حدیث

کسی که به نام الله سوگند می خورد که کارِ نيک انجام ندهد، کجاست؟

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن عائشة رضي الله عنها قالت: سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم صوت خُصُومٍ بالباب عاليةً أصواتُهما، وإذا أَحدُهما يَسْتَوْضِعُ الآخر وَيَسْتَرْفِقُهُ في شيء، وهو يقول: والله لا أفعل، فخرج عليهما رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: «أين المُتَأَلِّي على الله لا يفعل المعروف؟»، فقال: أنا يا رسول الله، فله أي ذلك أحب.

ترجمه

از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم صدای بلند دو نفر را در جلوی درب شنيد که با هم بگومگو داشتند؛ يکی از آنها، از ديگری می خواست بخشی از طلبش را ببخشد و با او مدارا کند. و آن يکی می گفت: به الله سوگند که اين کار را نمی کنم. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم بيرون رفت و فرمود: «أَيْنَ الْمُتَأَلِّي عَلَى اللَّه لا يَفْعَلُ المَعْرُوف؟»: «کسی که به نام الله سوگند می خورد که کارِ نيک انجام ندهد، کجاست؟» بستانکار پاسخ داد: ای رسول خدا، من هستم؛ ولی اينک هرطور که دوست دارد، با او رفتار می کنم.

شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم صدای دو نفر را می شنود که بر سر امور مالی با یکدیگر اختلاف دارند؛ تا جایی که صدای شان بلند شده و به گوش رسول الله صلی الله علیه وسلم در خانه اش رسیده است؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم صدای آنها را می شنود که یکی از دیگری می خواهد بخشی از طلبش را ببخشد و با او مدارا کند. و او در پاسخ می گوید: به الله سوگند این کار را نمی کنم. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد آنها رفته و می فرماید: «کسی که به نام الله سوگند می خورد که کارِ نيک انجام ندهد، کجاست؟»؛ پس یکی از آنها می گوید: من بودم که سوگند خوردم ای رسول خدا؛ اما اکنون هر طور که می خواهد با او رفتار می کنم. اگر بخواهد بخشی از طلبم را می بخشم و با او مدارا می کنم. و در روایتی از احمد (24405) و ابن حبان (5032) آمده که آن مرد گفت: «إِنْ شِئْتَ وَضَعْتُ مَا نَقَصُوا، وَإِنْ شِئْتَ مِنْ رَأْسِ الْمَالِ، فَوَضَعَ مَا نَقَصُوا»: «ای رسول خدا، اگر شما بخواهی از بخشی که آنها خواسته اند ببخشم، می گذرم و اگر بخواهی از اصل مال خود چشم پوشی می کنم و آنچه خواسته اند ببخشم پرداخت کنند». رسول الله صلی الله علیه وسلم تلاش می کند که در بین دو طرف صلح برقرار کند یا با بخشش و یا با مدارا؛ در این باب داستان مشابهی وجود دارد که بخاری (2424) و مسلم (1558) از کعب بن مالک رضی الله عنه روایت کرده اند؛ داستان از این قرار است که کعب بن مالک طلبی از عبدالله بن ابی حَدْرَد اسلمی دارد؛ چون او را ملاقات می کند طلبش را درخواست می کند و در این مورد مشغول بگومگو می شوند تا جایی که صدای شان بلند می شود؛ در این هنگام رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنها روبرو می شود و می فرماید: «ای کعب» و با دستش اشاره می کند؛ گویا می گوید: نیمی از طلبت را بگیر. پس کعب رضی الله عنه نیمی از طلبش را می گیرد و باقی را رها می کند. شایسته ی مسلمان این است که مشتاق عمل نیک باشد ازجمله برقراری صلح و سازش بین مردم؛ بنابراین چون دو نفر یا دو گروه یا قبیله را دید که با هم اختلاف دارند و بر سر موضوعی کشمکش داشته و چه بسا کار به کینه و دشمنی و جنگ رسیده باشد، شایسته این است که برای صلح و آشتی میان آنها تلاش کند و تفرقه و دشمنی موجود را از بین برده و برادری و محبت را جایگزین آن نماید که در این کار، خیر زیاد و پاداش فراوانی نهفته است. بلکه این عمل برتر از درجه ی روزه داری است که به نماز ایستاده و صدقه می دهد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِأَفْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيَامِ وَالصَّلَاةِ وَالصَّدَقَةِ؟»: «آیا به شما در مورد عملی برتر از درجه ی روزه و نماز و صدقه خبر ندهم؟» گفتند: بله ای رسول خدا؛ فرمود: «إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ»: «برقراری صلح و سازش». این حدیث را ابوداود (4919) روایت نموده و البانی در صحیح ابی داود (4919) آن را صحیح دانسته است.

شرح: العربية

معنى الحديث: أن النبي صلى الله عليه وسلم سمع صوت خصمين يتنازعان في أمور مالية، وقد ارتفعت أصواتهما حتى وصلت إلى مسامع النبي صلى الله عليه وسلم في بيته، فأصغى النبي صلى الله عليه وسلم إلى هذه الأصوات، وإذا به يسمع أحد الرجلين "يستوضع الآخر ويسترفقه في شيء" أي يطلب منه أن يضع عنه شيئًا أو أن يرفق به "وهو يقول: والله لا أفعل، فخرج عليهما رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال أين المُتألي على الله أن لا يفعل المعروف؟" أي: أين الحالف بالله على عدم فعل المعروف فقال: أنا يا رسول الله، فله أي ذلك أحب" أي أنا الذي حلفت، ولخصمي ما أحَبَّ من الوَضْع من الدَّيْن أو الرفق به، وفي رواية لأحمد (24405) وابن حبان (5032): "إن شئتَ وضعتُ ما نقصوا، وإن شئت من رأس المال، فوضعَ ما نقصوا"، سعى النبي صلى الله عليه وسلم في الصلح بين المتخاصمين، إما بالوضع أو الرفق، وفي الباب قصة مشابهة لهذا الحديث رواها البخاري (2424) ومسلم (1558)، عن كعب بن مالك رضي الله عنه، أنه كان له على عبد الله بن أبي حَدْرَد الأسلمي دين، فلقيه، فلزمه فتكلما حتى ارتفعت أصواتهما، فمر بهما النبي صلى الله عليه وسلم فقال: "يا كعب" وأشار بيده، كأنه يقول: النصف، فأخذ نصف ما عليه وترك نصفا". فينبغي للمسلم أن يحرص على فعل الخير ومن ذلك الإصلاح بين الناس، فإذا رأى شخصين أو جماعتين أو قبيلتين بينهما نزاع وشقاق وتباغض واقتتال سعى للإصلاح بينهم لإزالة كل ما يؤدي إلى الفرقة والتباغض، ويحل محله الإخاء وتسود المحبة، فإن في ذلك الخير الكثير والثواب الجزيل، بل ذلك أفضل من درجة الصائم القائم المتصدق، قال -عليه الصلاة والسلام-: "ألا أخبركم بأفضل من درجة الصيام والصلاة والصدقة؟ قالوا: بلى، يا رسول الله قال: إصلاح ذات البين.." رواه أبو داود برقم (4919) وصححه الألباني في صحيح أبي داود، برقم (4919).

  • الحض على الرفق بالغريم والإحسان إليه بالوضع عنه.
  • الزجر على الحلف على ترك الخير، والسعي للإصلاح بين المتخاصمين.
  • لا يجوز الحلف على ترك فعل الخير.
  • السعي للإصلاح بين الخُصوم: قربة إلى الله -تعالى-.
  • استحباب الصفح عما يجري بين المتخاصمين من اللغط ورفع الصوت عند القاضي.
  • جواز طلب المدين من الدائن الإنظار أو الوضع ، لكن بشرط أن لا ينتهي إلى الإلحاح وإهانة النفس أو الإيذاء ونحو ذلك إلا من ضرورة.
  • وجوب إنظار المعسر والرفق به، قال -تعالى-: (وإن كان ذو عسرة فنظرة إلى ميسرة).
  • استحباب تدخل الإمام للإصلاح بين الخصمين.
  • الإنكار على من حلف لا يفعل خيرًا.
  • فيه الشفاعة إلى أصحاب الحقوق وقبول الشفاعة في الخير.
  • حرص النبي -صلى الله عليه وسلم- على الإصلاح بين ذات البين.
  • جواز المطالبة بالدين في المسجد.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر