حدیث

مردی را که شراب خورده بود نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آوردند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «اضْربُوهُ»: «او را بزنيد».

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت بخاری

متن عربی

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: أُتِي النبي صلى الله عليه وسلم برجل قد شَرِب خمرا، قال: «اضربوه». قال أبو هريرة: فمنا الضارب بيده، والضارب بنعله، والضارب بثوبه، فلما انصرف، قال بعض القوم: أخزاك الله، قال: «لا تقولوا هكذا، لا تُعِينُوا عليه الشيطان».

ترجمه

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: مردی را که شراب خورده بود نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آوردند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «اضْربُوهُ»: «او را بزنيد». ابوهریره می گوید: برخی از ما با دست خود، بعضی هم با کفش خويش و عده ای نيز با پارچه يا لباس خود او را زدند. هنگامی که آن مرد رفت، يکی از حاضران گفت: خداوند تو را خوار و رسوا کند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لا تقُولُوا هَكَذا، لا تُعِينُوا عليه الشَّيْطانَ»: «چنين نگوييد و شيطان را علیه او کمک نکنيد».

شرح

صحابه رضی الله عنهم مردی را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آوردند که شراب خورده بود؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور داد تا او را بزنند و صحابه چنین کردند. برخی از صحابه با دست خالی و برخی با کفش و برخی با لباسش او را می زد و این جهت بازداشتن وی از این عمل بود و هیچکس از شلاق برای زدن وی استفاده نکرد چون شلاق از ابزار اجرای حد بود. و در روایتی آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم تعداد بیست مرد را مامور زدن او کرد که هریک دو ضربه با شاخه ی نخل و کفش به او می زدند؛ و این بیانگر آن است که شلاق زدن در این مورد به تعداد چهل ضربه است. و آنچه از خلفای راشدین بیش از این مقدار وارد شده، تعزیر است که به امام و حاکم مسلمانان بازمی گردد. چون مردم از زدن وی فارغ شدند، برخی علیه وی چنین دعا کردند: خداوند تو را خوار و زبون نموده و در بین مردم رسوا کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: چنین نگویید و شیطان را علیه وی یاری ندهید. چون وقتی برای خواری و ذلت وی دعا کنند، چه بسا اجابت شوند و به این ترتیب شیطان به هدف خود رسیده و گنه کار با اینکه حد بر وی جاری شده، از گناه خود دست نکشد.

شرح: العربية

معنى الحديث: أن الصحابة -رضي الله تعالى عنهم- جاءوا إلى النبي صلى الله عليه وسلم برجل قد شرب الخمر، فأمر النبي صلى الله عليه وسلم بضربه فضربه الصحابة، فبعضهم ضربه بيده دون استعمال أداة أخرى من أدوات الضرب، ومنهم الضارب بنعله وهذا من التنكيل به ومنهم الضارب بثوبه، ولم يستعملوا السوط الذي هو أداة الحد في الضرب، وجاء في رواية أنه أمر عشرين رجلًا فضربه كل رجل جلدتين بالجريد والنعال، وهذا يفسر أن الجلد أربعين، وما جاء عن الخلفاء الراشدين من زيادة على ذلك فهو تعزير راجع للإمام. ثم لما فرغ الناس من ضربه، دعا عليه بعضهم بقوله : " أخزاك الله" أي: دعا عليه بالخزي، وهو الذل والمهانة والفضيحة بين الناس، فقال النبي صلى الله عليه وسلم : "لا تقولوا له هكذا لا تعينوا عليه الشيطان"؛ لأنهم إذا دعوا عليه بالخزي ربما استجيب لهم، فبلغ الشيطان مأربه، ونال مقصده ومطلبه، وحتى لا ينفر العاصي وقد حد.

  • حصول حد شارب الخمر بالضرب باليد وأطراف الثوب والجريد والنعال.
  • الحدود زواجر جوابر فمن أقيم عليه الحد كان كفارة له.
  • أسلوب النبي -صلى الله عليه وسلم- في توجيه العصاة بعدم تعييرهم أو سبهم، مما يجعل ذلك أدعى إلى استجلابهم إلى ترك المعاصي.
  • لا ينبغي للمسلم أن يكون عوناً للشيطان على أخيه المسلم إذا فرط في حق من الحقوق.
  • على المسلمين أن يحرصوا على رد العصاة إلى جانب الحق و الصواب.
  • مرتكب الكبيرة لا يكفر بها لثبوت النهي عن لعنه، والأمر بالدعاء له.
  • فيه دليل على أن الإنسان إذا فعل ذنبًا وعوقب عليه في الدنيا، فإنه لا يجوز لنا أن ندعو عليه بالخزي والعار، بل نسأل الله له الهداية، ونسأل الله له المغفرة.
  • فيه تحريم شرب الخمر وأن من شربها عوقب.
  • فيه الرفع إلى ولي الأمر إذا اقتضى الأمر ذلك.
  • الدعاء للعاصي بعد إقامة الحد علية بالتوفيق والنجاة من الخذلان.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر