حدیث

درحالی که رسول الله صلى الله عليه وسلم در خيمه ی سرخ رنگش بود نزد ایشان رفتم که بلال رضی الله عنه آب وضوی ایشان را آورد. برخی از اصحاب به آب وضوی رسول الله صلى الله عليه وسلم دست يافتند - و برای تبرک به خود ماليدند - و آنها که بی نصیب ماندند، به آبی که دوستان شان گرفته بودند، دست می کشيدند.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن أبي جُحَيْفَةَ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ السُّوَائِيِّ رضي الله عنه قال: «أَتَيتُ النَبِيَّ صلى الله عليه وسلم وهو في قُبَّةٍ لَهُ حَمرَاءَ مِن أَدَمٍ، قال: فَخَرَج بِلاَل بِوَضُوءٍ، فمن نَاضِحٍ ونَائِلٍ، قال: فَخَرَجَ النبِيَّ صلى الله عليه وسلم عليه حُلَّةٌ حَمرَاءُ، كَأَنِّي أَنظُرُ إلى بَيَاضِ سَاقَيهِ، قال: فَتَوَضَّأ وأَذَّن بِلاَل، قال: فَجَعَلَتُ أتَتَبَّعُ فَاهُ هَهُنَا وهَهُنَا، يقول يمِينا وشِمالا: حَيَّ على الصَّلاة؛ حيَّ عَلَى الفَلاَح. ثُمَّ رَكَزَت لَهُ عَنَزَةٌ، فَتَقَدَّمَ وصلى الظُهرَ رَكعَتَين، ثُمَّ لَم يَزلَ يُصِلِّي رَكعَتَين حَتَّى رَجَعَ إِلى المَدِينَة».

ترجمه

از ابوجحیفه وهب بن عبدالله سُوائی رضی الله عنه روایت است که می گوید: درحالی که رسول الله صلى الله عليه وسلم در خيمه ی سرخ رنگش بود نزد ایشان رفتم که بلال رضی الله عنه آب وضوی ایشان را آورد. برخی از اصحاب به آب وضوی رسول الله صلى الله عليه وسلم دست يافتند - و برای تبرک به خود ماليدند - و آنها که بی نصیب ماندند، به آبی که دوستان شان گرفته بودند، دست می کشيدند. وی می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم - ابتدای ظهر - درحالی که جامه ای سرخ رنگ پوشيده بود، بيرون آمد؛ گويا اينک به سفيدیِ ساق هايش نگاه می کنم. وضو گرفت و بلال اذان گفت. من سر و دهان بلال را زیر نظر داشتم که به اين سو و آن سو حرکت می نمود؛ يعنی هنگام گفتن «حَيَّ عَلى الصَّلاة» و «حيَّ على الفَلاَح»، صورتش را به راست و چپ می گرداند. سپس چوب دستی - يا نيزه ای- برای رسول الله صلى الله عليه وسلم به عنوان سُتره- در زمين فرو بردند و رسول الله صلى الله عليه وسلم جلو رفت و نماز ظهر را دو رکعت خواند و تا به مدینه بازگشت، آن را دو رکعت می خواند.

شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم در وادی ابطح در بالای مکه توقف نمود که بلال با پس مانده ی آب وضوی رسول الله صلی الله علیه وسلم از خیمه ی ایشان بیرون آمد. مردم از این آب تبرک جستند و بلال اذان گفت. ابوجحیفه می گوید: من دهان بلال را زیر نظر داشتم که به هنگام گفتن «حي على الصلاة حي على الفلاح» آن را به سمت راست و چپ می گرداند تا مردم آنها را بشنوند؛ چون این دو جمله به حضور در نماز تشویق می کرد. سپس برای رسول الله صلی الله علیه وسلم نیزه ی کوچکی به عنوان ستره برای نماز، به زمین فرو برده شد و پس از آن رسول الله صلی الله علیه وسلم دو رکعت نماز خواند. و از آن به بعد تا بازگشت به مدینه، نمازهای چهار رکعتی را دو رکعت می خواند، چون مسافر بود.

شرح: العربية

كان النبي صلى الله عليه وسلم نازلًا في الأبطح في أعلى مكة، فخرج بلال بفضل وضوء النبي صلى الله عليه وسلم ، وجعل الناس يتبركون به، وأذن بلال. قال أبو جحيفة: فجعلت أتتبع فم بلال، وهو يلتفت يمينًا وشمالًا عند قوله: "حي على الصلاة حي على الفلاح" ليسمع الناس حيث إن الجملتين حث على المجيء إلى الصلاة، ثم رُكِزَت للنبي صلى الله عليه وسلم رمح قصيرة لتكون سترة له في صلاته، فصلى الظهر ركعتين، ثم لم يزل يصلي الرباعية ركعتين حتى رجع إلى المدينة، لكونه مسافرًا.

  • مشروعية التفات المؤذن يمينا وشمالا عند قوله: (حي على الصلاة، حي على الفلاح) والحكمة في هذا تبليغ الناس ليأتوا إلى الصلاة؛ لأن هاتين الجملتين نداء ومخاطبة للناس، وما عداهما ذكر لله تعالى؛ لذلك خصتا بالالتفات.
  • مشروعية قصر الرباعية إلى ركعتين في السفر.
  • المسافر يقصر وإن كان في بلد تزوج فيه، أو استوطنه سابقًا.
  • مشروعية السترة أمام المصلي ولو في مكة.
  • شدة محبة الصحابة للنبي -صلى الله عليه وسلم- وتبركهم بآثاره، وهذا التبرك خاص به -صلى الله عليه وسلم-.
  • تواضع النبي -صلى الله عليه وسلم- حيث كان مخيمه تلك القبة الصغيرة من الجلود.
  • جواز لبس الحلة الحمراء الغير الخالصة في الحمرة.
  • جواز تشمير الرجل ثوبه عن ساقيه لاسيما في السفر.
  • الساقين ليسا من العورة.
  • مشروعية الأذان في السفر.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر