حدیث

نزدِ خانواده های تان باز گرديد و نزدِ آنها اقامت نماييد و آنها را تعليم دهيد و - به نماز و ساير احکام اسلام - امر کنيد و فلان نماز را در فلان وقت بخوانيد و فلان نماز را در فلان وقت؛ هنگامی که وقتِ نماز فرا می رسد، باید يکی از شما اذان بگويد و مسن ترين شما امامت دهد.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن أبي سليمان مالك بن الحويرث رضي الله عنه قال: أَتَينَا رسُول الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- ونَحنُ شَبَبَةٌ مُتَقَارِبُون، فَأَقَمْنَا عِندَهُ عِشْرِينَ لَيلَةً، وَكَان رَسُولُ الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- رَحِيمًا رَفِيقًا، فَظَنَّ أَنَّا قَدْ اشْتَقْنَا أَهْلَنَا، فَسَألَنا عمَّنْ تَرَكْنا مِنْ أَهلِنا، فأَخبَرنَاه، فقال: «ارْجِعُوا إلى أَهْلِيكُم، فَأَقِيمُوا فيهم، وَعَلِّمُوهُم وَمُرُوهُم، وَصَلُّوا صَلاَةَ كَذَا في حِينِ كذَا، وصَلُّوا كَذَا في حِينِ كَذَا، فَإِذا حَضَرَتِ الصلاةُ فَلْيُؤذِّن لكم أَحَدُكُم وَلْيَؤُمَّكُم أكبركم». زاد البخاري في رواية له: «وصَلُّوا كَمَا رَأَيتُمُونِي أُصَلِّي».

ترجمه

از ابو سلیمان مالک بن حویرث رضی الله عنه روایت است که می گوید: ما تعدادی جوان هم سن و سال نزدِ رسول الله صلى الله عليه وسلم آمديم و بيست شب نزدش مانديم. رسول الله صلى الله عليه وسلم بسيار مهربان و دل سوز بود. احساس کرد که ما مشتاق خانواده و نزديکان خود شده ايم؛ بنابراین از ما درباره ی خانواده های مان پرسيد که آنها را ترک کرده بوديم و ما نيز پاسخش را داديم. فرمود: «ارْجِعُوا إلى أَهْلِيكُم، فَأَقِيمُوا فيهم، وَعَلِّمُوهُم وَمُرُوهُم، وَصَلُّوا صَلاَةَ كَذَا في حِينِ كذَا، وصَلُّوا كَذَا في حِينِ كَذَا، فَإِذا حَضَرَتِ الصلاةُ فَلْيُؤذِّن لكم أَحَدُكُم وَلْيَؤُمَّكُم أكبركم»: «نزدِ خانواده های تان باز گرديد و نزدِ آنها اقامت نماييد و آنها را تعليم دهيد و - به نماز و ساير احکام اسلام - امر کنيد و فلان نماز را در فلان وقت بخوانيد و فلان نماز را در فلان وقت؛ هنگامی که وقتِ نماز فرا می رسد، باید يکی از شما اذان بگويد و مسن ترين شما امامت دهد». و بخاری در روایتی می افزاید: «وَصَلَّوا كمَا رَأَيتُمُوني أُصَلِّي»: «آن گونه نماز بخوانيد که می بینید من نماز می خوانم».

شرح

مالک رضی الله عنه می گوید: درحالی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتیم که جوانانی هم سن و سال بودیم. این واقعه در "عام الوفود" در سال نهم هجری بود؛ و آنها جوان بودند و بیست روز نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم اقامت گزیدند. آنان به هدف کسب دانش در دین الله آمده بودند. مالک می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم مهربان و دلسوز بود و احساس نمود که ما مشتاق خانواده و نزدیکان خود شده ایم؛ پس از ما در مورد خانواده های مان که ترک شان کرده بودیم سوال کرد و پاسخش را دادیم؛ سپس فرمود: «نزد خانواده های تان باز گردید و نزد آنها اقامت نمایید و به آنها بیاموزید و آنان را - به نماز و سایر احکام - امر کنید؛ و فلان نماز را در فلان وقت بخوانید؛ و چون وقت نماز فرا رسید باید یکی از شما اذان بگوید و مسن ترین شما امامت دهد». بخاری علاوه بر این می افزاید: «و نماز بخوانید چنانکه می بینید من نماز می خوانم». این خود بیانگر آن است که رسول الله صلی الله علیه وسلم مشهور به مهربانی و دلسوزی بوده است؛ مهربان ترین و دلسوزترین مردم نسبت به آنها؛ چون می بیند آنها مشتاق دیدار خانواده های شان هستند و از آنها در مورد کسانی می پرسد که ترک شان کرده اند و آنها او را در جریان می گذارند، به آنها فرمان می دهد نزد خانواده های شان بازگردند. اما اینکه فرمود: «مسن ترین شما امامت دهد» دلیلی بر مقدم کردن کسی برای امامت است که سن بیشتری دارد. و این روایت با روایتی منافات ندارد که می فرماید: «يَؤُمُّ الْقَوْمَ أَقْرَؤهُمْ لِكتَابِ اللَّه»: «کسی برای مردم امامت دهد که کتاب الله را بهتر قرائت می کند». زیرا این جوانان همگی در یک وقت به نزد پیامبر آمده بودند و ظاهرا در قرائت قرآن تفاوت زیادی بین آنها نبوده است و در این زمینه نزدیک به هم بوده اند؛ بر این اساس است که می فرماید: «بزرگترین شما از نطر سن و سال امامت دهد». چون آنها در قرائت قرآن یکسان یا نزدیک به هم بودند؛ بنابراین چون در قرائت و آگاهی به سنت و هجرت با هم برابر باشند، امامت به کسی برمی گردد که سن بیشتری داشته باشد. و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «چنان نماز بخوانید که می بینید من نماز می خوانم». بر این موضوع تاکید دارد که راه و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم، آموزش دادن مردم با قول و فعل بوده است. به عنوان مثال کسی را که بدون آرامش نماز می خواند با قول آموزش داده و به او فرمود: «إذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلاَةِ فَأَسْبِغ الْوُضُوءَ ثُمَّ اسْتَقْبِل الْقِبْلَةَ، فَكَبِّرْ، ثُمَّ اقْرَأْ بِمَا تَيَسَّرَ مَعَكَ مِنْ الْقُرْآنِ، ثُمَّ ارْكَعْ»: «وقتی می خواستی به نماز بايستی، وضوی کاملی بگير؛ آنگاه به قبله روی بياور و الله اکبر بگو؛ سپس در حدّ امکان، هرچه از قرآن ياد داری، بخوان و آنگاه رکوع کن» تا پایان روایت. اما این جوانان را با عمل خود می آموزد.

شرح: العربية

قال مالك رضي الله عنه : "أتينا رسول الله صلى الله عليه وسلم ونحن شببة متقاربون"، وهذا في عام الوفود في السنة التاسعة من الهجرة، وكانوا شبابا فأقاموا عند النبي صلى الله عليه وسلم عشرين ليلة. جاءوا من أجل أن يتفقهوا في دين الله، قال مالك: "وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم رحيما رفيقا فظن أنا قد اشتقنا أهلنا" يعني اشتقنا إليهم، "فسألنا عمن تركنا من أهلنا فأخبرناه فقال: ارجعوا إلى أهليكم فأقيموا فيهم وعلموهم ومروهم وصلوا صلاة كذا في حين كذا، فإذا حضرت الصلاة فليؤذن لكم أحدكم وليؤمكم أكبركم" زاد البخاري "وصلوا كما رأيتموني أصلي". فدل هذا أن النبي صلى الله عليه وسلم كان مشهورا بالرحمة والرفق، فكان أرحم الناس بالناس، وكان أرفق الناس بالناس -عليه الصلاة والسلام- رحيما رفيقا، فلما رأى أنهم اشتاقوا إلى أهلهم وسألهم من خلَّفوا وراءهم وأخبروه، أمرهم أن يرجعوا إلى أهليهم. "وليؤمكم أكبركم" دليل على تقديم الكبير في الإمامة، وهذا لا ينافي قوله -عليه الصلاة والسلام-: "يؤم القوم أقرؤهم لكتاب الله"؛ لأن هؤلاء الشباب كلهم وفدوا في وقت واحد، والظاهر أنه ليس بينهم فرق بيِّن في قراءة القرآن، وأنهم متقاربون ليس بعضهم أقرأ من بعض؛ ولهذا قال: "وليؤمكم أكبركم" لأنهم متساوون في القراءة أو متقاربون، فإذا تساووا في القراءة والسنة والهجرة، فإنه يرجع إلى الأكبر سنا ويقدمونه. وفي قوله صلى الله عليه وسلم : "صلوا كما رأيتموني أصلي" وهذا مؤكد لما كان عليه الهدي النبوي من تعليم الناس بالقول وبالفعل. فعلَّم الذي صلَّى بغير طمأنينة بالقول قال: "إذا قمت إلى الصلاة فأسبغ الوضوء، ثم استقبل القبلة، فكبر، ثم اقرأ ما تيسر معك من القرآن، ثم اركع" إلى آخره. أما هؤلاء الشباب فعلمهم بالفعل.

  • بيان شفقة النبي -صلى الله عليه وسلم- على أصحابه.
  • وجوب الرحلة في طلب العلم، إن لم يتهيَّأ للإنسان في بلده.
  • من أراد العلم فعليه بالبحث عنه، والصبر على تحصيله، ومفارقة الأهل والأحبة من أجل الوصول إليه.
  • الشباب أقوى على حمل العلم والرحلة إليه.
  • وجوب الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر.
  • وجوب تعليم العالم الناس الذين لا يعلمون وتفقيههم في الدين.
  • إذا عاد المتعلم إلى قوم هم أقل منه علما وجب عليه تعليمهم.
  • للصلوات المفروضة أوقات لا يحصل معرفتها إلا بالتعليم.
  • تقديم الأكبر سنا في الإمامة إذا استوى مع غيره في العلم أو كان أعلم منهم.
  • القوم يؤمهم أعلمهم بكتاب الله وسنة رسوله، ولكنهم لما كانوا قد تعلموا معا عند رسول الله -صلى الله عليه وسلم- وفي وقت واحد وكانوا جميعا يحرصون على مجلسه لم يبق في الإمامة إلا السن.
  • مشروعية الأذان للصلوات.
  • أنَّ النبي -صلَّى الله عليه وسلَّم- كان يعَلِّم الناس بالقول وبالفعل.
  • استحباب سؤال ولي الأمر أفراد رعيته عن حالهم.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر