حدیث

رسول خدا صلی الله علیه و سلم استخاره در کارها را همانند سوره‌ای از قرآن به ما می‌آموختند

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت بخاری

متن عربی

عن جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُعَلِّمُنَا الِاسْتِخَارَةَ فِي الْأُمُورِ كَمَا يُعَلِّمُنَا السُّورَةَ مِنَ الْقُرْآنِ، يَقُولُ: «إِذَا هَمَّ أَحَدُكُمْ بِالْأَمْرِ فَلْيَرْكَعْ رَكْعَتَيْنِ مِنْ غَيْرِ الْفَرِيضَةِ، ثُمَّ لِيَقُلِ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ وَأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَظِيمِ، فَإِنَّكَ تَقْدِرُ وَلَا أَقْدِرُ، وَتَعْلَمُ وَلَا أَعْلَمُ، وَأَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ خَيْرٌ لِي فِي دِينِي، وَمَعَاشِي، وَعَاقِبَةِ أَمْرِي» أَوْ قَالَ: «عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ، فَاقْدُرْهُ لِي وَيَسِّرْهُ لِي ثُمَّ بَارِكْ لِي فِيهِ، وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي» أَوْ قَالَ: «فِي عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ، فَاصْرِفْهُ عَنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ، وَاقْدُرْ لِي الْخَيْرَ حَيْثُ كَانَ، ثُمَّ أَرْضِنِي» قَالَ: «وَيُسَمِّي حَاجَتَه».

ترجمه

از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم استخاره در کارها را همانند سوره‌ای از قرآن به ما می‌آموختند و می‌فرمودند: «هنگامی که هريک از شما قصد انجام كاری كرد، دو ركعت نماز به جز نماز فرض بخواند و سپس بگويد: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، وَأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَظِيمِ، فَإِنَّكَ تَقْدِرُ وَلَا أَقْدِرُ، وَتَعْلَمُ وَلَا أَعْلَمُ، وَأَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ - اینجا حاجت خود را می گوید - خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - یا فرمود عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاقْدُرْهُ لِي وَيَسِّرْهُ لِي ثُمَّ بَارِكْ لِي فِيهِ، وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - یا فرمود: عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاصْرِفْهُ عنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ وَاقْدُرْ لِيَ الخَيْرَ حَيْثُ كَانَ ثُمَّ أَرْضِنِي بِهِ». یعنی: «بار الها، از علم تو طلب خير می‌كنم و از قدرت تو توانايی می‌جويم و از تو خواهانِ فضل و بخششِ بی‌کرانت هستم. به يقين، تو توانايی و من ناتوانم؛ و تو می‌دانی و من نمی‌دانم و تو دانای اسراری. يا الله، اگر اين كار را به خيرِ دين، دنيا و فرجامِ كار من می‌دانی، آن را برای من ممكن و آسان بگردان. و اگر آن را برای دين، دنيا و عاقبت كار من زيان‌بار می‌دانی، آن را از من دور کن و مرا از انجامش منصرف بگردان و خير را هرجا که هست، برايم مقدّر بفرما و آنگاه مرا بدان خشنود کن».

شرح

هرگاه مسلمانی قصد انجام کاری را داشت که راه درست در آن را نمی‌دانست، برایش مشروع است که نماز استخاره بخواند، چرا که پیامبر صلی الله علیه و سلم این نماز را همانند سوره‌ای از قرآن به اصحابشان رضی الله عنهم می‌آموختند. بنابراین، شخص دو رکعت نماز غیر واجب می‌خواند، سپس خدا را به دعا خوانده و می‌گوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ» (خداوندا از تو طلب خیر می‌کنم) با طلب توفیق برای بهترینِ دو کار، و از تو می‌خواهم «بِعِلْمِكَ» (به وسیلهٔ علم تو) آن علم گسترده‌ات که بر همه چیز احاطه دارد، «وَأَسْتَقْدِرُكَ» (و از تو طلب قدرت می‌کنم) که مرا توانا گردانی در حالی که هیچ توان و نیرویی ندارم مگر به وسیلهٔ تو «بِقُدْرَتِكَ» (به وسیلهٔ قدرت تو) آن قدرت نافذت، پس تو از هیچ چیز عاجز نیستی، «وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ» (و از فضل تو می‌خواهم) و احسان «الْعَظِيمِ» (بزرگ) و گسترده‌ات؛ زیرا عطای تو فضلی از سوی توست و هیچ‌کس برای هیچ نعمتی حقی بر تو ندارد؛ «فَإِنَّكَ تَقْدِرُ» (زیرا تو توانایی) بر هر چیزی، و من ضعیف و عاجزم «وَلَا أَقْدِرُ» (و توانایی ندارم) بر هیچ چیزی مگر با یاری تو، «وَ» تو «تَعْلَمُ» (می‌دانی) با علم فراگیر و محیطت بر ظاهرها و باطن‌ها و بر خیر و شر، «وَ» من «لَا أَعْلَمُ» (نمی‌دانم) هیچ چیزی را مگر با توفیق و هدایت تو، «وَأَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ» (و تو دانندهٔ همهٔ غیب‌هایی) پس علم مطلق و قدرت نافذ از آنِ توست، و برای غیر تو از آن چیزی نیست مگر آنچه برایش مقدر کرده‌ای و بر آن توانایش ساخته‌ای. سپس مسلمان پروردگارش را می‌خواند و حاجتش را نام می‌برد و می‌گوید: «اللَّهُمَّ» (خداوندا) من کارم را به تو سپردم پس «إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ» (اگر می‌دانی) در علمت که این کار «وَيُسَمِّي حَاجَتَهُ» (و حاجتش را نام می‌برد) مانند خریدن این خانه، یا خریدن این ماشین، یا ازدواج با این زن یا غیر آن... پس اگر این کار در علمت پیشی گرفته که در آن «خَيْرٌ لِي فِي دِينِي» (خیری برای من در دینم است) که حافظ همهٔ امور من است، «وَمَعَاشِي» (و در زندگی‌ام) در دنیایم «وَعَاقِبَةِ أَمْرِي» (و در سرانجام کارم) و آنچه کارم به آن بازمی‌گردد، یا فرمودند: «فِي عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ» (در کارِ حال و آینده‌ام) در دنیا و آخرت؛ «فَاقْدُرْهُ» (پس آن را مقدر کن) و آماده ساز و به انجام رسان «لِي» (برایم)، و آن را آسان کن «وَيَسِّرْهُ لِي» (و برایم آسانش گردان)، «ثُمَّ بَارِكْ» (سپس برکت ده) و خیر را «لِي فِيهِ» (برایم در آن) زیاد کن. «وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ» (و اگر می‌دانی) ای خدا «أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ» (که این کار) که برایش استخاره کردم «شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي -أَوْ قَالَ: فِي عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ- فَاصْرِفْهُ عَنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ، وَاقْدُرْ لِيَ الْخَيْرَ حَيْثُ كَانَ، ثُمَّ أَرْضِنِي بِهِ» (برای من در دینم و زندگی‌ام و سرانجام کارم - یا فرمودند: در کارِ حال و آینده‌ام - شر است، پس آن را از من دور بگردان و مرا از آن بگردان، و خیر را هر کجا که هست برایم مقدر کن، سپس مرا به آن و به همهٔ قضاهایت، چه آنچه دوست دارم و چه آنچه ناخوش می‌دارم، خشنود ساز).

فواید

  • شدت اهتمام پیامبر صلی الله علیه و سلم به آموزش این نماز به اصحابشان رضی الله عنهم؛ به دلیل منفعت و خیر بزرگی بود که در آن است.
  • مستحب بودن استخاره و دعای مأثورِ پس از آن.
  • استخاره در کارهای مباحی که در آن تردید حاصل می‌شود، مستحب است و در کار واجب یا مستحب انجام نمی‌شود؛ زیرا اصل بر انجام آن دو است. اما می‌توان در امور مربوط به آنها استخاره کرد، مانند انتخاب همراه در عمره یا حج.
  • برای انجام کار واجب و مستحب استخاره نمی‌شود، و برای ترک کار حرام و مکروه استخاره نمی‌شود.
  • دعا پس از نماز به تأخیر انداخته می‌شود؛ به دلیل این سخن پیامبر صلی الله علیه و سلم: «سپس بگوید...»، و اگر قبل از سلام گفته شود، اشکالی ندارد.
  • بر بنده واجب است که همهٔ کارها را به خدا بازگرداند، و واجب است که از توان و نیروی خود بیزاری جوید؛ زیرا او هیچ توان و نیرویی ندارد مگر به وسیلهٔ خدا.
شرح: العربية

إِذا أراد المسلمُ فعلَ أمرٍ مما لا يَعلمُ وجهَ الصواب فيه، فإنه يُشرع له أن يصليَ صلاةَ الاستخارة حيث كان النبي صلى الله عليه وسلم يُعلِّم أصحابَه رضي الله عنهم هذه الصلاة كما يُعلّمهم السورة من القرآن، فيصلي ركعتين من غير صلاة الفريضة، ثم يدعو الله قائلًا: «اللهم إني أستخيرك» بطلب التوفيق لخير الأمرين، وأسألك «بعلمك» الواسع الذي أحاط بكل شيء، «وأستقدرك» أن تجعلني قادرًا حيث لا حول لي ولا قوة إلا بك «بقدرتك» النافذة فأنت لا يعجزك شيء، «وأسألك من فضلك» وإحسانك «العظيم» الواسع؛ حيث عطاؤك فضل منك، وليس لأحد عليك حق في نعمة؛ «فإنك تقدر» على كل شيء، وأنا ضعيف عاجز «ولا أقدر» على شيءٍ إلا بإعانة منك، «و» أنت «تعلم» بعلمك الشَّامل المحيط بالظَّواهر والبواطن، وبالخير والشَّر، «و» أنا «لا أعلم» شيئًا إلا بتوفيقك وهدايتك، «وأنت علام الغيوب» فلك العلم المطلق، والقدرة النافذة، وليس لغيرك من ذلك إلا ما قدرت له وما أقدرته عليه. ثم يدعو المسلم ربَّه، ويسمّي حاجتَه فيقول: «اللهم» إني فوّضت أمري إليك فـ «إن كنت تعلم» في علمك أنَّ هذا الأمرَ «ويسمي حاجته» كشراء هذه الدَّار، أو في شراء هذه السَّيارة، أو في نكاح هذه المرأة أو غير ذلك... فإن كان هذا الأمر قد سَبق في علمك أنه فيه «خير لي في ديني» الذي هو عصمة أمري، «ومعاشي» في دنياي «وعاقبة أمري» وما يؤول إليه أمري، أو قال: «في عاجل أمري وآجله» في الدنيا والآخرة؛ «فاقدره» وهيِّئه ونجِّزه «لي»، وسهله «ويسّره لي»، «ثم بارك» وكثّر الخير «لي فيه»، «وإن كنت تعلم» يا الله «أن هذا الأمر» الذي استخرت عليه «شر لي في ديني ومعاشي وعاقبة أمري -أو قال: في عاجل أمري وآجله- فاصرفه عني واصرفني عنه، واقدر لي الخير حيث كان، ثم أرضني به» وبجميع قضائك مما أحب ومما أكره.

  • شدة حرص النبي صلى الله عليه وسلم على تعليم أصحابه رضي الله عنهم هذه الصلاة؛ لما فيها من منفعة وخير عظيم.
  • استحباب الاستخارة والدعاء المأثور بعدها.
  • الاستخارة تستحب في الأمور المباحة التي يحصل فيها التردد، ولا تكون في الأمر الواجب أو المستحب؛ لأن الأصل فعلهما، لكن يمكن أن يستخير فيما يتعلق بها، كاختيار الرفقة في العمرة أو الحج.
  • الواجب والمستحب لا يُستخار في فعلِهما، والحرام والمكروه لا يُستخار في تركهما.
  • يؤخر الدعاء عن الصلاة؛ لقوله صلى الله عليه وسلم: "ثم ليقل..."، وإن قيل قبل السلام فلا بأس.
  • يجب على العبد أن يرد الأمور كلها إلى الله، ويجب عليه التَّبَرِّي من حوله وقوته؛ لأنه لا حول له ولا قوة إلا بالله.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر