حدیث

رسول الله صلى الله عليه وسلم از روزه ی «وصال» - يعنی روزه گرفتن دو روز پياپی يا بيشتر، بدون افطار يا خوردن چيزی - منع فرمود. صحابه گفتند: شما خود روزه ی «وصال» می گيريد؟ فرمود: «من مانند شما نیستم؛ به من آب و غذا داده می شود».

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما قال: «نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الْوِصَالِ، قالوا: إنك تواصل؟ قال: إني لَسْتُ كَهَيْئَتِكُمْ، إني أُطْعَمُ وَأُسْقَى». وفي رواية أبي سعيد الخدري رضي الله عنه : «فَأَيُّكُمْ أراد أن يواصل فليواصل إلى السَّحَرِ».

ترجمه

از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم از روزه ی «وصال» - يعنی روزه گرفتن دو روز پياپی يا بيشتر، بدون افطار يا خوردن چيزی - منع فرمود. صحابه گفتند: شما خود روزه ی «وصال» می گيريد؟ فرمود: «إنِّي لَسْتُ كَهَيْئَتِكُمْ، إنِّي أُطْعَمُ وَأُسْقَى»: «من مانند شما نیستم؛ به من آب و غذا داده می شود». و در روایت ابوسعید خدری رضی الله عنه آمده است: «فَأَيُّكُمْ أَرَادَ أَنْ يُوَاصِلَ فَلْيُوَاصِلْ إلَى السَّحَرِ»: «هریک از شما می خواهد روزه ی وصال بگیرد، باید روزه اش را تا سَحَر ادامه دهد (نه بیشتر)».

شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم از سر دلسوزی و مهربانی، صحابه را از روزه ی وصال نهی می کند؛ اما صحابه که مشتاق کسب فضل و خوبی و مواردی هستند که ایشان را به الله متعال نزدیک می کند و جهت اقتدا به رسول الله صلی الله علیه وسلم که خود روزه ی وصال می گرفت، تمایل خود را به روزه ی وصال ابراز می کنند و خطاب به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گویند: تو خود روزه ی وصال می گیری؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها خبر می دهد که کسی به او آب و غذا می دهد، اما هریک از شما قصد روزه ی وصال و ادامه دادن روزه اش دارد، تا سحر روزه اش را ادامه دهد نه بیشتر؛ چراکه شریعت اسلام آسان بوده و مشقت و سختی و غلو و افراط در آن جایی ندارد. و روزه ی وصال برای آنها مصداق عذاب و شکنجه ی نفس و هلاکت آن می باشد درحالی که الله متعال هیچکس را به اندازه ی توانش مکلف نکرده است. و از طرفی آسانگیری سبب باقی ماندن عمل و استمرار آن بوده و رنج و خستگی به دنبال ندارد و با عدالتی همراه است که الله متعال در زمین قرار داده است و عبارت است از: انجام عباداتی که الله متعال خواسته و برآورده کردن نیازهای ضروری نفس که حیاتش به آنها وابسته است.

شرح: العربية

نهى النبي صلى الله عليه وسلم أصحابه عن الْوِصَالِ رحمة بهم وإشفاقاً عليهم، ولكن الصحابة لمحبتهم للفضل وحرصهم على ما يقرب من الله رغبوا في الْوِصَالِ تأسياً بالنبي في كونه يواصل وقالوا: إنك تواصل، فأخبرهم بأنه له مُطعِم يطعمه وساق يسقيه بما يعوضه عن الطعام والشراب، ولكن من أراد منكم الوصال، فله أن يواصل إلى السَّحَرِ. فالشريعة الإسلامية سمحة مُيَسَّرة لا عَنَتَ فيها ولا مشقة، ولا غٌلُوُّ ولا تعمق؛ لأن في ذلك تعذيباً للنفس وإرهاقاً لها، واللَه لا يكلف نفساً إلا وسعها. ولأن التيسير والتسهيل أبقى للعمل وأسلم من السأم والملل، وفيه العدل الذي وضعه الله في الأرض، وهو إعطاء الله ما طلبه من العبادة، وإعطاء النفس حاجتها من مقوماتها.

  • التحذير من المواصلة في الصوم إلى ما بعد السحر؛ لما فيه من الضرر الحاصل أو المتوقع.
  • جواز الْوِصَالِ إلى السَّحَرِ لمن قدر عليه، وتركه أولى.
  • رحمة الشارع الحكيم الرحيم بالأمة، إذ حرَّم عليهم ما يضرهم.
  • الأصل التأسي بالنبي -صلى الله عليه وسلم- حتى يقوم دليل خصوصية الحكم به.
  • الوِصَال من خصائص النبي -صلى الله عليه وسلم-.
  • أن الصحابة كانوا يرجعون إلى فعله المعلوم صفته ويبادرون إلى التأسي به إلاَّ فيما نهاهم عنه.
  • حرص الصحابة ـرضي الله عنهم- على الخير.
  • حسن تعليم النبي -صلى الله عليه وسلم-، حيث بين للصحابة سبب الفرق بينه وبينهم ليزادوا طمأنينة في الحكم .
  • أن غروب الشمس وقت للإفطار، ولا يحصل به الإفطار، وإلا لما كان للوصال معنى إذا صار مفطراً بغروب الشمس.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر