منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰
متن عربی
عن عائشة رضي الله عنها أن رجلًا استأذن على النبي صلى الله عليه وسلم فقال: «ائْذَنُوا له، بئس أخو العَشِيرَةِ؟».
ترجمه
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: مردی از رسول الله صلى الله عليه وسلم اجازه ی ورود خواست؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «ائْذَنُوا لَهُ، بِئسَ أخُو العَشِيرَةِ»: «به او اجازه دهيد که بد آدمی در قبيله ی خود می باشد».
شرح
مردی برای ورود از رسول الله صلی الله علیه وسلم اجازه می خواهد و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «ائْذَنُوا لَهُ، بِئسَ أخُو العَشِيرَةِ أو ابْنُ الْعَشِيرَةِ»: «به او اجازه دهيد که در قبيله ی خود آدم بدی است». اما زمانی که در محضر ایشان می نشیند، با روی خوش و چهره ی گشاده با وی مواجه می شود؛ زمانی که مرد مذکور می رود، عایشه رضی الله عنها می گوید: ای رسول خدا، وقتی این مرد را دیدی چنین و چنان گفتی؛ اما وقتی با وی مواجه شدی، با روی خوش و چهره ی گشاده رفتار نمودی؟ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «يَا عَائِشَةُ، مَتَى عَهِدْتِنِي فَحَّاشًا، إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ مَنْزِلَةً يَوْمَ القِيَامَةِ مَنْ تَرَكَهُ النَّاسُ اتِّقَاءَ شَرِّهِ»: «ای عایشه، آیا هیچوقت بد و بیراه از من سراغ داشتی؛ در روز قیامت بدترین جایگاه نزد الله را کسی دارد که مردم به خاطر دفع شر و بدی اش او را ترک می کنند». این مرد اهل فساد و شر و بدی بود و به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم در غیبت وی چیزی را بیان فرمود که مستحق آن بود. و بیان داشت که در میان قبیله اش آدم بدی هست؛ تا به این ترتیب مردم را از فساد وی بر حذر دارد و فریب او را نخورند؛ بنابراین اگر کسی را دیدی که فساد و گمراهی با خود دارد و با زبان و فصاحت خود مردم را سحر نموده و جلب خود می کند، واجب است فاسد بودن این شخص را بیان کنی تا دیگران فریب او را نخورند. چه بسیارند افرادی که زبان چرب و شیرینی دارند و از فصاحت در بیان برخوردارند و چون کسی او را ببیند شیفته ی جسم و جمالش می شود و اگر سخن بگوید، به سخنش گوش می دهد، اما خیری در او نیست. بنابراین بیان حال و وضعیت وی واجب می باشد. اما اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با مهربانی و ملاطفت با وی رفتار نمود، از باب مدارا بود که اهل علم رعایت آن در تعامل با دیگران را امری مطلوب می دانند؛ بر خلاف مداهنه که اقتضای آن تنازل و عقب نشینی از یک واجب یا ارتکاب امری ممنوع می باشد که به هیچ وجه جایز نیست. چنانکه الله متعال می فرماید: «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ» [القلم: 9] «آنها دوست دارند [و می خواهند] که نرمی کنی، تا آنان [نیز] نرمی کنند». اما مدارا و تعامل با مردم جهت تحقیق مصلحت که کمترین مفسده ای به همراه نداشته باشد، امری شرعی است.
شرح: العربية
استأذن رجل على النبي صلى الله عليه وسلم فقال: "ائذنوا له، بِئْس أخو العشيرة، أو ابْن العشيرة"، فلما جلس تَطلَّق النبي صلى الله عليه وسلم في وجهه وانْبَسط إليه، فلما انطلق الرجل قالت له عائشة: يا رسول الله، حين رأيت الرجل قلت له كذا وكذا، ثم تَطَلَّقْتَ في وجهه وانْبَسطت إليه؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : "يا عائشة، متى عَهِدْتِنِي فَحَّاشًا، إن شَرَّ الناس عند الله منزلة يوم القيامة من تركه الناس اتقاء شره" فهذا الرجل من أهل الفساد والشر ولهذا ذكره صلى الله عليه وسلم في غيبته بما يستحقه فقال بئس ابن قبيلته هو من أجل أن يحذر الناس فساده، حتى لا يغتروا به، فإذا رأيت شخصًا ذا فساد وغَيٍّ لكنه قد سَحَر الناس بفصاحته، فإنه يجب عليك أن تبين أن هذا الرجل فاسد؛ لأجل ألا يَغْتَّر الناس به، كمْ من إنسان طَليق اللسان فصيح البيان إذا رأيته يعجبك جسمه وإن يقل تسمع لقوله، ولكنه لا خير فيه، فالواجب بيان حاله. وأما عن ملاطفته صلى الله عليه وسلم للرجل فذلك من باب المُدارة وأهل العلم يقررون أن المُداراة مطلوبة، يعني في التعامل مع الآخرين، بخلاف المُدَاهنة، المُدَاهنة التي يترتب عليها تنازل عن واجب، أو ارتكاب محظور، هذا لا يجوز بحال، لقوله تعالى : (وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ ) [سورة القلم: 9]، أما المُداراة والتعامل مع الناس بما يحقق المصلحة ولا يترتب عليه أدنى مفسدة، فإن هذا أمر شرعي.
- جواز غِيْبَة أهل الفساد وأهل الرِّيب؛ تحذيرًا من الاغترار بظواهرهم.
- قول النبي -صلى الله عليه وسلم- في أمته بالأمور التي يسميهم بها، ويضيفها إليهم من الأمور المكروهة، ليست من الغيبة.
- من عَلم فُشْحًا في غيره ورأى أن ثالثا سيَغْتَر بهذا الفاحش، فعليه أن ينصحه ويعظه، ويحذره منه.