حدیث

یا الله، در دلم، چشمانم، گوش هايم، سمت راستم، سمت چپم، بالای سرم، زير پايم، پيش رويم و پشت سرم، نوری قرار بده.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن ابن عباس رضي الله عنهما قال: بِتُّ عند ميمونة، فقام النبي صلى الله عليه وسلم فأتى حاجَتَه، فغسل وجهه ويديه، ثم نام، ثم قام، فأَتى القِرْبَة فأطلق شِنَاقَهَا، ثم توضأ وضوءا بين وضوءين لم يُكْثِرْ وقد أبلغ، فصلى، فقمت فَتَمَطَّيْتُ؛ كراهية أن يرى أني كنت أَتَّقِيهِ، فتوضأت، فقام يصلي، فقمت عن يساره، فأخذ بِأُذُنِي فَأَدَارَنِي عن يمينه، فَتَتَامَّت صلاته ثلاث عشرة ركعة، ثم اضطجع فنام حتى نَفَخ، وكان إذا نام نَفَخ، فَآذَنَهُ بلال بالصلاة، فصلَّى ولم يتوضأ، وكان يقول في دعائه: «اللهم اجعل في قلبي نورا، وفي بَصري نورا، وفي سمعي نورا، وعن يميني نورا، وعن يساري نورا، وفَوْقِي نورا، وتحتي نورا، وأمامي نورا، وخلفي نورا، واجعل لي نورا».

ترجمه

از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: شبی نزد ميمونه ماندم. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای قضای حاجت رفت و سپس صورت و دستانش را شست و آنگاه خوابید؛ سپس برخاست و به سراغ ظرف پوستی آب رفت و بند دهانه اش را باز نمود؛ آنگاه وضویی متوسط گرفت و به کمتر از سه بار شستن هر عضو اکتفا نمود، اما وضویش را کامل و بی نقص تمام کرد. پس از آن نماز خواند؛ در این هنگام من نیز آهسته و آرام برخاستم؛ چون دوست نداشتم رسول الله صلی الله علیه وسلم متوجه شود او را رصد می کردم؛ به هر حال وضو گرفتم و به نماز ایستادم و در سمت چپ رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار گرفتم؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم گوشم را گرفت و مرا در سمت راست خود قرار داد؛ و نمازش را سیزده رکعت خواند. سپس دراز کشید و خوابید، تا جایی که صدای نفسش بلند شد؛ و عادت داشت که چون می خوابید صدای نفسش بلند می شد. پس از آن بلال ایشان را متوجه نماز نمود و رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز خواند و وضو نگرفت؛ و در دعايش چنين می گفت: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُورًا، وَفِي بَصَرِي نُورًا، وَفِي سَمْعِي نُورًا، وَعَنْ يَمِينِي نُورًا، وَعَنْ يَسَارِي نُورًا، وَفَوْقِي نُورًا، وَتَحْتِي نُورًا، وَأَمَامِي نُورًا، وَخَلْفِي نُورًا، وَاجْعَلْ لِي نُورًا»: «یا الله، در دلم، چشمانم، گوش هايم، سمت راستم، سمت چپم، بالای سرم، زير پايم، پيش رويم و پشت سرم، نوری قرار بده».

شرح

در این حدیث ابن عباس رضی الله عنهما خبر می دهد که وی شبی را نزد خاله اش ام المومنین میمونه همسر رسول الله صلی الله علیه وسلم می خوابد؛ در همین شب رسول الله صلی الله علیه وسلم به قضای حاجت می رود و پس از آن صورت و دستانش را می شوید و می خوابد؛ صورتش را جهت نشاط و دستانش را برای پاکیزگی می شوید؛ پس از اینکه می خوابد، دوباره بیدار شده و به سوی ظرف آب رفته و بندی را که جهت حفظ آب بر دهانه ی آن بسته شده، باز می کند؛ آنگاه وضو می گیرد؛ و وضوی ایشان بدون نقص و مبالغه و بین این دو بوده و به کمتر از سه بار شستن اعضای وضو کفایت می کند؛ این کار جایز است، هرچند سه بار شستن سنت است. اما وضویش را کامل انجام می دهد به این معنا که آب را به همه ی جاهایی که باید برسد، می رساند؛ و قدرِ واجبِ شستن اعضا را انجام می دهد. سپس به نماز شب می ایستد. در ادامه ابن عباس رضی الله عنهما به این مساله اشاره می کند که در این مدت رسول الله صلی الله علیه وسلم را زیر نظر داشته است، اما این مساله را پنهان داشته و خلاف آن را وانمود کرده است؛ تا رسول الله صلی الله علیه وسلم متوجه نشود که ایشان را زیر نظر گرفته است؛ و به همین دلیل است که می گوید: دوست نداشتم رسول الله صلی الله علیه وسلم متوجه شود ایشان و اعمال شان را زیر نظر گرفتم. چون غالبا وقتی انسان در خانه اش تنها می شود، اعمالی را انجام می دهد که دوست ندارد دیگران از آنها اطلاع پیدا کنند یا اینکه ابن عباس ترس آن داشته که رسول الله صلی الله علیه وسلم بخشی از اعمالش را به سبب رصد شدن از سوی او ترک نماید؛ چون عادت رسول الله صلی الله علیه وسلم این بود که گاهی اعمالی را ترک می کرد تا مبادا بر امتش فرض شوند. به این دلایل بود که ابن عباس مخفیانه ایشان را زیر نظر می گیرد تا همه ی اعمال ایشان را از هنگام بیدار شدن تا وقتی که بلال آمده و ایشان را متوجه نماز صبح می کند، رصد کند. و این از حرص و اشتیاق ابن عباس رضی الله عنهما نسبت به تحصیل علم از مرجع اصلی آن بود. در ادامه می گوید: وضو گرفتم؛ و در روایتی آمده است: «همچون وضوی رسول الله صلی الله علیه وسلم وضو گرفتم». و در روایت بخاری آمده است: «برخاستم و همچون رسول الله صلی الله علیه وسلم عمل نمودم». و سپس در سمت چپ ایشان به نماز ایستادم؛ وقتی ابن عباس می بیند که رسول الله صلی الله علیه وسلم نمازش را شروع کرده است، وضو می گیرد و به ایشان ملحق می شود؛ اما در سمت چپ ایشان می ایستد؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم گوشش را می گیرد و او را از سمت چپ خود به سمت راستش می برد؛ و در روایتی آمده است: «رسول الله صلی الله علیه وسلم دست راستش را بر روی سرم گذاشت و گوش راستم را گرفت و مالید». ابتدا دستش را بر سر او می گذارد تا به گوش وی دست یابد یا اینکه ابتدا سر ابن عباس زیر دستش می آید؛ یا برای این است که برکت آن سرش را فراگرفته و همه ی افعال رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مجلس و مجالس دیگر را حفظ کند. و گوشش را می مالد تا او را متوجه عمل وی گرداند که مخالف سنت است؛ یا اینکه او را هوشیارتر کند تا این افعال را به خوبی به خاطر بسپارد؛ یا اینکه چرت وی را از بین ببرد یا برای این بوده که او را از سمت چپ به سمت راست خود بگرداند. چون همه ی این موارد در تاریکی شب بوده است چنانکه ابن عباس در روایت بخاری به این مساله تصریح می کند. یا اینکه برای بیدار کردن وی و اظهار محبتش بوده است. چون اقتضای وضعیت ابن عباس در آن زمان و سن و سال پایین وی همین بوده است. در ادامه ابن عباس می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا در سمت راست خود قرار داد؛ چون وقتی ماموم تنها یک نفر باشد، محل ایستادن وی در کنار امام است. و رسول الله صلی الله علیه وسلم سیزده رکعت نماز شب به همراه وتر می خواند؛ و بین هر دو رکعت سلام می دهد چنانکه در روایت بخاری آمده است: «هر دو رکعت سلام می داد». و در روایت بخاری و مسلم آمده است: «سپس دو رکعت نماز خواند، سپس دو رکعت، سپس دو رکعت، سپس دو رکعت، سپس دو رکعت، سپس دو رکعت، آنگاه وتر خواند». یعنی یک رکعت وتر به صورت جداگانه خواند. چون شش دو رکعتی، روی هم رفته دوازده رکعت بدون وتر می شود و همه ی نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم سیزده رکعت بوده است؛ بنابراین وتر را یک رکعت خوانده است. پس از این رسول الله صلی الله علیه وسلم دراز می کشد و می خوابد چنانکه صدای نفس ایشان بلند شده و شنیده می شود. و عادت رسول الله صلی الله علیه وسلم این بود که چون می خوابید، صدای نفسش بلند شده و شنیده می شد؛ و خواب ایشان ادامه داشت تا اینکه بلال از فرارسیدن وقت نماز صبح خبر می داد؛ بنابراین ابتدا رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز سنت صبح را می خواند و پس از آن به مسجد می رفت و نماز صبح را با جماعت می خواند؛ و وضو نمی گرفت و به همان وضوی قبلی اکتفا می کرد. و این از ویژگی های رسول الله صلی الله علیه وسلم بود که خوابش وضویش را نمی شکست؛ چون چشمانش می خوابید و قلبش بیدار بود و نمی خوابید. و اگر بی وضو می شد، متوجه آن می شد بر خلاف سایر مردم؛ به همین دلیل وقتی عایشه رضی الله عنها می گوید: «آیا قبل از اینکه وتر بخوانی می خوابی؟» می فرماید: «يَا عَائِشَة، إنَّ عَيْنَيَّ تَنَامَانِ وَلا يَنَامُ قَلْبِي»: «ای عایشه، چشمانم می خوابد؛ اما قلبم بيدار است». و یکی از دعاهای ایشان در این شب، این بود که می فرمود: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُورًا، وَفِي بَصَرِي نُورًا، وَفِي سَمْعِي نُورًا، وَعَنْ يَمِينِي نُورًا، وَعَنْ يَسَارِي نُورًا، وَفَوْقِي نُورًا، وَتَحْتِي نُورًا، وَأَمَامِي نُورًا، وَخَلْفِي نُورًا، وَاجْعَلْ لِي نُورًا»؛ و به این ترتیب از الله متعال خواهان نوری برای همه ی اعضا و جسم و تصرفات و حالات و جهات ششگانه اش می شد تا مبادا هیچیک از آنها دچار انحراف و کجی شود.

شرح: العربية

يخبر ابن عباس رضي الله عنهما في هذا الحديث أنه نام عند خالته ميمونة زوج النبي صلى الله عليه وسلم و-رضي عنها- "فأتى حاجَتَه" أي: قضى رسول الله صلى الله عليه وسلم ما يحتاج إليه من البول والغائط، "فغسل وجهه ويديه، ثم نام" بعد أن قضى حاجته صلى الله عليه وسلم غسل وجهه للتنشيط، ويديه للتنظيف، "ثم قام، فأتى القِرْبَة فأطْلَق شِنَاقَهَا" يعني: بعد أن استيقظ النبي صلى الله عليه وسلم من نومه قصد القِرْبَة، فحَلَّ الخيط الذي يُشَد به فَوْهَة السِقَا؛ لحفظ ما بداخله من ماء ونحوه، "ثم توضأ" وضوئه للصلاة "وضُوءًا بَيْن وضُوءَيْنِ" توضأ من غير إخلال ولا مُبَالغة، فكان بين الأمرين، ولهذا قال: "لم يُكْثِرْ" أي: اكتفى بأقل من ثلاث مرات، وهذا جائز والسُّنة ثلاث مرات، "وقد أَبْلَغَ" يعني: أسبع الوضوء بأن أوصله إلى ما يجب إيصاله إليه، وهذا القدر الواجب، "فصلَّى" صلاة الليل، "فَقُمْتُ فَتَمَطَّيْتُ"، يقول ابن عباس رضي الله عنهما أنه كان يرقب النبي صلى الله عليه وسلم في أفعاله، ثم إنه تمدد وأظهر خلاف ما هو عليه، حتى لا يشعر النبي صلى الله عليه وسلم بأنه كان يرقبه؛ ولهذا قال: "كراهية أن يرى أني كنت أَتَّقِيهِ"، يعني: أرصده وأرقب أفعاله. فهذا سبب تمدد ابن عباس رضي الله عنهما وتصنعه بالتمدد؛ وإنما فعل ذلك؛ لأن الغالب أن الإنسان إذا خَلا في بيته قد يأتي بأفعال لا يحب أن يَطلع عليها أحد، أو لأنه خشي أن يترك بعض عمله صلى الله عليه وسلم بسبب مراقبته؛ لما جَرى من عادته صلى الله عليه وسلم أنه كان يترك بعض العمل؛ خَشية أن يفرض على أمَّته. فأراد أن يتخفى بفعله ذلك؛ لأجل أن يأخذ من النبي صلى الله عليه وسلم كل دقائق أموره من حين أن يستيقظ إلى أن يأتيه الدَّاعي لصلاة الفجر، وهذا من حرصه رضي الله عنهما على تحصيل العلم من أصله. قال: "فتوضَّأت"، وفي رواية: "فتوضأت نحوًا مما توضأ" وفي رواية في البخاري :"فقمت فصنعت مثل ما صنع"، "فقام يصلي فَقُمْتُ عن يساره" يعني: أن ابن عباس لما رأى النبي صلى الله عليه وسلم دخل في صلاته توضأ ولحق بالنبي صلى الله عليه وسلم إلا أنه قام عن يسار النبي صلى الله عليه وسلم ، "فأخذ بِأُذُنِي" يعني: أن النبي صلى الله عليه وسلم أخذ بأذنه ثم أداره من جهة اليسار إلى اليمين، وفي رواية: "فوضع رسول الله صلى الله عليه وسلم يده اليُمنى على رأسي، وأخذ بأذني اليُمنى يَفْتِلُها بيده "ووضع يده أولا؛ ليتمكن من مسك الأذن، أو لأنها لم تقع إلا عليه، أو لينزل بركتها به ليعي جميع أفعاله -عليه السلام- في ذلك المجلس وغيره، قال: "وفتلها" إما: لينبهه على مخالفة السنة أو ليزداد تيقظه لحفظ تلك الأفعال، أو ليزيل ما عنده من النعاس، أو لإدارته من اليسار إلى اليمين، أو لتأنيسه؛ لكون ذلك في ظلمة الليل كما صرح بذلك ابن عباس في رواية البخاري؛ أو لإيقاظه أو لإظهار محبته؛ لأن حاله كانت تقتضي ذلك؛ لصغر سنه. "فَأَدَارَنِي عن يمينه" أي: أداره عن جانب يساره إلى جانب يمينه، وهي موقف المأموم الواحد من الإمام. "فَتَتَامَّت صلاته" فسرها بقوله: "ثلاث عشرة ركعة" أي: أن النبي صلى الله عليه وسلم صلى تلك الليلة ثلاث عشرة ركعة مع ركعة الوتر، يفصل بين كل ركعتين بسلام، كما في رواية البخاري: "يسلم من كل ركعتين"، وفي رواية عند البخاري ومسلم: "ثم صلى ركعتين ثم ركعتين ثم ركعتين ثم ركعتين ثم ركعتين ثم ركعتين، ثم أوتر" أي: بركعة واحدة مفصولة عن الركعتين؛ لأنه إذا صلى ركعتين ركعتين ست مرات مع الفصل بين كل ركعتين صارت الجملة اثنتي عشرة ركعة غير ركعة الوتر، وكانت جميع صلاته صلى الله عليه وسلم ثلاث عشرة ركعة، فلم يبق الوتر إلا ركعة واحدة. "ثم اضطجع فنام حتى نَفَخ" أي كان يتنفس بصوت حتى يسمع منه صوت النَّفخ، "وكان إذا نام نَفَخ، فَآذَنَهُ بلال بالصلاة" أعلمه بصلاة الصُّبح، "فصلَّى" سنة الفجر أولاً، ثم خرج إلى المسجد فصلى الصبح بالجماعة، "ولم يتوضأ" بل اكتفى بالوضوء السابق، وهذا من خصائصه صلى الله عليه وسلم أن نومه لا ينقض الوضوء؛ لأن عينيه تنامان ولا ينام قلبه، فلو خرج حدث لأحس به بخلاف غيره من الناس، ولهذا لما قالت عائشة رضي الله عنها "أتنام قبل أن توتر؟ قال: (يا عائشة إن عيني تنامان ولا ينام قلبي). "وكان يقول في دعائه" أي: من جملة دعائه تلك الليلة هذا الدعاء: "اللهم اجعل في قلبي نورا، وفي بَصري نورا، وفي سمعي نورا، وعن يميني نورا، وعن يساري نورا، وفَوْقِي نورا، وتحتي نورا، وأمامي نورا، وخلفي نورا، واجعل لي نورا"، وسأل النور في أعضائه وجهاته، والمراد به بيان الحق وضياؤه والهداية إليه، فسأل النور في جميع أعضائه وجسمه وتصرفاته وتقلباته وحالاته وجملته في جهاته الست حتى لا يزيغ شيء منها عنه.

  • جواز أن يبيت الرَّجل عند خالته أو عمته أو غيرهما من المحارم، وإن كانت ذات زوج، إذا عُلم من ذلك رضى صاحب البيت.
  • أنه -صلى الله عليه وسلم- بَشر، يأكل ويشرب ويتغوط وينام وينفخ في نومه، فدل ذلك على أنه -صلى الله عليه وسلم-، ليس له شيء من خصائص الألوهية أو الربوبية، وقد قال عن نَفْسه -صلى الله عليه وسلم-: (إنما إنا بشرٌ مثلكم أنسَى كما تَنْسَون).
  • استحباب وضوء الإنسان لنفسه بغير استعانة؛ لقوله: "فأطلق شِنَان القِرْبَة ثم توضأ"، والاستعانة جائزة؛ لأحاديث أخرى.
  • أن غسل أعضاء الوضوء أقل من ثلاث مرات مجزئ، لكن بشرط الإسباغ، والسُّنة ثلاث غسلات.
  • ما كان عليه ابن عباس -رضي الله عنهما- من الحرص على الخير وتعلم العلم، والاقتداء به -صلى الله عليه وسلم- والاقتباس منه، وحفظ أفعاله وأقواله من صغره.
  • أن نية الإمامة ليست شرطا من أول الصلاة؛ لأن ابن عباس -رضي الله عنهما- دخل مع النبي -صلى الله عليه وسلم- بعد أن شرع -عليه الصلاة والسلام- في صلاته.
  • أن موقف الواحد من الإمام يكون عن يمين الإمام لا عن يساره ولا من خلفه.
  • أن موقف المأموم الواحد من الإمام يكون مساويا للإمام؛ لأنه لم يَذكر تقدم ابن عباس عن النبي -صلى الله عليه وسلم- ولا تأخره عنه.
  • تحويل الإمام للمأموم إذا وقف عن يساره.
  • أن الحركة اليسيرة في الصلاة لا تبطلها؛ يؤخذ هذا من إدارته -صلى الله عليه وسلم- لابن عباس، وانتقال ابن عباس -رضي الله عنهما- من الجانب الأيمن إلى الجانب الأيسر.
  • أن صلاة الصبي صحيحة، وأن موقفه من الإمام كالبالغ.
  • أن صلاة الجماعة في النوافل جائزة، لكن لا على سبيل الدوام.
  • أن تهجد النبي -صلى الله عليه وسلم- من الليل ثلاث عشرة ركعة.
  • أن الأفضل في صلاة الوتر وغيرها من النوافل أن يسلِّم من كل ركعتين؛ لقول ابن عباس -رضي الله عنهما- كما في الرواية الأخرى: (يسلِّم من كل ركعتين).
  • فيه أن الأفضل أن يختم وتره بركعة مفصولة، فيصلي ركعتين ركعتين... ثم يوتر بركعة، كما في الرواية الأخرى عن ابن عباس -رضي الله عنه-.
  • اختصاص النبي -صلى الله عليه وسلم- ببعض الأحكام دون سائر الأمة، ومن ذلك عدم انتقاض الوضوء بالنوم.
  • الاستكثار من فضل الله -عز وجل-؛ فإن رسول الله -صلى الله عليه وسلم- مع ما جَبَلَه الله -عز وجل- عليه من النُّور الذي فضل فيه الأولين والآخرين لم يقنعه ذلك حتى سأل ربه المزيد منه.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر