حدیث

زهد و پارسایی اهل صفه و عموم صحابه در دنیا

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت بخاری

متن عربی

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: لَقَد رَأَيت سبعين من أهل الصُّفَّةِ، مَا مِنهُم رَجُل عَلَيه رِدَاء، إِمَّا إِزَار، وإِمَّا كِسَاء، قد رَبَطوا في أعناقِهم، فمنها ما يبلغُ نصف الساقين، ومنها ما يبلغ الكعبين، فَيَجْمَعُهُ بيده كَرَاهِيَةَ أن تُرى عورَتُه.

ترجمه

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: هفتاد نفر از «اهل صفه» را ديدم که يک نفر هم در ميان آنها نبود که ردایی بر تن داشته باشد؛ يا شلواری داشتند، يا پيراهنی که بر گردن خود می بستند و برخی از آنها تا نيمه ی ساق پا می رسيد و بعضی هم تا دو قوزک پا؛ و هریک آن را با دستش جمع می کرد تا مبادا عورتش نمايان شود.

شرح

اهل صفه عده ای از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم و از مهاجران فقیری بودند که سرزمین و اموال شان را در مکه رها کردند و به مدینه هجرت کردند؛ با اینکه مکه محبوب ترین مکان ها نزد ایشان بود. اهل صفه بیش از هفتاد مرد بودند؛ و صفه سایبانی در آخر مسجد النبی بود که این عده از مهاجرین فقیر زیر آن می خوابیدند. اما در مورد لباسی که در زمستان و تابستان می پوشیدند، ابوهریره رضی الله عنه که خود یکی از اصحاب صفه بوده خبر می دهد که: «ما منهم رجل عليه رداء إما إزار وإما كساء»: «يک نفر هم در ميان آنها نبود که ردایی بر تن داشته باشد؛ يا شلواری داشتند، يا پيراهنی». چون اگر کسی از آنها می خواست رداء و بالاپوشی بپوشد، باید زیر آن ازار یا شلواری می پوشید؛ امروزه به رداء، «البدلة» گفته می شود. همچنین «حلة» نامیده می شود. ابوهریره می گوید: هیچیک از آنها چنین چیزی بر تن نداشت؛ بلکه یک لباس داشتند که از بالا تا پایین خود را با آن می پوشاندند؛ ابوهریره می گوید: «قد ربطوا في أعناقهم» یعنی و آن لباس را به گردن خود می بستند چنانکه کودکی لباسش را به گردنش می بندد. چون لباسی که بر تن می کردند آنها را کفایت نمی کرد و نمی پوشاند. و بخشی از آن بر روی گردن آنها قرار می گرفت. سپس ابوهریره می گوید: «فمنها ما يبلغ نصف الساقين» یعنی طول این لباس از شانه تا نصف ساق بود و به قوزک ها نمی رسید. سپس می گوید: «ومنها ما يبلغ الكعبين فيجمعه بيده كراهية أن ترى عورته»: «بعضی هم تا دو قوزک پا؛ و هریک آن را با دستش جمع می کرد تا مبادا عورتش نمايان شود». یعنی در اثنای نماز آن را به خود می پیچیدند تا عورت شان در حال رکوع و سجده دیده نشود. این وضعیت بسیاری از صحابه بود؛ در فقر و نیازمندی زندگی می کردند و تمایلی به دنیا و زینت های آن نشان نمی دادند؛ حتی زمانی که دنیا را فتح کردند و دنیا دروازه های خود را به روی آنها گشود، مشغول دنیا نشدند و همان قناعت و زهد و پارسایی خود را حفظ کردند تا اینکه جان به جان آفرین تسلیم نمودند.

شرح: العربية

أهل الصفة هم أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم من المهاجرين الفقراء الذين تركوا ديارهم وأموالهم في مكة وهاجروا منها إلى المدينة بعد أن كانت أحب البلاد إليهم. وكان أهل الصفة أكثر من سبعين رجلاً، والصفة سقيفة مظللة كانت موجودة في آخر مسجد النبي صلى الله عليه وسلم ينام تحتها هؤلاء الفقراء من المهاجرين. أما ثيابهم التي كانوا يرتدونها في الصيف وفي الشتاء فيخبرنا عنها أبو هريرة رضي الله عنه وقد كان أحد أصحاب الصفة فيقول: (ما منهم رجل عليه رداء إما إزار وإما كساء)، إذ إنه من أجل أن يلبس أحدهم رداء لا بد أن يلبس تحته إزارا فالرداء يقال عنه اليوم البدلة وكانت تسمى أيضا حُلة، وأبو هريرة يذكر أن أحدهم ما كان يلقى هذا الشيء، بل هو ثوب واحد يستر به نفسه من أعلى إلى أسفل يشبه ما يسمى اليوم الملاية القصيرة. قال أبو هريرة: (قد ربطوا في أعناقهم) أي: يربطها أحدهم في رقبته كما يربط الصبي ثوبه في رقبته؛ لأنه لا يكفيه الثوب الذي عليه أن يفصله ويلبسه، وإنما طرفه في رقبته رضي الله عنهم. ثم قال أبو هريرة: (فمنها ما يبلغ نصف الساقين) أي: أن الطول لهذا الثوب من المنكب إلى نصف الساقين، فلا يصل إلى الكعبين. ثم قال: (ومنها ما يبلغ الكعبين فيجمعه بيده كراهية أن ترى عورته) أي: أنه في أثناء الصلاة يلمه على نفسه حتى لا ترى عورته وهو راكع أو ساجد رضي الله تبارك وتعالى عنهم أجمعين. وهذا هو حال كثير من الصحابة رضي الله عنهم، فقد عاشوا على الفقر والحاجة ولم يركنوا إلى الدنيا وزينتها، حتى لما فتحت عليهم الدنيا لم ينشغلوا بها ، وظلوا على قناعتهم وزهدهم، حتى توفاهم الله تعالى.

  • جواز لبس الثوب الواحد.
  • جواز المبيت في المسجد.
  • زهد أهل الصفة وانقطاعهم للعلم والجهاد في سبيل الله.
  • فيه دليل على أنه ليس من شرط صحة الصلاة ستر العاتقين.
  • حرص المؤمن على ستر عورته.
  • فضيلة الصحابة رضي الله عنهم، وصبرهم على الفقر، وضيق الحال، والاجتزاء من اللباس على ما يستر العورة، وقد أثابهم الله على ذلك فاستخلفهم في الأرض، ومكن لهم دينهم وبدلهم من بعد فقرهم غنى، ومن بعد خوفهم أمنا مع ما أعد الله لهم في الآخرة من الثواب في الجنة.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر