حدیث

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کرده و فرمودند: «إِنَّهُ لَا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وَإِنَّمَا يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ»: «نذر خیری نمی‌آورد، بلکه با آن (مقداری) از (مال) بخیل بیرون آورده می‌شود

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند

متن عربی

عَنِ ابْنِ عُمَرَ رضي الله عنهما: عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ نَهَى عَنِ النَّذْرِ، وَقَالَ: «إِنَّهُ لَا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وَإِنَّمَا يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ».

ترجمه

از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کرده و فرمودند: «إِنَّهُ لَا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وَإِنَّمَا يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ»: «نذر خیری نمی‌آورد، بلکه با آن (مقداری) از (مال) بخیل بیرون آورده می‌شود».

شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کردند؛ و نذر آن است که کسی چیزی را بر خودش واجب سازد که شرع او را به آن ملزم نکرده باشد؛ و فرمود: نذر چیزی را جلو و عقب و پس و پیش نمی‌کند بلکه با آن مقداری از مال بخیل جدا می‌شود، چون بخیل فقط کاری را انجام می‌دهد که بر او واجب شده باشد؛ و نذر باعث نمی‌شود چیزی که برایش مقدر نیست، رخ دهد.

فواید

  • نذر امر مشروعی نیست، اما اگر کسی نذر کرد، وفای بدان بر او واجب می‌شود، البته اگر نذر او گناه نباشد.
  • علت در این نهی همان است که فرمود: «خیری نخواهد آورد»؛ چون تغییری در قضا و قدر الهی ایجاد نمی‌کند؛ تا نذر کننده گمان نکند که اجابت خواسته‌اش به سبب نذر بوده است؛ و الله تعالی از این بی‌نیاز است.
  • قرطبی می‌گوید: مثال این نهی آن است که مثلا بگوید: اگر خداوند بیمارم را شفا داد، بر من لازم است که چنین و چنان صدقه دهم. سبب کراهت آن است که وقتی کسی انجام کاری - که با آن به خداوند تقرب حاصل می‌شود - به حصول غرضی وابسته می‌کند، مشخص می‌شود که نیت او از انجام کار مذکور، نزدیکی و تقرب جستن به الله تعالی نبوده است، بلکه از باب معاوضه و جبران بوده است. و این نیت زمانی خود را بیشتر نشان می‌دهد که چون بیمارش شفا نیابد، صدقه‌ای را که وابسته به شفای بیمارش کرده بود، نمی‌پردازد. و این حال و وضع بخیل است که چیزی از مالش جدا نمی‌شود مگر در مقابل چیزی فوری که معمولا بیشتر از چیزی است که داده است.
شرح: العربية

نَهَى صلى الله عليه وسلم عن النذر، وهو أنْ يُوجِبَ الإنسان على نفسه شيئًا لم يُلزِمْه به الشَّارعُ، وقال: بأنّ النذر لا يقدِّم شيئًا ولا يؤخِّره، وإنما يُستخرج به من البخيل الذي لا يفعل إلا الواجب عليه، وأنَّ النذر لا يأتي بشيء لم يكن قد قدِّر له.

  • لا يُشرع النذر، لكن إذا نَذَرَ وَجَب عليه الوفاء به إن لم يكن معصية.
  • العلة في النهي (أنه لا يأتي بخير)؛ لأنه لا يَردُّ من قضاء الله شيئًا؛ ولئلا يَظن الناذِر أن حصول طلبه كان بسبب النذر، والله تعالى غني عن ذلك.
  • قال القرطبي: هذا النهي محلُّه أن يقول مثلًا: إن شفى الله مريضي فعليَّ صدقة كذا، ووجه الكراهة أنه لما وقَف فِعْلَ القُربة المذكور على حصول الغرض المذكور، ظهر أنه لم يَتَمَخَّض له نية التقرُّب إلى الله تعالى لِما صَدَر منه بل سلك فيها مسلك المعاوضة، ويوضِّحه أنه لو لم يشفِ مريضه لم يتصدّق بما علَّقه على شفائه، وهذه حالة البخيل، فإنه لا يُخرج من ماله شيئًا إلا بعوضٍ عاجل يزيد على ما أخرج غالبًا.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر