حدیث

من قلاده ی هَدی رسول الله صلى الله عليه و سلم را بافتم، سپس ايشان آن را با شکاف دادن کوهانش [برای جاری شدن خون] علامتگذاری کرد و قلاده را به گردن قربانی آويخت - يا من آويختم - سپس قربانی را به خانه ی خدا فرستاد و خود در مدينه باقی ماند و به سبب اين کار محرم نشد تا چيزی بر او حرام شود.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عائشة رضي الله عنها قالت: «فَتَلْتُ قَلَائِدَ هَدْيِ رسولِ الله صلى الله عليه وسلم ، ثم أَشْعَرْتُها وَقَلَّدَهَا -أو قَلَّدْتُها-، ثم بعث بها إلى البيت، وأقام بالمدينة، فما حَرُمَ عليه شيءٌ كان له حِلًّا».

ترجمه

عایشه رضی الله عنها می گوید: من قلاده ی هَدی رسول الله صلى الله عليه و سلم را بافتم، سپس ايشان آن را با شکاف دادن کوهانش [برای جاری شدن خون] علامتگذاری کرد و قلاده را به گردن قربانی آويخت - يا من آويختم - سپس قربانی را به خانه ی خدا فرستاد و خود در مدينه باقی ماند و به سبب اين کار محرم نشد تا چيزی بر او حرام شود.

شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم بیت العتیق [خانه ی قدیمی و گرامی کعبه] را بزرگ شمرده و آن را مقدس می شمرد؛ چون نمی توانست خود را به خانه برساند، جهت تعظیم و کمک به همسایگانش، قربانی را به عنوان هدیه می فرستاد؛ و چون این قربانی که هدی نام دارد، فرستاده می شد، آن را علامتگذاری کرده و قلاده بر گردنش می کرد تا مردم بدانند این قربانی یا هدی، عازم بیت الحرام است و به این ترتیب آن را محترم شمرده و متعرض آن نشوند؛ عایشه رضی الله عنها در تاکید این خبر به این مساله اشاره می کند که وی قلاده های این قربانی را می بافته است؛ و چون رسول الله صلی الله علیه وسلم این هدی را می فرستاد - درحالی که در مدینه مقیم بود - از اموری که فرد محرم از آنها دوری می کند مانند زنان و استعمال خوشبویی و پوشیدن لباس خط دار و موارد مشابه، دوری نمی کرد؛ بلکه به احرام در نمی آمد تا همه چیز بر وی حلال باشد.

شرح: العربية

كان النبي صلى الله عليه وسلم يعظم البيت العتيق ويقدسه، فكان إذا لم يصل إليه بنفسه بعث إليه الهدي؛ تعظيما له، وتوسعة على جيرانه، وكان إذا بعث الهدي أشعرها وقلدها؛ ليعلم الناس أنها هدي إلى البيت الحرام؛ فيحترموها، ولا يتعرضوا لها بسوء، فذكرت عائشة رضي الله عنها -تأكيدا للخبر-: أنها كانت تفتل قلائدها. وكان إذا بعث بها -وهو مقيم في المدينة- لا يجتنب الأشياء التي يجتنبها المحرم من النساء، والطيب، ولبس المخيط ونحو ذلك، بل يبقى محلا لنفسه كل شيء كان حلالا له.

  • استحباب إشعار الهدي وتقليده، بالقرب، والنعال، ولحاء الشجر، مما هو خلاف عادة الناس؛ ليعرفوه فيحترموه.
  • استحباب بعث الهدي إلى البيت الحرام من البلاد البعيدة ولو لم يصحبها المهدي؛ لأن الإهداء إلى البيت صدقة على مساكين الحرم، وتعظيم للبيت، وتقرب إلى الله تعالى بإراقة الدماء في طاعته.
  • المهدي لا يكون محرما ببعث الهدي؛ لأن الإحرام هو نية النسك.
  • المهدي لا يحرم عليه أيضا ما يحرم على المحرم من محظورات الإحرام، ولا يصير بتقليد الهدي محرما، ولا يجب عليه شيء.
  • جواز استخدام الرجل زوجته بما ترضاه، أو تجري به العادة.
  • الأفضل بعثها مقلدة، من أمكنتها، لا تقليدها عند الإحرام؛ لتكون محترمة على من تمر به في طريقها؛ وليحصل التنافس في أنواع هذه القرب المتعدي نفعها.
  • جواز فعل ما يؤلم الحيوان للمصلحة.
  • جاء الإسلام بتحقيق المصلحة المحضة أو المصلحة الراجحة على المفسدة، فإن إشعار الإبل والبقر المهداة فيه إيلام لها، ولكن مصلحة إشعارها؛ لتعظيمها، وإظهار طاعة الله في إهدائها، راجح على هذه المفسدة اليسيرة التي لا تصل لدرجة التعذيب؛ لذلك لا يشرع الإشعار للغنم لأنها لا تتحمل.
  • جواز التوكيل في سوقها إلى الحرم، وذبحها وتفريقها.
  • كمال كرم النبي -صلى الله عليه وسلم- وتعظيمه لشعائر الله -تعالى-.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر