حدیث

انباردار مسلمان و امينی که مأموريت خود را به درستی انجام می دهد و صدقه را با رضايت خاطر و به طور کامل، به کسی می رساند که فرمان يافته است، خود يکی از صدقه دهندگان به شمار می رود.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت بخاری - متفق علیه، این لفظ بخاری است

متن عربی

عن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه عن النبيِّ -صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم- أَنَّهُ قَالَ: «الخَاِزنُ المسلم الأمين الَّذِي يُنْفِذُ ما أُمِرَ بِهِ فَيُعْطِيهِ كَامِلاً مُوَفَّراً طَيِّبَةً بِهِ نَفسُهُ فَيَدْفَعُه إلى الَّذِي أُمِرَ لَهُ بِهِ، أَحَدُ المُتَصَدِّقِين». وفي رواية: «الذي يُعطِي مَا أُمِرَ به».

ترجمه

از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الخَاِزنُ المسلم الأمين الَّذِي يُنْفِذُ ما أُمِرَ بِهِ فَيُعْطِيهِ كَامِلاً مُوَفَّراً طَيِّبَةً بِهِ نَفسُهُ فَيَدْفَعُه إلى الَّذِي أُمِرَ لَهُ بِهِ، أَحَدُ المُتَصَدِّقِين»: «انباردار مسلمان و امينی که مأموريت خود را به درستی انجام می دهد و صدقه را با رضايت خاطر و به طور کامل، به کسی می رساند که فرمان يافته است، خود يکی از صدقه دهندگان به شمار می رود». و در روایتی آمده است: «الذي يُعطِي مَا أُمِرَ به».

شرح

«الخازن» مبتدا و «أحد المتصدقين» خبر می باشد؛ یعنی خازن و انبارداری که این چهار صفت را داشته باشد: اسلام، امانت داری، انجام آنچه بدان ماموریت یافته و رضایت خاطر و خوشرویی به هنگام بذل و بخشش. اولین صفت مسلمان بودن است؛ انبار دار اگر کافر و امانت دار باشد و وظیفه اش را به درستی هم انجام دهد، اجر و پاداشی برای او نخواهد بود؛ چون کفار در برابر عمل خوبی که در دنیا انجام داده اند، اجری در آخرت ندارند؛ الله متعال می فرماید: «وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا»: «و به [بررسى] کارهای شان می ‏پردازیم و همه را [همچون] غبارى پراكنده می‏ سازیم». و می فرماید: «وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»: «و هریک از شما که از دینش بازگردد و در حال کفر بمیرد، اعمالش در دنیا و آخرت تباه می‏ گردد و آنان اهلِ آتش اند و همیشه در آن خواهند بود». اما اگر عمل خوبی داشته باشد سپس اسلام بیاورد، درواقع با خیر و خوبی که در گذشته داشته، اسلام آورده است و اجر و پاداش آنها را دریافت می کند. صفت دوم: امین بودن؛ یعنی کسی که امانت دار است؛ مال را حفظ می کند و آن را ضایع نکرده و مانع فساد آن شده و در این زمینه کوتاهی و تعدی نمی کند. صفت سوم: آنچه بدان ماموریت یافته، به درستی انجام می دهد؛ برخی از مردم امانت دار هستند اما تنبل؛ اما کسی که وصف آن در حدیث آمده، هم امانت دار است و هم آنچه پروردگارش به وی دستور داده انجام می دهد و به این ترتیب بین قوت و امانت جمع می کند. صفت چهارم: رضایت خاطر داشته باشد؛ امری را که بدان ماموریت یافته با رضایت خاطر انجام می دهد؛ به عبارت دیگر چون چیزی را به دیگری می بخشد، منت نمی گذارد یا اظهار فضل نمی کند بلکه با طیب خاطر می بخشد و عطا می کند. در این صورت خود یکی از صدقه دهندگان است با اینکه حتی پول خردی هم از مال خود نداده است.

شرح: العربية

الخازن مبتدأ، وأحد المتصدقين خبر، يعني أن الخازن الذي جمع هذه الأوصاف الأربعة: الإسلام، والأمانة، وإنفاذ ما أُمِر بإعطائه، وأن يكون زمن البذل والعطاء منشرح الصدر ظاهر البشاشة والسرور. فهو مسلم احترازا من الكافر، فالخازن إذا كان كافرا وإن كان أمينا وينفذ ما أمر به ليس له أجر؛ لأن الكفار لا أجر لهم في الآخرة فيما عملوا من الخير، قال الله تعالى: (وقدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلناه هباء منثورا)، وقال تعالى: (ومن يرتدد منكم عن دينه فيمت وهو كافر فأولئك حبطت أعمالهم في الدنيا والآخرة وأولئك أصحاب النار هم فيها خالدون)، أما إذا عمل خيرا ثم أسلم فإنه يسلم على ما أسلف من خير ويعطى أجره. الوصف الثاني: الأمين يعني الذي أدى ما ائتمن عليه، فحفِظ المال، ولم يفسده، ولم يفرط فيه، ولم يعتد فيه. الوصف الثالث: الذي ينفذ ما أمر به يعني يفعله؛ لأن من الناس من يكون أمينا لكنه متكاسل، فهذا أمين ومنفذ يفعل ما أمر به، فيجمع بين القوة والأمانة. الوصف الرابع: أن تكون طيبة به نفسه، إذا نفذ وأعطى ما أمر به أعطاه وهو طيبة به نفسه، يعني لا يمن على المعطَى، أو يظهر أن له فضلا عليه بل يعطيه طيبة به نفسه، فهذا يكون أحد المتصدقين مع أنه لم يدفع من ماله فلسا واحدا.

  • أن من وُكِّل في تحقيق عمل من أعمال الخير فقام بما وُكِّل به على خير وجه عن رغبة فيه ورضى عنه؛ كان له مثل أجر الفاعل الحقيقي الذي وَكَّله به، وكذلك كل من شارك أو ساهم في تحصيل نفع ودفع ضر ولو لم ينفق شيئا من المال في سبيله.
  • جواز اتخاذ خازن، وأن ذلك ليس مخيلة ولا تبذيرا.
  • كثرة المال الحلال ليس إثمًا.
  • حض لأرباب الأموال على الصدقة.
  • فضل الأمانة، وفضل التنفيذ فيما وكل فيه وعدم التفريط فيه، ودليل على أن التعاون على البر والتقوى يكتب لمن أعان مثل ما يكتب لمن فعل، وهذا فضل الله يؤتيه من يشاء.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر