حدیث

گمان می کنم شنيده ايد ابوعبيده چيزی از بحرين آورده است.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن عمرو بن عوف الأنصاري رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم بعث أبا عبيدة بن الجراح رضي الله عنه إلى البحرين يأتي بِجِزْيَتِهَا، فَقدِم بمالٍ من البحرين، فسمعت الأنصار بقدوم أبي عبيدة، فَوَافَوْا صلاة الفجر مع رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما صلى رسول الله صلى الله عليه وسلم انصرف، فَتَعَرَّضُوا له، فتَبسَّم رسول الله صلى الله عليه وسلم حين رآهم، ثم قال: «أَظُنُّكُمْ سَمِعتم أن أبا عبيدة قَدِم بشيءٍ من البحرين؟» فقالوا: أجل، يا رسول الله، فقال: «أبشروا وأمِّلوا ما يَسُرُّكُم، فوالله ما الفَقرَ أخشى عليكم، ولكني أخَشى أن تُبْسَط الدنيا عليكم كما بُسِطَت على من كان قبلكم، فتَنَافسوها كما تَنَافسوها، فَتُهْلِكَكُم كما أهْلَكَتْهُمْ».

ترجمه

از عمرو بن عوف انصاری رضی الله عنه روایت است که: رسول الله صلى الله عليه وسلم ابوعبيده بن جراح رضی الله عنه را به «بحرين» فرستاد تا جزيه ی آنجا را بياورد. و او با اموال جزيه از بحرين بازگشت. انصار از آمدنِ ابوعبيده باخبر شدند و نماز صبح را با رسول الله صلى الله عليه وسلم به جا آوردند. رسول الله صلى الله عليه وسلم پس از نماز، رو به جماعت نمود؛ آنها با اشاره درخواست مال کردند. وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم آنها را ديد، تبسم نمود و سپس فرمود: «أَظُنُّكُم سَمِعتُم أَنَّ أَبَا عُبَيْدَةَ قَدِمَ بِشَيء مِنَ الْبَحْرَيْنِ»: «گمان می کنم شنيده ايد ابوعبيده چيزی از بحرين آورده است». گفتند: بله ای رسول خدا؛ فرمود: «أَبْشِرُوا وأَمِّلُوا ما يَسرُّكُم، فواللَّه ما الفقْرَ أَخْشَى عَلَيْكُم، وَلكنّي أَخْشى أَنْ تُبْسَطَ الدُّنْيَا عَلَيْكُم كما بُسطَتْ عَلَى مَنْ كَانَ قَبْلَكُم، فَتَنَافَسُوهَا كَمَا تَنَافَسُوهَا، فَتَهْلِكَكُمْ كَمَا أَهْلَكَتْهُمْ»: «شما را مژده باد و به چيزی که شما را خشنود خواهد ساخت، اميدوار باشيد؛ به الله سوگند که من از بابت فقر برای شما نگران نيستم؛ بلکه از اين می ترسم که دروازه ی دنيا به روی شما گشوده شود و مانند گذشتگان که بر سر دنيا با هم رقابت کردند، شما نيز به رقابت با يکديگر بپردازيد و دنيا همانگونه که آنان را به هلاکت کشاند، شما را نيز به هلاکت برساند».

شرح

رسول الله صلى الله عليه وسلم ابوعبیده رضی الله عنه را به سوی یمن می فرستد تا از آنها جزیه بگیرد؛ زمانی که ابوعبیده با جزیه ی بحرین به مدینه بازمی گردد و انصار خبر آمدن وی را می شنوند، نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده و نماز صبح را با ایشان می خوانند؛ وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم نماز را تمام می کند و رو به جماعت بازمی گردد، با اشاره درخواست مال می کنند که رسول الله صلى الله عليه وسلم با مشاهده ی این رفتار تبسم نموده و به آنها می گوید: احتمالا خبر آمدن ابوعبیده از بحرین را شنیده اید؟ انصار می گویند: بله ای رسول خدا؛ خبر آمدنش را شنیدیم و برای دریافت سهم مان آمده ایم. بنابراین رسول الله صلى الله عليه وسلم آنها را به آنچه خوشحال شان می کند بشارت می دهد؛ و خبر می دهد که از فقیر شدن آنها نمی ترسد و از این بابت در مورد آنها نگران نیست؛ چون در مقایسه با ثروتمندان، اغلب فقرا به حق نزدیک ترند. بلکه نگرانی رسول الله صلى الله عليه وسلم در مورد آنها از بابت رو آوردن دنیا به ایشان می باشد؛ چنانکه درگیر رقابت بر سر دنیا شوند و به این ترتیب به آنچه برای آنها میسر می گردد کفایت نکنند، بلکه بیشتر و بیشتر بخواهند و برای به دست آوردن مال به هر راهی کشیده شوند و توجهی به حلال و حرام نداشته باشند. تردیدی نیست که این رقابت، مذموم و نکوهیده است و منجر به دلبستگی به دنیا و دوری از آخرت می شود و ثمره ی آن چیزی جز هلاکت و نابودی نیست چنانکه باعث هلاکت و نابودی امت های پیشین گردید.

شرح: العربية

بعث النبي صلى الله عليه وسلم أبا عبيدة رضي الله عنه إلى البحرين ليأخذ منهم الجزية، فلما قدم أبو عبيدة رضي الله عنه المدينة، وسمع الأنصار بذلك، جاءوا إلى النبي صلى الله عليه وسلم فاجتمعوا عنده صلى الله عليه وسلم في صلاة الفجر، فلما انصرف من الصلاة تعرضوا له فتبسم عليه الصلاة والسلام؛ لأنهم جاءوا متشوفين للمال. فقال لهم: لعلكم سمعتم بقدوم أبي عبيدة من البحرين؟ قالوا: أجل يا رسول الله. سمعنا بذلك يعني وجئنا لننال نصيبنا. فبشرهم النبي صلى الله عليه وسلم بما يسرهم. وأخبرهم عليه الصلاة والسلام أنه لا يخاف عليهم من الفقر؛ لأن الفقير في الغالب أقرب إلى الحق من الغني، ولكنه يخشى أن تفتح عليهم الدنيا؛ فيقعون في التنافس فيها، ولا يكفي المرء حينئذ ما يأتيه، بل يريد أكثر وأكثر، بأي طريق يحصل منه على المال، لا يبالي بحلال ولا حرام، ولا شك أن هذا من التنافس المذموم المؤدي إلى الإقبال على الدنيا والبعد عن الآخرة، فيهلك كما هلك من كان قبلهم.

  • تحذير من فتحت عليه الدنيا من سوء عاقبتها وشر فتنتها.
  • التنافس في الدنيا قد يجر الإنسان إلى فساد في الدين؛ لأن المال مرغوب فيه فترتاح النفس لطلبه فتمنع منه فتقع العداوة المقتضية للمقاتلة المفضية إلى الهلاك.
  • عدم الاطمئنان إلى زخارف الحياة الدنيا وشهواتها وعدم التنافس فيها.
  • جواز مصالحة أهل الكتاب على الجزية والمجوس يُسن فيهم سنة أهل الكتاب.
  • ينبغي على العامل أن يأتي بالمال جميعه إلى إمام المسلمين ليصرفه كما أمر الله تعالى.
  • رسوخ رسول الله صلى الله عليه وسلم في معالجة النفوس البشرية بما يصلحها، فقد عرف ما يريد الأنصار فبشرهم وأملهم لتطمئن نفوسهم وتسكن قلوبهم لما أرادت، فلا يضطرب إيمانها ولا يخالجها شك وقلق.
  • جواز الحلف من غير استحلاف.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر