حدیث

زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب گرامی ایشان (به منظور عمره) وارد مکه شدند، مشرکان گفتند: کسانی نزد شما خواهند آمد که تب يثرب آنها را ضعيف و درمانده کرده است، آنگاه پيامبر صلى الله عليه و سلم به مسلمين دستور داد تا سه دور اول طواف را با حالتی نيم خيز طواف کنند و ميان دو رکن يمانی و حجر الاسود راه بروند.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن عبد الله بن عباس رضي الله عنهما قال: «لَمَّا قَدِم رسُول الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- وأصحابه مكة، فقَال المُشرِكُون: إِنَّه يَقدَمُ عَلَيكُم قَومٌ وَهَنَتهُم حُمَّى يَثرِب، فَأَمَرَهُم النَّبيُّ -صلَّى الله عليه وسلَّم- أن يَرمُلُوا الأَشوَاطَ الثلاَثَة، وأن يَمشُوا ما بَين الرُّكنَين، ولم يَمنَعهُم أَن يَرمُلُوا الأَشوَاطَ كُلَّها: إلاَّ الإِبقَاءُ عَليهِم».

ترجمه

از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب گرامی ایشان (به منظور عمره) وارد مکه شدند، مشرکان گفتند: کسانی نزد شما خواهند آمد که تب يثرب آنها را ضعيف و درمانده کرده است؛ آنگاه پيامبر صلى الله عليه و سلم به مسلمانان دستور داد تا سه دور اول طواف را با حالتی نيم خيز طواف کنند و ميان دو رکن يمانی و حجر الاسود راه بروند. و شفقت و رحمت پيامبر صلى الله عليه و سلم به اصحابش باعث شد تا از طواف کردن به حالت نيم خيز در تمام دورها باز دارد.

شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال ششم هجری برای گزاردن عمره به همراه تعداد زیادی از اصحاب به مکه آمد که کفار قریش برای جنگ با ایشان و بازداشتن پیامبر و صحابه از ادای عمره خارج شدند؛ در نهایت میان دو طرف صلح برقرار شد؛ یکی از بندهای صلح نامه این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش در این سال بازگردند و سال بعد برای ادای عمره آمده و سه روز در مکه حضور داشته باشند؛ پس رسول الله و صحابه در سال هفتم هجری جهت عمرة القضا به مکه آمدند. این بود که مشرکان جهت آرام کردن خود و از روی دشمنی و کینه ای که داشتند به یکدیگر گفتند: کسانی نزد شما خواهند آمد که تب يثرب آنها را ضعيف و درمانده کرده است. زمانی که این خبر به رسول الله صلی الله علیه وسلم رسید، تصمیم گرفت به آنها پاسخ گفته و آنان را به خشم آورد؛ بنابراین به اصحابش دستور داد تا با سرعت طواف کنند و تنها در بین رکن یمانی و رکنی که در آن حجر الاسود قرار دارد، راه بروند؛ و این از روی مهربانی و شفقت پیامبر نسبت به آنها بود. چون مشرکان آنها را در بین این دو رکن نمی دیدند؛ مشرکانی که در کوه قیقعان مستقر شده بودند تا مسلمانان را درحال طواف ببینند؛ اما این رفتار مسلمانان آنان را چنان خشمگین کرد که گفتند: حرکت آنها همچون آهو است؛ از آن زمان این کیفیت در طواف، به سنتی برای طواف کنندگان تبدیل شد تا یادآور وضعیت سلف و گذشتگان مان و اقتدا به آنها در موضع گیری ها نیکوی شان و صبر و استقامت والای شان و اعمال گرانقدری باشد که جهت نصرت و یاری دین و اعلای کلمه ی الله از انجام آنها دریغ نکردند؛ الله متعال پیروی از آنها و دنبال کردن راه و روش آنها را روزی مان گرداند. راه رفتن بین دو رکن و ترک به اصطلاح رمل، منسوخ می باشد؛ و دلیل آن نهی رسول الله از این مساله در حجة الوداع است؛ چنانکه امام مسلم از جابر و عبدالله بن عمر رضی الله عنهم روایت کرده که می گویند: رسول الله صلی الله علیه وسلم سه بار از حجر تا حجر با سرعت و چهار بار را به صورت عادی راه می رفت.

شرح: العربية

جاء النبي صلى الله عليه وسلم سنة ست من الهجرة إلى مكة معتمرًا، ومعه كثير من أصحابه، فخرج لقتاله وصده عن البيت كفار قريش، فحصل بينهم صلح، من مواده أن النبي صلى الله عليه وسلم وأصحابه يرجعون في ذلك العام، ويأتون في العام القابل معتمرين، ويقيمون في مكة ثلاثة أيام، فجاءوا في السنة السابعة لعمرة القضاء. فقال المشركون، بعضهم لبعض -تشفيا وشماتة-: إنه سيقدم عليكم قوم قد وهنتهم وأضعفتهم حمى يثرب. فلما بلغ النبي صلى الله عليه وسلم قولهم، أراد أن يرد قولهم ويغيظهم، فأمر أصحابه أن يسرعوا إلا فيما بين الركن اليماني والركن الذي فيه الحجر الأسود فيمشوا، رفقًا بهم وشفقة عليهم، حين يكونوا بين الركنين لا يراهم المشركون، الذين تسلقوا جبل "قعيقعان" لينظروا إلى المسلمين وهم يطوفون فغاظهم ذلك حتى قالوا: إن هم إلا كالغزلان، فكان هذا الرمل سنة متبعة في طواف القادم إلى مكة، تذكرا لواقع سلفنا الماضين، وتأسيًا بهم في مواقفهم الحميدة، ومصابرتهم الشديدة، وما قاموا به من جليل الأعمال، لنصرة الدين، وإعلاء كلمة الله، رزقنا الله اتباعهم واقتفاء أثرهم. والمشي بين الركنين وترك الرمل منسوخ؛ لنه في حجة الوداع رمل من الحجر إلى الحجر، روى مسلم عن جابر وابن عمر رضي الله عنهم «أن رسول الله صلى الله عليه وسلم رمل من الحجر إلى الحجر ثلاثًا، ومشى أربعًا».

  • أن النبي -صلى الله عليه وسلم- وأصحابه، رملوا في الأشواط الثلاثة الأول ماعدا ما بين الركنين، فقد رخص لهم في تركه، إبقاء عليهم، وذلك في عمرة القضاء.
  • استحباب الرمل في كل طواف وقع بعد قدوم، سواء أكان لنسك أم لا ففي صحيح مسلم: "كان ذلك إذا طاف الطواف الأول".
  • إظهار القوة والجلد أمام أعداء الدين، إغاظة لهم، وتوهينا لعزمهم، وفتا في أعضادهم.
  • من الحكمة في الرمل الآن تذكر حال سلفنا الصالح، في كثير من مناسك الحج، كالسعي، ورمي الجمار والهدي وغيرها.
  • الرمل مختص بالرجال دون النساء، لأنه مطلوب منهن الستر.
  • لو فات الرمل في الثلاثة الأول، فإنه لا يقضيه، لأن المطلوب في الأربعة الباقية، المشي، فلا يخلف هيئتهن، فتكون سنة فات محلها.
  • جواز حِكاية قول الغير، وإن كان خلاف المشروع، في قوله: "وهنتهم حمى يثرب".
  • شدة عداوة المشركين للمسلمين، وإظهار الشماتة بهم.
  • شفقة النبي -صلى الله عليه وسلم- على أمته.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر