حدیث

همان را به او بدهيد؛ زيرا بهترين شما کسی است که بدهی خود را به بهترين شکل ادا کند.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن أبي هريرة رضي الله عنه : أن رجلًا أتى النبي صلى الله عليه وسلم يَتَقَاضَاهُ فَأغْلَظَ له، فَهَمَّ به أصحابه، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «دَعُوه، فإن لِصَاحب الحَقِّ مَقَالا» ثم قال: «أعْطُوهُ سِنًّا مِثْل سِنِّهِ» قالوا: يا رسول الله، لا نَجِدُ إلا أمْثَلَ مِنْ سِنِّهِ، قال: «أعْطُوه، فإن خَيْرَكم أحْسَنُكُم قَضَاء».

ترجمه

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که: مردی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و با لحنی تند طلب خود را از آن بزرگوار خواست. صحابه خواستند او را تنبيه کنند؛ ولی رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «دَعُوهُ، فَإنَّ لِصَاحِبِ الحَقِّ مَقَالاً»: «کاری با او نداشته باشيد؛ زيرا آنکه حقی دارد، حقّ سخن گفتن و مطالبه ی حقّش را دارد». و سپس فرمود: «أعْطُوهُ سِنّاً مِثْلَ سِنِّهِ»: «شتری مانند شتر خودش به او بدهيد». گفتند: ای رسول خدا، شتری جز بهتر و بزرگ تر از شترِ او نمی يابيم. فرمود: «أعْطُوهُ، فإنَّ خَيْرَكُمْ أحْسَنُكُمْ قَضَاءً»: «همان را به او بدهيد؛ زيرا بهترين شما کسی است که بدهی خود را به بهترين شکل ادا کند».

شرح

مردی طلبی از رسول الله صلی الله علیه وسلم داشت و رسول الله صلی الله علیه وسلم شتر کوچکی را از وی قرض کرده بود؛ این بود که جهت طلبش نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و با لحنی تند آن را درخواست کرد؛ اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم با دیدن این صحنه و این برخورد دور از ادب، قصد تنبیه و زد و خورد او را داشتند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: او را رها کنید تا هرچه می خواهد بگوید و پاسخش را ندهید؛ چون کسی که حقی دارد، حق دارد طلبش را بخواهد اما با رعایت ادب؛ اما دشنام دادن و بد و بیراه گفتن و بی ادبی از اخلاق مسلمانان نیست. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم به یکی از اصحابش دستور داد تا شتری همسن شتر آن مرد - که به رسول الله صلی الله علیه وسلم قرض داده بود – به وی بدهند. صحابه گفتند: شتری جز بهتر و بزرگ تر از شترِ او نمی يابيم. پس فرمود: «به وی شتری بزرگ تر از شترش بدهید که برترین شما در تعامل با مردم که بیشترین ثواب و پاداش هم از آن اوست، کسی است که بدهی خود را به شیوه ای بهتر ادا نماید».

شرح: العربية

كان لرجل دين على النبي صلى الله عليه وسلم ، وكان النبي صلى الله عليه وسلم قد استقرض من ذلك الرجل ناقة صغيرة، فجاء إلى النبي صلى الله عليه وسلم يطلب منه قضاء دَيْنِه وأغلظ عليه في طلبه، فأراد أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم أن يضربوه بسبب غلظته للنبي صلى الله عليه وسلم وسوء أدبه معه، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : اتركوه يقول ما يشاء ولا تتعرضوا له بشيء؛ فإن صاحب الحق له حق في مطالبة غريمه بقضاء الدين ونحوه، لكن مع التزام أدب المطالبة، أما السَّب والشَّتم والتجريح، فليس من أخلاق المسلمين. ثم أمَر النبي صلى الله عليه وسلم بعض الصحابة أن يُعطيه بعيرًا مساويا لبعيره في السِّن. فقالوا: لا نجد إلا بعيرًا أكبر من بعيره. فقال: أعطوه بعيرًا أكبر من بعيره؛ فإن أفضلكم في معاملة الناس، وأكثركم ثوابًا أحسنكم قضاءً للحقوق التي عليه دينًا أو غيره.

  • حسن خلق النبي -صلى الله عليه وسلم- وعظم حلمه وتواضعه وإنْصَافه.
  • من عليه دين لا ينبغي له مجافاة صاحب الحق.
  • جواز توكيل الحاضر في البلد بغير عذر.
  • جواز التوكيل في قضاء الديون، ولا يُعَدُّ ذلك من المماطلة.
  • الاقتراض في البر والطاعات وكذا في الأمور المباحة لا يُعَاب.
  • جواز الاقتراض للحاجة.
  • جواز استقراض الإبل ويلتحق بها جميع الحيوانات.
  • الحث على حسن المعاملة، واللطف في القول ولو كان الإنسان صاحب حق.
  • جواز المطالبة بالدَّين إذا حَلَّ أجله.
  • يستحب لمن كان عليه دين أن يعطي الدائن زيادة على حقه عند وفائه، دون اشتراط الزيادة؛ لأن اشتراطها ربا.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر