منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰
متن عربی
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَسِيرُ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ، فَمَرَّ عَلَى جَبَلٍ يُقَالُ لَهُ جُمْدَانُ، فَقَالَ: «سِيرُوا هَذَا جُمْدَانُ، سَبَقَ الْمُفَرِّدُونَ» قَالُوا: وَمَا الْمُفَرِّدُونَ يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «الذَّاكِرُونَ اللهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتُ».
ترجمه
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ در مسیر مکه حرکت میکرد که از کنار کوهی به نام جُمدان گذشت، پس فرمود: «سِيرُوا هَذَا جُمْدَانُ، سَبَقَ الْمُفَرِّدُونَ»: «حرکت کنید، این جُمدان است، مُفَرِّدان پیشی جستند». گفتند: یا رسول الله، مُفَرِّدان چه کسانی هستند؟ فرمود: «الذَّاكِرُونَ اللهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتُ»: «مردان و زنانی که بسیار الله را یاد میکنند».
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ منزلت کسانی را بیان میکند که ذکر خدا را زیاد میگویند؛ و اینکه آنان در کسب درجات والا در بهشت، از دیگران سبقت گرفته و جدا افتادهاند و آنان را به کوه جُمدان تشبیه میکند که از دیگر کوهها جدا افتاده است.
فواید
- مستحب بودن ذکر زیاد و مشغول بودن به آن؛ زیرا پیشی گرفتن در آخرت با طاعت بسیار و اخلاص در عبادات امکانپذیر است.
- میتواند ذکر و یاد خداوند تنها با زبان باشد، یا تنها با دل باشد، یا با دل و زبان باشد که این بالاترین درجهٔ آن است.
- از جملهٔ اذکار، آن دسته از اوراد شرعی است که مقید هستند، مانند اذکار صبح و شام و اذکار پس از نمازهای فرض و غیره.
- نووی میگوید: بدان که فضیلت ذکر محدود به تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و مانند آن نیست، بلکه هرکس در راه طاعت الله تعالی عمل کند، ذاکر الله تعالی است.
- ذکر الله از بزرگترین اسباب ثبات و پایداری است. الله سبحانه و تعالی میفرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} [انفال: ۴۵] (اى كسانى كه ایمان آوردهاید، هنگامی که با گروهی [از دشمنان] روبرو شدید، پایداری نمایید و الله را بسیار یاد کنید؛ باشد که رستگار شوید).
- وجه مشابهت میان اهل ذکر و کوه جُمدان، جدا بودن و انفراد است؛ زیرا کوه جُمدان از دیگر کوهها جداست و ذاکران نیز اینگونهاند. جدا افتاده کسی است که دل و زبانش با یاد پروردگارش از دیگران جداست حتی اگر میان مردم باشد؛ و با اوقات خلوت انس میگیرد و از زیاد آمیخته شدن با مردم، دچار عدم انس و دلتنگی میشود. شاید هم وجه مشابهت آن باشد که ذکر باعث پایداری بر دین است، چنانکه کوهها باعث ثبات و پایداری زمین هستند؛ یا منظور سبقت گرفتن به سوی نیکیها در دنیا و آخرت باشد زیرا مسافری که از مدینه به مکه میرود وقتی به جُمدان برسد، نشانهٔ رسیدن او به مکه است؛ و کسی که به آنجا رسید از دیگران سبقت گرفته است. و به این ترتیب آنکه ذکر الله میگوید، به سبب ذکر و یاد زیاد الله از دیگران سبقت جسته است. والله اعلم.
شرح: العربية
بَيَّنَ النبيُّ صلى الله عليه وسلم منزلة الذاكرين الله كثيرًا، وأنهم قد انفردوا وسبقوا غيرَهم بنيل الدرجات العُلَى في جنات النعيم، وشبَّههم بجبل جُمدان الذي انفرد عن غيره من الجبال.
- استحباب كثرة الذكر والانشغال به، فإنَّ السَّبْق في الآخرة إنما يكون بكثرة الطاعات، والإخلاص في العبادات.
- ذكر الله يكون باللسان فقط، أو بالقلب فقط، أو باللسان والقلب معًا، وهي أعلاها رتبة.
- من الذكر الأوراد الشرعية المقيدة، كأذكار الصباح والمساء، وأدبار الصلوات المكتوبات وغيرها.
- قال النووي: اعلم أن فضيلة الذكر غير منحصرة في التسبيح والتهليل والتحميد والتكبير ونحوها، بل كل عامل لله تعالى بطاعة فهو ذاكرٌ لله تعالى.
- ذكر الله من أعظم أسباب الثبات، قال سبحانه وتعالى: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) [الأنفال: 45]
- وجه التشبيه بينَ الذَّاكرينَ وجبل جُمدانَ هو الانفرادُ والاعتزالُ؛ فجبل جُمدانُ منفرد عن الجِبالِ، فكذا الذَّاكرينَ اللهَ تعالى فالمُنفَردُ هو الذي انفردَ قلبُه ولسانُه بذِكرِ ربَّه ولو كانَ بينَ النَّاسِ، واستأنس بأوقاتِ الخَلوةِ واستوحش من كثرةِ مُخالطةِ النَّاسِ، وقد يكون وجه التشبيه أن الذكر سبب التَّثبيت على الدين كما أن الجبال سبب لثبات الأرض، أو يكون السَّبقُ إلى الخَيراتِ في الدُّنيا والآخرةِ حيث كان المسافر من المدينة إلى مكة إذا وصل جُمدانَ كانَ علامةُ الوصولِ إلى مكةَ ومن وصلَ إليه كانَ سابقًا، فكذلك الذَّاكرُ للهِ تعالى فهو سابقٌ لغيرِه بكثرةِ ذِكرِه للهِ تعالى، والله أعلم.