الثاني.