حدیث

ده خصلت جزو فطرت است: کوتاه کردن سبيل، گذاشتن ريش، مسواک زدن، استنشاق آب (= به بينی کشيدنِ آب)، کوتاه کردن ناخن ها، شستن بند انگشتان و مفاصل، گرفتن موی زير بغل، تراشيدن موی زيرِ ناف و استنجا.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت مسلم

متن عربی

عن عائشة رضي الله عنها مرفوعاً: «عَشْرٌ من الفِطْرة: قَصُّ الشَارب، وإعْفَاء اللِّحْية، والسِّواك، وَاسْتِنْشَاقُ الماء، وقص الأظْفَار، وغَسْل البَرَاجِم، ونَتْف الإبْط، وحلق العَانة، وانْتِقَاصُ الماء» قال الراوي: ونَسِيْتُ العاشرة إلا أن تكون المَضْمَضَة. قال وكِيع - وهو أحد رواته - انْتِقَاص الماء: يعني الاسْتِنْجَاء.

ترجمه

از عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَشْرٌ مِنَ الفِطْرَةِ: قَصُّ الشَّارِبِ، وَإعْفَاءُ اللِّحْيَةِ، وَالسِّوَاكُ، وَاسْتِنْشَاقُ المَاءِ، وَقَصُّ الأظْفَارِ، وَغَسْلُ البَرَاجِمِ، وَنَتف الإبْطِ، وَحَلْقُ العَانَةِ، وَانْتِقَاصُ المَاءِ»: «ده خصلت جزو فطرت است: کوتاه کردن سبيل، گذاشتن ريش، مسواک زدن، استنشاق آب (= به بينی کشيدنِ آب)، کوتاه کردن ناخن ها، شستن بند انگشتان و مفاصل، گرفتن موی زير بغل، تراشيدن موی زيرِ ناف و استنجا». راوی می گويد: دهمين مورد را فراموش کرده ام؛ شايد مضمضه و گرداندن آب در دهان باشد. وکیع یکی از راویان حدیث می گوید: «انْتِقَاص الماء» یعنی استنجا.

شرح

عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم سنت های فطری را بیان داشتند. و «الفِطْرة» به معنای خلقتی است که الله متعال بندگانش را بر آن خلق نموده و سرشته است که با خیر و خوبی همراه است؛ و مراد از آن فطرت سالم می باشد چون فطرت های منحرف اعتباری ندارند. چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ، فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ أو يُنَصِّرَانِهِ أو يُمَجِّسَانِهِ»: «هر نوزادی بر فطرت سالم زاده می شود؛ اما پدر و مادرش او را يهودی يا نصرانی يا زرتشتی بار می آورند». اولین آنها «قَصُّ الشَارِب» کوتاه کردن سبيل می باشد چنانکه لب آشکار باشد؛ و این بخشی از نظافت و پرهیز از چیزهایی است که از بینی خارج می شود؛ وقتی موی سبیل با لب در تماس باشد، بخشی از آنچه خورده و نوشیده می شود در آن باقی می ماند، علاوه بر اینکه چهره ی ناخوشایندی از انسان نشان می دهد؛ اگرچه کسی که اهمیتی به این موارد نمی دهد آن را خوب و زیبا بداند. بنابراین شایسته ی هر مسلمانی است که سبیل خود را کوتاه کند یا بتراشد و بیش از چهل روز آن را رها نکند. به دلیل روایت مسلم از انس رضی الله عنه که می گوید: «برای ما درباره ی کوتاه کردن سبيل، گرفتن ناخن، کندن موی زير بغل و تراشيدن موی زير ناف، چهل روز وقت تعيين گرديد که نبايد بيش از این مدت آنها را رها کنیم». «وَإعْفَاءُ اللِّحْيَةِ»؛ «اللِّحْيَةِ» عبارت است از مویی که بر چانه و دو فک رشد می کند؛ و منظور از «إعْفَاء» رها کردن ریش تا انبوه شدن و نتراشیدن و کوتاه نکردن آن چه کم و چه زیاد می باشد. چون «إعْفَاء» ماخوذ از کثرت و فراوانی است. بنابراین باید ریش را زیاد و انبوه کرد. چنانکه الله متعال می فرماید: «حَتَّى عَفَواْ»: «تا افزون شدند». احادیث زیادی از رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد شده که با الفاظ متعدد به رها کردن ریش امر نموده است. چنانکه با الفاظ «وفروا»، «أرخوا»، «أعفوا» وارد شده است که همگی به گذاشتن ریش و انبوه کردن آن و تغییر ندادن آن دلالت دارند. بنابراین بر هیچ مسلمانی جایز نیست ریشش را بتراشد و اگر چنین کند با روش رسول الله صلی الله علیه وسلم مخالفت کرده است و از امر او نافرمانی نموده و دچار مشابهت با مشرکان شده است. «وَالسِّوَاكُ»؛ استفاده از سواک یا مسواک زدن از خصلت های فطری است که شریعت بدان تشویق می کند. باعث پاکیزگی دهان و رضایت پروردگار می شود، بنابراین استفاده از آن در هر وقتی جایز است هرچند به هنگام وضو و نماز و بیدار شدن از خواب و تغییر طعم دهان و زرد شدن دندان ها و موارد مشابه، تاکید استفاده از آن بیشتر است. «وَاسْتِنْشَاقُ المَاءِ»؛ استنشاق آب یا آب به بینی کشیدن از فطرت است؛ چون نظافت و از بین بردن پلیدی های درون بینی می باشد که سبب اذیت و آزار هستند. استنشاق در وضو و در غیر وضو می باشد؛ هرگاه نیاز به نظافت بینی باشد، مورد استفاده قرار گرفته و بینی نظافت می شود. و این در مورد افراد مختلف متفاوت می باشد؛ برخی فقط در وضو به آن نیاز دارند و برخی بیشتر به آن نیاز دارند. یکی دیگر از سنن فطری مضمضه است. دهان و بینی در معرض پلیدی های زیادی قرار دارند، لذا توجه به تمیزی و نظافت آنها بخشی از فطرت است. «وَقَصُّ الأظْفَارِ» کوتاه کردن ناخن ها نیز از خصلت های فطری می باشد. و مراد از آن ناخن های دست ها و پاها می باشد که باید کمتر از چهل روز کوتاه شوند. چنانکه در حدیث گذشت. «وَغَسْلُ البَرَاجِمِ» یعنی شستن مفاصل آشکار و نهان موجود در انگشت ها؛ چون محل جمع شدن پلیدی می باشند. و به دلیل فشردگی و تراکمی که دارند آب به آنها نمی رسد؛ اما چون دست کشیده شوند آب به آنها می رسد؛ و توجه به پاکیزگی آنها از فطرت است. و هر جایی از بدن که محل جمع شدن پلیدی چون عرق یا هر پلیدی دیگری باشد مانند سوراخ گوش و کش های ران و جاهایی که بیشتر پوشیده هستند، از این قبیل می باشند. «وَنَتف الإبْطِ» یکی دیگر از خصلت های فطری، کندن موهای زیر بغل از ریشه می باشد چون زیاد عرق می کند و مکان تجمع عرق و پلیدی ها می باشد و بوی بدن انسان با وجود آن تغییر می کند که نباید بیش از چهل روز رها شود. چنانکه در حدیث انس رضی الله عنه ذکر شد. بهتر این است که موهای زیر بغل کنده شود، اما اگر این کار سخت و دشوار باشد، تراشیدن یا استفاده از پمادهای مو بر اشکالی ندارد. چون هدف، از بین بردن آنها و نظافت این محل می باشد که در هر صورت حاصل می شود. «وَحَلْقُ العَانَةِ» یکی دیگر از خصلت های فطری از بین بردن موهای زیر ناف و اطراف شرمگاه مرد و زن می باشد؛ از بین بردن آنها می تواند با تراشیدن یا کندن یا کوتاه کردن یا استفاده از روش های جدید باشد. چون هدف تمیزی و نظافت این محل می باشد و نباید بیش از چهل روز رها شود. «وَانْتِقَاصُ المَاءِ» به استنجا تفسیر شده است. و روایت ابوداود و ابن ماجه از عمار بن یاسر رضی الله عنه این تفسیر را تایید می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مِنَ الْفِطْرَةِ، الْمَضْمَضَةُ، وَالِاسْتِنْشَاقُ، وَالِانْتِضَاحُ». و انتضاح به معنای پاشیدن آب به شرمگاه می باشد که همان معنای استنجا را می دهد. و استنجا از بین بردن نجاست خارج شده از دو راه دفع انسان به وسیله چیزی پاک مانند آب و سنگ و پارچه و دستمال و چیزهای مشابهی می باشد که خاصیت از بین بردن نجاست را داشته باشند. راوی می گويد: دهمين مورد را فراموش کرده ام؛ شايد مضمضه و گرداندن آب در دهان باشد. و این شک از سوی راوی می باشد. همه ی این موارد ظاهر انسان را کامل و پاکیزه و تمیز نموده و چیزهای مضر و پلید را از وی دور می کند.

شرح: العربية

تخبر عائشة رضي الله عنها عن النبي صلى الله عليه وسلم بجُملة من سنن الفطرة. و"الفِطْرة" هي الخِلْقَة التي خلق الله عباده عليها، وجعلهم مفطورين عليها، وأنها من الخير والمراد بذلك الفِطَر السليمة؛ لأن الفطر المُنْحَرفة لا عبرة بها؛ لقول النبي صلى الله عليه وسلم : "كل مَولود يُولد على الفِطْرة فأبواه يهودانه أو ينصرانه أو يُمَجِّسَانه". فأولها: "قَصُّ الشَارِب" حَفُّه حتى تبدو الشَفَة، لما في ذلك من النظافة، والتحرز مما يخرج من الأنف، فإن شعر الشارب إذا تدلى على الشفة باشر به ما يتناوله من مأكول ومشروب، مع تشويه الخِلقة بوفرته، وإن استحسنه من لا يعبأ به. فينبغي للمسلم أن يَتَعاهد شاربه بالقص أو الحَفِّ ولا يتركه أكثر من أربعين يومًا؛ لما رواه مسلم عن أنس رضي الله عنه : "وُقِّت لنا في قص الشارب، وتقليم الأظفار، ونتف الإبط، وحلق العانة، أن لا نترك أكثر من أربعين ليلة". "وإعفاء اللحية"واللحية: ما نبت على الذقن واللحيين، والمقصود من إعفائها: تركها مُوَفَّرَةً لا يتعرض لها بحلق ولا بتقصير، لا بقليل ولا بكثير؛ لأن الإعفاء مأخوذ من الكثرة أو التوفير، فاعفوها وكثروها، كقوله تعالى: (حتى عَفَوا)، وقد جاءت الأحاديث الكثيرة عن رسول الله صلى الله عليه وسلم بالأمر بإعفائها بألفاظ متعددة؛ فقد جاء بلفظ : "وفروا" وبلفظ: "أرخوا" وبلفظ: "أعفوا"، وكلها تدل على الأمر بإبقائها وتوفيرها وعدم التعرض لها، وعلى هذا لا يجوز للمسلم أن يحلق لحيته بحال من الأحوال، فإن فعل فقد خالف طريق النبي صلى الله عليه وسلم وعصى أمره ووقع في مشابهة المشركين. "والسِّواك": يعني: أن السواك من خصال الفطرة التي رغَّب بها الشرع، فهو "مَطْهَرة للفم مرضاة للرب" ولهذا يشرع كل وقت ويتأكد عند الوضوء والصلاة والانتباه من النوم وتغير الفم وصفرة الأسنان ونحوها. "وَاسْتِنْشَاقُ الماء" يعني: أن استنشاق الماء من الفطرة؛ لأنه تنظيف، وإزالة لما في الأنف من الأوساخ التي قد تسبب له الأذية والضرر. والاستنشاق يكون في الوضوء ويكون في غير الوضوء كلما احتجت إلى تنظيف الأنف فاستنشق الماء ونظف أنفك، وهذا يختلف باختلاف الناس، من الناس من لا يحتاج إلى هذا إلا في الوضوء ومن الناس من يحتاج إليه كثيرًا. ومن ذلك أيضًا: أي من سنن الفطرة المضمضة ، فإنها من الفطرة؛ فالفم والأنف يتوارد عليهما كثير من الأوساخ، فكان من الفطرة الاعتناء بهما. "وقص الأظفار" يعني من خصال الفطرة : تقليم الأظفار، والمراد بذلك أظفار اليدين والرجلين، فلا تترك أكثر من أربعين يوماً؛ للحديث السابق. "وغَسْل البَرَاجِم" أي غَسْل مَفَاصِل الأصابع الظاهرة والباطنة؛ لأنها مواضع تجتمع فيها الأوساخ؛ لتجعدها وانكماشها، فقد لا يصلها الماء، وإذا تُعوهدت بأن تُدلك، وأن تُمَرَّ عليها اليد الثانية، فإن الماء يَصل إليها، فكان من الفطرة الاعتناء بها. ويلحق بالبراجم كُلُّ موضع من البدن اجتمع فيه وسَخٌ بِعَرَق أو غيره كصِمَاخ الأذن والمغَابِن -بواطن الأفخاذ- وغيرها مما يغلب عليه الاستتار. "ونَتْف الإبْط" يعني: من خصال الفطرة نتف الإبْط، وهو سحبه وشده من أصوله، وذلك أنه في مكان يكثر فيه العرق، وتجتمع فيه الأوساخ، وتتغير معه الرائحة، ولا يترك أكثر من أربعين يومًا؛ لما تقدم من حديث أنس رضي الله عنه ، والأفضل نَتْفه إن قَوي عليه، وإذا كان النتف يشق، فلا بأس من الحَلق أو استعمال الكريمات المزيلة؛ لأن الغرض إزالتها وتنظيف المحل، وقد حصل. "وحَلْق العَانة" أي :أن من خِصال الفطرة إزالة شَعر العانة، وهو الشعر الخَشِن النابت حول القُبُل، من الرجل والمرأة، فمن الفطرة إزالته، سواء بالحلق أو النتف أو القص أو باستعمال المستحضرات الحديثة؛ لأن المقصود التنظيف، وقد حصل به المطلوب، ولا يترك أكثر من أربعين يومًا لما تقدم من حديث أنس رضي الله عنه . "وانْتِقَاصُ الماء" يعني من الفطرة انتقاص الماء، وفُسر: بالاستنجاء، ويؤيد هذا المعنى رواية أبي داود وابن ماجه عن عمار بن ياسر رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم : "من الفطرة: المضمضة، والاستنشاق.. والانتضاح"، والاستنجاء: إزالة الخارج من السبيلين بطاهر، كالماء والحَجَر والخرق والمناديل، ونحو ذلك مما له خاصية الإزالة. "قال الراوي: ونسِيْت العاشرة إلا أن تكون المضمضة" فهذا شك من الراوي. وحاصله أن هذه الأشياء كلها، تُكْمل ظاهر الإنسان وتطهره وتنظفه، وتدفع عنه الأشياء الضارة والمستقبحة.

  • أن هذه الخصال من السنة القديمة التي اختارها الانبياء واتفقت عليها الشرائع القديمة، وهي أمور تقتضيها النظافة والطبيعة الإنسانية.
  • اعتناء الشريعة بالنظافة.
  • الأخذ من اللحية مخالف للفطرة التي فُطِرَ الناس عليها.
  • يدل مفهوم الحديث على عدم مشروعية حلق الشارب.
  • مشروعية الاستنجاء بالماء.
  • أن نسيان الراوي لبعض أفراد الحديث لا يقدح في صحة الحديث، إذا كان أًصل الحديث ثابتًا.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر