حدیث

ای گروه انصار، آیا شما را گمراه نیافتم و الله متعال به وسیله ی من شما را هدایت نکرد؟ آیا پراکنده و متفرق نبودید که الله متعال به وسیله ی من شما را گرد هم جمع نموده و متحد و یکپارچه نمود؟ آیا فقیر نبودید که الله متعال به وسیله ی من شما را ثروتمند نمود؟

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن عبد الله بن زيد بن عاصم قال: «لما أفَاء الله على رسوله يوم حُنَيْنٍ؛ قَسَم في الناس، وفي المُؤَلَّفَةِ قلوبهم، ولم يعطِ الأنصار شيئا. فكأنهم وجدوا في أنفسهم؛ إذ لم يُصِبْهُمْ ما أصاب الناس. فخطبهم؛ فقال: يا معشر الأنصار، ألم أجدكم ضُلاَّلاً فهداكم الله بي؟ وكنتم متفرقين فَأَلَّفَكُمُ الله بي؟ وَعَالَةً فأغناكم الله بي؟ كلما قال شيئًا؛ قالوا: اللهُ ورسولُه أمَنُّ. قال: ما يمنعكم أن تجيبوا رسول الله؟ قالوا: الله ورسوله أمَنُّ. قال: لو شِئْتُمْ لقلتم: جئتنا كذا وكذا. أَلَا تَرْضَوْنَ أن يذهب الناس بالشاة والبعير، وتذهبون برسول الله إلى رحَالِكُم؟ لولا الهجرة لكنت امْرَأً من الأنصار، ولو سلك الناس واديًا أو شِعْبًا، لَسَلَكْتُ وادي الأنصار وَشِعْبَهَا. الأنصار شِعَارٌ، والناس دِثَارٌ، إنكم ستلقون بعدي أَثَرَةً ، فاصبروا حتى تلقوني على الحوض».

ترجمه

از عبدالله بن زيد بن عاصم روایت است که می گوید: وقتی الله متعال در روز حنین غنیمت نصیب پیامبرش نمود، ایشان غنایم به دست آمده را بین مردم و مولفة قلوبهم تقسیم کرد و چیزی از غنایم به انصار نداد؛ گویا به همین دلیل که چیزی از غنایم به آنها داده نشد، اندکی ناراحت شدند؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را مخاطب نمود و فرمود: «يَا مَعْشَرَ الأَنْصَار، أَلَمْ أَجِدْكُمْ ضُلاَّلاً فَهُدَاكُمْ اللَّهُ بِي؟ وَكُنْتُمْ مُتَفَرِّقِينَ فَأَلَّفَكُمْ اللَّهُ بِي؟ وَعَالَةً فَأَغْنَاكُمْ اللَّهُ بِي؟»: «ای گروه انصار، آیا شما را گمراه نیافتم و الله متعال به وسیله ی من شما را هدایت نکرد؟ آیا پراکنده و متفرق نبودید که الله متعال به وسیله ی من شما را گرد هم جمع نموده و متحد و یکپارچه نمود؟ آیا فقیر نبودید که الله متعال به وسیله ی من شما را ثروتمند نمود؟». و هر بار که رسول الله صلی الله علیه وسلم یکی از این سوالات را می پرسید، می گفتند: فضل و منت الله و رسولش بر ما، بیش از این بوده است. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَا يَمْنَعُكُمْ أَنْ تُجِيبُوا رَسُولَ اللَّهِ؟»: «چه چیزی شما را از پذیرفتن عملکرد فرستاده ی الله باز می دارد؟». گفتند: فضل و منت الله و رسولش بر ما، بیش از این بوده است. آنگاه فرمود: «لَوْ شِئْتُمْ لَقُلْتُمْ: جِئْتَنَا كَذَا وَكَذَا. أَلا تَرْضَوْنَ أَنْ يَذْهَبَ النَّاسُ بِالشَّاةِ وَالْبَعِيرِ، وَتَذْهَبُونَ برسول الله إلَى رِحَالِكُمْ؟ لَوْلا الْهِجْرَةُ لَكُنْتُ امْرَأً مِنْ الأَنْصَارِ، وَلَوْ سَلَكَ النَّاسُ وَادِياً أو شِعْباً لَسَلَكْتُ وَادِيَ الأَنْصَارِ وَشِعْبَهَا. الأَنْصَارُ شِعَارٌ، وَالنَّاسُ دِثَارٌ، إنَّكُمْ سَتَلْقَوْنَ بَعْدِي أَثَرَةً، فَاصْبِرُوا حَتَّى تَلْقَوْنِي عَلَى الْحَوْضِ»: «اگر بخواهید می توانید بگویید: فلان و فلان چیز را به ما بده؛ آیا راضی نمی شوید که مردم با گوسفند و شتر باز گردند و شما با رسول الله به خانه های تان بازگردید؟ اگر هجرت نمی بود، مردی از انصار بودم؛ و اگر مردم به دشت و دره ای بروند، من مسیر دشت و دره ای را در پیش می گیرم که انصار می پیمایند؛ نزد من، انصار از میان مردم نخستین مرتبه را دارند و سایر مردم در مرتبه ی بعدی هستند؛ شما بعد از من شاهد تبعیض خواهید بود، پس صبر و بردباری کنید تا مرا در کنار حوض ملاقات نمایید».

شرح

در جنگ حنین که الله متعال غنایم زیادی برای پیامبرش میسر نمود، ایشان بخشی از غنایم به دست آمده را به اقوامی بخشید تا توجه آنها را جلب نموده و دل های شان را به دست آوَرَد که عده ای از انصار این کار را نپسندیدند؛ اما سایر آنها می دانستند که تصرف رسول الله صلی الله علیه وسلم، تصرفی به حق و درست بوده است؛ زمانی که خبر نارضایتی این عده از انصار به رسول الله صلی الله علیه وسلم می رسد که چرا ایشان غنایم را به اقوامی می دهد که خون شان از شمشیرهای ما می چکد و ما را رها می کند؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور می دهد تا انصار گردهم جمع شوند؛ و پس از جمع شدن آنها می فرماید: «این چه خبری است که از شما به گوشم رسیده است؟» و مساله پیش آمده را مطرح می کند. و اینگونه آنها را سرزنش نموده و اعتراف می کند که پیش از این رسول الله صلی الله علیه وسلم و اسلام را یاری داده اند؛ و دل های شان را به دست می آورد و آنان نیز متوجه می شوند که الله متعال چه اجر و پاداش بزرگی به خاطر همراهی با رسول الله و بازگشتن به خانه های شان با او، برای ایشان در نظر گرفته است؛ علاوه بر اجر و پاداشی که در آخرت برای آنها ذخیره کرده است؛ و در ادامه رسول الله صلی الله علیه وسلم ایشان را به صبر و بردباری در برابر تبعیضی دستور می دهد که بزودی با آن مواجه می شوند.

شرح: العربية

لما فتح الله على نبيه محمد صلى الله عليه وسلم من الغنائم الكثيرة في موقعة حُنَيْنٍ وبعد أن ترك حصار الطائف عاد إليها أي إلى الغنائم، فأعطى النبي صلى الله عليه وسلم أقوامًا حديثي عهد بالإسلام ليتألفهم فأنكر ذلك بعض الأنصار أما خيارهم فإنهم يعلمون أن تصرف رسول الله صلى الله عليه وسلم تصرف بحق فلما بلغته مقالتهم حيث قال بعضهم يعطي رسول الله صلى الله عليه وسلم الغنائم لأقوام تقطر سيوفنا من دمائهم ويدعنا، فأمر النبي صلى الله عليه وسلم بجمعهم له في قبة فاجتمعوا، فقال: ما مقالة بلغتني عنكم .. إلخ ما ذكر. فعاتبهم واعترف لهم بما قدموه من نصرة له وللإسلام الذي جاء به فطابت نفوسهم وعرفوا بذلك عظيم ما ذخر الله لهم من صحبة رسوله ورجوعهم به إلى رحالهم بالإضافة إلى ما ادخره الله لهم في الدار الأخرى على ما قدموه وبذلوه فأمرهم صلى الله عليه وسلم بالصبر على ما سيلقونه بعده من الأَثَرَةِ.

  • إعطاء المُؤَلَّفَةِ قلوبهم من الغنيمة، بحسب رأي الإمام واجتهاده وإن كثر .
  • حكمة النبي -صلى الله عليه وسلم- في قَسْمِ الغنائم على ما تقتضيه مصلحة الإسلام والمسلمين.
  • جواز حرمان من وثق بدينه، تبعا للمصلحة العامة.
  • أن أصحاب الإيمان القوي العميق يوكلون إلى إيمانهم باعتبار أنهم لا يهتمون لأمر الدنيا.
  • للإمام تفضيل بعض الناس على بعض في مصارف الفَيْء، وأن له أن يعطي الغني منه للمصلحة.
  • لا عتب على من طالب بحقه في الأمور الدنيوية.
  • مشروعية الموعظة والخُطبة في المناسبات وتبيين الحق.
  • جواز تخصيص بعض المخاطبين في الخُطبة.
  • تسلية مَن فاته شيء من الدنيا بما حصل له من ثواب الآخرة.
  • إقامة الحجة عند الحاجة إليها على الخصم.
  • معاتبة النبي -صلى الله عليه وسلم- للأنصار على ما بلغه عنهم.
  • مشروعية معاتبة من وثقت من إيمانه وصدق نيته.
  • أن القائد والأمير وأصحاب الولايات لا يتصرفون في الشؤون العامة، من غير أن يبينوا للرعية مقصدهم فيها.
  • حسن رعاية النبي -صلى الله عليه وسلم- لأصحابه.
  • تواضع النبي -صلى الله عليه وسلم- واعترافه بالجميل.
  • كون النبي -صلى الله عليه وسلم- رحمة وبركة على الأمة، لاسيما الأنصار.
  • مشروعية الاعتذار إلى الغير من فعل ما يحزنه.
  • حكمة النبي -صلى الله عليه وسلم- في معالجة الأمور.
  • جواز عقد الجلسات الخاصة.
  • مشروعية تسلية المؤمن إذا فاته شيء من الدنيا بما عنده من الإيمان والعمل الصالح وثوابهما.
  • مشروعية إخبار الغير بما سيكون عليه من مكروه؛ ليستعد له ويوطن نفسه عليه.
  • أن الرغبة في الأشياء الدنيوية لا تخل بإيمان الراغب وإخلاصه، إذا كان لم يعمل لأجل الدنيا فقط. فالنبي صلى الله عليه وسلم لم يؤنبهم على رغبتهم.
  • استعمال الأنصار الأدب واعترافهم بالحق.
  • ما للأنصار -رضي الله عنهم- من فضل الإيمان والنصرة لله ورسوله، أوجبت استئثارهم بالنبي -عليه الصلاة والسلام-، كما أوجبت محبته لهم وتقديمهم على غيرهم.
  • أن المهاجرين أفضل من الأنصار؛ لأن النبي -صلى الله عليه وسلم- لم يتخل عن وصف الهجرة مع شدة محبته للأنصار.
  • عظيم منة الله تعالى و منة رسوله على الأنصار.
  • فيه عظيم ما رجع به الأنصار وقلة ما رجع به الناس.
  • علامة من علامات النبوة؛ حيث أخبر عن أمر مستقبل فوقع على وفق ما أخبر به صلى الله عليه وسلم.
  • إثبات الحوض يوم القيامة.
  • وجوب الصبر على المصائب.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر