حدیث

من مطابق گمانی که بنده‌ام نسبت به من دارد، با او رفتار می‌کنم و همراه او هستم، آنگاه که مرا یاد می‌کند

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند

متن عربی

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي، وَأَنَا مَعَهُ حِينَ يَذْكُرُنِي، فَإِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي، وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي مَلَإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ خَيْرٍ مِنْهُ، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ شِبْرًا، تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا، اقْتَرَبْتُ إِلَيْهِ بَاعًا، وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً».

ترجمه

از ابوهریره رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي، وَأَنَا مَعَهُ حِينَ يَذْكُرُنِي، فَإِنْ ذَكَرَنِي فِي نَفْسِهِ ذَكَرْتُهُ فِي نَفْسِي، وَإِنْ ذَكَرَنِي فِي مَلَإٍ ذَكَرْتُهُ فِي مَلَإٍ خَيْرٍ مِنْهُ، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ شِبْرًا، تَقَرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِرَاعًا، وَإِنِ اقْتَرَبَ إِلَيَّ ذِرَاعًا، اقْتَرَبْتُ إِلَيْهِ بَاعًا، وَإِنْ أَتَانِي يَمْشِي أَتَيْتُهُ هَرْوَلَةً»: «الله متعال می‌فرماید: من مطابق گمانی که بنده‌ام نسبت به من دارد، با او رفتار می‌کنم و همراه او هستم، آنگاه که مرا یاد می‌کند؛ پس چون مرا در دل خود یاد کند، او را نزد خود یاد می‌کنم؛ و اگر مرا در جمعی یاد کند، او را در جمعی بهتر از آنها یاد می‌کنم؛ و اگر به اندازهٔ وجبی به من نزدیک شود، به اندازهٔ یک ذراع به او نزدیک می‌شوم؛ و اگر به اندازهٔ یک ذراع به من نزدیک شود، به اندازهٔ یک باع (دو دست باز) به او نزدیک می‌شوم؛ و اگر قدم‌زنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او می‌آیم».

شرح

پیامبر صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم خبر داده است که الله تعالی فرمودند: من نزد گمان بنده‌ام به خودم هستم؛ و با بنده‌ام بر حسب گمانش به خودم رفتار می‌کنم یعنی با رجاء و امید عفو؛ و با او همان کاری را می‌کنم که از من انتظار دارد، خیر باشد یا غیر آن؛ و هرگاه مرا یاد کند با رحمت و توفیق و هدایت و حفظ و مراقبت و تایید با او هستم. پس اگر مرا در دل خود و هنگام تنهایی با تسبیح و تهلیل یا غیر آن یاد کند، او را نزد خود یاد می‌کنم. و اگر مرا نزد گروهی یاد کند، او را نزد گروهی یاد می‌کنم که بیشتر و بهتر از آنها هستند. و کسی که به اندازهٔ یک وجب به الله نزدیک شود، الله بر آن افزوده و به اندازهٔ یک ذراع به او نزدیک می‌شود. و اگر به اندازهٔ یک ذراع به او نزدیک شود به اندازهٔ یک باع (یعنی اندازهٔ باز شدن دو دست) به او نزدیک می‌شود. و اگر قدم زنان به سمت الله برود، الله دوان‌دوان به سمت او خواهد آمد. بنابراین اگر بنده با طاعت و فرمانبرداری و روی‌آوردن به خداوند، به او نزدیک شود پروردگار متعال بیشتر به او نزدیک خواهد شد و این جزایی از جنس عمل است. بنابراین هرچه بندگی مؤمن برای پروردگارش کامل‌تر شود، او تعالی نیز به وی نزدیک‌تر خواهد شد زیرا عطای الهی و ثواب او بیشتر از عمل بنده و تلاش اوست. نتیجه آنکه پاداش الهی از نظر کیفیت و کمیت بهتر از تلاش بنده است. بنابراین مؤمن گمانش را نیک می‌کند و تلاش می‌نماید و می‌شتابد و بر اعمالش می‌افزاید تا آنکه الله را ملاقات نماید.

فواید

  • این حدیث را پیامبر صلی‌‌الله‌علیه‌وسلم از پروردگارش روایت کرده است که آن را حدیث قدسی یا حدیث الهی گویند؛ و آن حدیثی است که لفظ و معنایش از جانب الله است، اما ویژگی‌های قرآن را ندارد از جمله آنکه خواندن لفظش مانند قرآن عبادت نیست و برای خواندنش طهارت لازم نیست و تحدی و اعجاز قرآن و سایر امتیازات قرآن را ندارد.
  • آجرّی می‌گوید: «اهل حق الله عزوجل را چنانکه خودش خود را وصف نموده و چنانکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم و یارانش رضی‌الله‌عنهم او را توصیف کرده‌اند، وصف می‌کنند؛ و این مذهب علمایی است که تبعیت کرده‌اند و بدعت نیاورده‌اند». بنابراین اهل سنت برای الله نام‌ها و صفاتی را ثابت می‌دانند که خودش برای خود ثابت دانسته است، بدون آنکه دچار تحریف یا تعطیل یا تکییف و تمثیل شوند، و هرآنچه الله از خود نفی کرده را نفی می‌کنند و دربارهٔ چیزی که در موردش نفی یا اثباتی نیامده سکوت می‌کنند. الله تعالی می‌فرماید: {لَيْسَ ‌كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ} (چیزی همانند او نیست و اوست شنوای بینا).
  • گمان نیک داشتن به الله متعال، باید همراه با عمل باشد. حسن بصری می‌گوید: «مؤمن به پروردگارش گمان نیک برده و درنتیجه عمل نیک انجام می‌دهد و بدکار نسبت به پروردگارش بدگمانی می‌کند و درنتیجه عملش بد می‌شود».
  • قرطبی می‌گوید: «گفته شده: معنای «ظن عبدي بي» گمان اجابت به هنگام دعا و گمان پذیرش توبه به هنگام توبه و گمان مغفرت و آمرزش به هنگام استغفار و گمان پاداش به هنگام انجام عبادت با شروط آن به قصد تمسک به وعدهٔ راستین اوست. برای همین شایستهٔ بنده است که آنچه بر عهدهٔ اوست، با تلاش انجام دهد و یقین داشته باشد که الله از او می‌پذیرد و او را می‌آمرزد؛ زیرا به او چنین وعده داده و او خلاف وعده نمی‌کند. حال اگر معتقد باشد یا گمان کند که الله آن را نمی‌پذیرد و این اعمال برای او سودی نخواهد داشت، این همان نومیدی از رحمت الله است که از گناهان کبیره می‌باشد. و هرکس با آن بمیرد به گمانش سپرده می‌شود چنانکه در برخی از طرق حدیث مذکور آمده است: «فليظن بي عبدي ما شاء»: «پس بنده‌ام هرگمانی می‌خواهد دربارهٔ من داشته باشد». می‌گوید: اما گمان مغفرت و آمرزش همراه با پافشاری به گناه، جهل محض و فریب خود است».
  • تشویق به ذکر زیاد قلبی و زبانی الله با هم. یعنی در دل و جان از الله بترسد و عظمت و بزرگی او و حق او را به یاد بیاورد و او را بزرگ بدارد و دوست داشته باشد و به او گمان نیک کند و عملش را خالصانه برای الله انجام دهد و با زبان نیز سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر و لا حول و لا قوة الا بالله بگوید.
  • ابن ابی جمره می‌گوید: «کسی که ذکر او را بگوید و بیمناک باشد، به او امنیت می‌بخشد یا اگر وحشت‌زده باشد، آرامش می‌گیرد».
  • «الشِّبْر» یا وجب: مسافت بین نوک انگشت کوچک تا نوک انگشت شصت هنگام باز کردن کف دست است. «الذراع» یا گز: فاصله‌ٔ بین نوک انگشت میانی تا استخوان آرنج است. «الباع»: طول دستان و بازوهای انسان و عرض سینهٔ اوست و به اندازهٔ چهار ذراع یا گز است.
شرح: العربية

أَخْبَرَ النبيُّ صلى الله عليه وسلم أنَّ اللهَ تعالى يقول: أنا عند ظن عبدي بي، فأُعَامِلُ عبدي على حسب ظَنِّهِ بي وذلك بالرجاء وتأميل العفو، وأَفْعَل به ما يَتَوَقَّعَه مني من خير أو غير ذلك؛ وأنا معه بالرحمة والتوفيق والهداية والرعاية والتأييد إذا ذكرني. فإنْ ذَكَرَني في نفسه مُنفردًا خاليًا بالتسبيح والتهليل أو غيرها؛ ذَكرتُه في نفسي. وإنْ ذَكَرَني في جماعة؛ ذكرتُه في جماعة أكثر منهم وأطيب. ومَن تَقَرّب إلى الله مقدار شِبْر زاده الله فتقرب إليه بذراع. وإن تقرب إليه مقدار ذراع تقرب إليه مقدار باع. وإن جاء إلى الله يمشي جاءه هَرولة. فالعبد إذا تقرب إلى ربه بطاعته والإقبال عليه، فإن الرب تعالى يَزِيده قُرْبًا إليه جزاءً مِن جنس عمله. فكلما كَمُلَتْ عبودية المؤمن لربه قَرُبَ إليه تعالى، فعطاء الله وثوابه أكثر من عمل العبد وكدحه، والحاصل أنّ ثواب الله راجِحٌ على العمل بطريق الكيف والكم. فالمؤمن يُحسِنُ الظن، ويعمل، ويسارع ويزداد حتى يلقى الله.

  • هذا الحديث مما يرويه النبي صلى الله عليه وسلم عن ربه، ويسمّى بالحديث القدسي أو الإلهي، وهو الذي لفظه ومعناه من الله، غير أنه ليست فيه خصائص القرآن التي امتاز بها عما سواه، من التعبد بتلاوته والطهارة له والتحدي والإعجاز وغير ذلك.
  • قال الآجُرِّي: إنّ أهل الحق يَصِفُون الله عز وجل بما وصف به نفسه عز وجل، وبما وصفه به رسوله صلى الله عليه وسلم، وبما وصفه به الصحابة رضي الله عنهم، وهذا مذهب العلماء ممن اتبع ولم يبتدع. انتهى. فأهل السنة يُثْبِتُون لله ما أثبته لنفسه من الأسماء والصفات من غير تحريف ولا تعطيل ولا تكييف ولا تمثيل، ويُنْفُون عن الله ما نفاه عن نفسه، ويَسْكُتُون عما لم يرد به نفي ولا إثبات، قال الله تعالى: (‌لَيْسَ ‌كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ).
  • إحسان الظن بالله لا بد معه من العمل، قال الحسن البصري: إنَّ المؤمن أَحْسَنَ الظنَّ بربه فأحسن العمل، وإنّ الفاجر أساء الظن بربه فأساء العمل.
  • قال القرطبي: قيل: معنى "ظن عبدي بي" ظن الإجابة عند الدعاء، وظن القبول عند التوبة، وظن المغفرة عند الاستغفار، وظن المجازاة عند فعل العبادة بشروطها تَمَسُّكًا بصادق وعْدِه، ولذلك ينبغي للمرء أن يَجْتَهِدَ في القيام بما عليه موقِنًا بأنَّ الله يقبله ويغفر له؛ لأنه وَعَدَ بذلك وهو لا يُخْلِف الميعاد، فإن اعتقد أو ظن أن الله لا يقبلها وأنها لا تنفعه فهذا هو اليأس من رحمة الله وهو من الكبائر، ومن مات على ذلك وُكِلَ إلى ما ظَنّ كما في بعض طرق الحديث المذكور " فليظن بي عبدي ما شاء"، قال: وأما ظن المغفرة مع الإصرار فذلك مَحْضُ الجهل والغِرّة.
  • الحث على الإكثار من ذكر الله في نفسك وبلسانك جميعًا، في نفسه وقلبه يخاف الله ويتذكَّر عظمته وحقه ويرجوه ويعظّمه ويحبه ويحسن به الظن ويخلص له العمل، وينطق باللسان: سبحان الله، والحمد لله، ولا إله إلا الله، والله أكبر، ولا حول ولا قوة إلا بالله.
  • قال ابن أبي جمرة: فمن ذَكَرَه وهو خائف آمَنَه، أو مُسْتَوْحِش آنَسَه.
  • الشِّبْر: مسافة ما بين طرف الخِنْصَر إلى طرف الإبهام عند مَدِّ الكَفّ، والذراع: مسافة ما بين طرف الأصبع الوسطى إلى عظم المرفق، والباع: طول ذِرَاعَي الإنسان وعَضُدَيه وعَرْضِ صدره؛ وذلك قدر أربعة أذرع.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر