حدیث

رسول الله صلى الله عليه وسلم به ما دستور می داد که در مسافرت، سه شبانه روز موزه های مان را درنياوريم؛ البته از بابت قضای حاجت و خواب، نه از بابت جنابت.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

حسن صحیح استبه روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمد

متن عربی

عن زر بن حبيش قال: أتيت صَفْوَانَ بْنَ عَسَّالٍ رضي الله عنه أسأله عن المسحِ على الخُفَّيْنِ، فقال: ما جاء بك يا زِرُّ؟ فقلت: ابتغاءَ العلمِ، فقال: إنَّ الملائكةَ تَضعُ أجنحتَها لطالبِ العلمِ رِضًى بما يطلب، فقلت: إنه قد حَكَّ في صدري المسحُ على الخُفَّيْنِ بعد الغَائِطِ والبَوْلِ، وكنتَ امرءًا من أصحابِ النبي صلى الله عليه وسلم فجئتُ أَسْأَلُكَ هل سمعتَه يذكر في ذلك شيئا؟ قال: نعم، كان يأمرُنا إذا كنا سَفْرًا -أو مُسافرين- أن لا نَنْزِعَ خِفَافَنَا ثَلاثَةَ أيَّامٍ وَلَيَالِيهِنَّ إِلَّا مِن جَنَابَةٍ، لكن مِن غَائِطٍ وبَوْلٍ ونَوْمٍ، فقلت: هل سمعتَه يذكُرُ في الهَوَى شيئا؟ قال: نَعم، كُنَّا مع رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم في سَفَرٍ، فبينا نحن عنده إذ ناداه أعرابي بصوت له جَهُورِيٍّ: يا محمدُ، فأجابه رسولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم نَحْوًا مِنْ صوته: «هَاؤُمُ» فقلت له: وَيْحَكَ! اغْضُضْ من صوتك فإنك عند النبي صلى الله عليه وسلم وقد نُهيتَ عن هذا! فقال: واللهِ لا أَغْضُضُ، قال الأعرابي: المرءُ يُحِبُّ القومَ ولَمَّا يَلْحَقْ بهم؟ قال النبي صلى الله عليه وسلم : «المرَّءُ مع مَن أَحَبَّ يَومَ القِيامَةِ». فما زَال يحدِّثُنا حتى ذكر بَابًا من المغْرِبِ مسيرةُ عَرضِهِ أو يَسِيرُ الرَّاكِبُ في عَرْضِهِ أربعينَ أو سبعينَ عَامًا -قال سفيانُ أحدُ الرواة: قِبَلَ الشَّامِ- خَلَقَهُ اللهُ تعالى يومَ خَلقَ السَّمَاوَاتِ والأرضَ مَفْتُوحًا للتوبةِ لا يُغْلَقُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْهُ.

ترجمه

از زِرّ بن حُبَيش روایت است که می گويد: نزد صفوان بن عسّال رضی الله عنه رفتم تا از او درباره ی مسح بر موزه سؤال کنم. صفوان پرسيد: چه چيزی باعث آمدن تو به اينجا شده است؟ گفتم: طلب علم. گفت: ملائکه بال های خود را برای طالبِ علم می گسترانند؛ زيرا کارش را که طلب علم است، می پسندند. گفتم: درباره ی مسح بر موزه پس از قضای حاجت، در دلم شک آمده است. تو از اصحاب رسول الله بوده ای؛ از اين رو آمده ام تا از تو بپرسم آيا در اين باره چيزی شنيده ای؟ پاسخ داد: آری؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم به ما دستور می داد که در مسافرت، سه شبانه روز موزه های مان را درنياوريم؛ البته از بابت قضای حاجت و خواب، نه از بابت جنابت. پرسيدم: آيا درباره ی محبت و ميل و رغبت به کسی، چيزی از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيده ای؟ گفت: بله؛ در سفری همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بوديم، نزد ایشان بوديم که صحرانشينی که صدای بلندی داشت، رسول الله صلى الله عليه وسلم را صدا زد و گفت: ای محمد؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم نيز همچون او با صدای بلند فرمود: «بله؛ (من، اينجا هستم)». به صحرانشين گفتم: وای بر تو، صدايت را پايين بياور. تو نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم هستی و از بلند کردن صدا نزد او منع شده ای. صحرانشين گفت: والله صدايم را پايين نمی آورم. و ادامه داد: شخصی عده ای را دوست دارد؛ ولی در عمل به آنان نمی رسد؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «المرَّءُ مع مَن أَحَبَّ يَومَ القِيامَةِ»: «انسان در روز قيامت با کسی خواهد بود که دوستش دارد». آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم همچنان برای ما سخن گفت تا اينکه ذکری از دروازه ی مغرب به ميان آورد که پهنای آن يا مسيری که يک سوارکار در عرض آن طی می کند، چهل يا هفتاد سال است. يکی از راويان به نام سفيان می گويد: اين دروازه در سمت شام قرار دارد که الله متعال در روز آفرينش آسمان ها و زمين آن را آفريده و برای توبه باز است و بسته نمی شود تا آن که خورشيد از آن طلوع کند.

شرح

زرُّ بن حبيش نزد صفوان بن عسال رضی الله عنه می رود تا از او در مورد مسح کردن بر موزه سوال کند؛ و صفوان علت آمدن وی را جویا می شود که زر می گوید: به خاطر کسب علم آمدم؛ بنابراین صفوان به وی خبر می دهد که ملائکه به نشانه ی احترام به طالب علم و رضایت از طلب علم وی، بال های خود را برای او فرش می کنند. آنگاه زر می گوید: در مورد مسح بر موزه ها بعد از ادرار یا مدفوع، دچار شک و تردید شده ام که آیا جایز است یا نه؟ لذا صفوان بن عسال رضی الله عنه برای او بیان می کند که این کار جایز است چون رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را امر نموده که وقتی مسافر هستند، موزه های شان را در نیاورند؛ مگر زمانی که به علت جنابت می خواهند غسل کنند که در این صورت باید موزه ها را در بیاورند. اما به هنگام وضو گرفتن در اثر ادرار یا مدفوع یا خوابیدن، جایز است که بر آن مسح کنند. سپس زر بن حبیش از صفوان بن عسال سوال می کند که آیا از رسول الله صلی الله علیه وسلم چیزی در مورد محبت و دوست داشتن شنیده است؟ که پاسخ صفوان مثبت است و داستان صحرانشینی را ذکر می کند که صدای بلندی داشته و آمده و با صدای بلند صدا زده: ای محمد؛ پس به وی گفته می شود: وای بر تو، رسول الله را با صدای بلند صدا می کنی؟ حال آنکه الله عزوجل می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ» [حجرات: 2] «ای مؤمنان، صدای تان را از صداى پیامبر بلندتر نكنید؛ و همچنان كه برخى از شما با برخى دیگر بلند سخن می گویید، با او به صداى بلند سخن نگویید. مبادا بى آنكه بدانید، اعمال تان تباه گردد». اما صحرانشینان بسیاری از آداب را نمی دانستند؛ چون به دور از شهرها زندگی می کردند و از علم و دانش به دور بودند. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم همچون صحرانشین با صدای بلند پاسخ وی را می دهد. چون رسول الله صلی الله علیه وسلم از کامل ترین راه و روش برخوردار بود و با هر انسانی به اندازه ی عقلش رفتار می کرد؛ بنابراین رفتاری مشابه با وی دارد. سپس صحرانشین می گوید: کسی که قومی را دوست دارد اما عملی همچون آنان ندارد، با چه کسانی خواهد بود؟ آیا با آنان خواهد بود یا نه؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «انسان در روز قیامت با کسی خواهد بود که او را دوست داشته است». سپس صفوان می گوید: همواره رسول الله صلی الله علیه وسلم با ما سخن می گفت تا اینکه از دروازه ای در مغرب سخن به میان آورد که پهنای آن یا عرض آن به اندازه ی مسافتی است که سوارکاری چهل یا هفتاد سال بپیماید و در سمت شام قرار دارد؛ الله عزوجل آن را در روزی خلق نموده که آسمان ها و زمین را آفریده است و برای پذیرفتن توبه باز است تا اینکه خورشید از مغرب طلوع کند.

شرح: العربية

جاء زرُّ بن حبيش إلى صفوان بن عسال رضي الله عنه يسأله عن المسح على الخفين، فسأله عن السبب الذي جاء من أجله، فقال زر: جئتُ من أجل العلم، فأخبره صفوان أن الملائكة تكف أجنحتها عن الطيران وتلتزم السكينة توقيرا لطالب العلم ورِضًى بما يطلب. فقال زر: إنه قد صار عندي توقف وشك في المسح على الخفين بعد البول أو الغائط هل هذا جائز أو لا؟ فبين له صفوان بن عسَّال رضي الله عنه أن ذلك جائز لأن النبي صلى الله عليه وسلم أمرهم إذا كانوا مسافرين أن لا ينزعوا خفافهم إلا إذا كان سيغتسل من الجنابة فلا بد من نزع الخف ونحوه، ولكن عند الوضوء من غائط وبول ونوم فإنه يجوز أن يمسح. ثم إن زر بن حبيش سأل صفوان بن عسال: هل سمع من النبي صلى الله عليه وسلم يقول في الهوى -أي: المحبة- شيئًا؟ فقال: نعم، ثم ذكر قصة الأعرابي الذي كان جهوري الصوت فجاء ينادي: يا محمد؛ بصوت مرتفع. فقيل له: ويحك أتنادي رسول الله صلى الله عليه وسلم بصوت مرتفع؟ والله عز وجل يقول: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ} (الحجرات: 2)، ولكن الأعراب لا يعرفون الآداب كثيراً؛ لأنهم بعيدون عن المدن وبعيدون عن العلم. فأجابه النبي صلى الله عليه وسلم بصوت مرتفع كما سأل الأعرابي؛ لأن رسول الله صلى الله عليه وسلم أكمل الناس هديًا، يعطي كل إنسان بقدر ما يتحمله عقله، فخاطبه النبي صلى الله عليه وسلم بمثل ما خاطبه به، قال له الأعرابي: "المرء يحب القوم ولما يلحق بهم"، يعني: يحب القوم ولكن عمله دون عملهم؛ لا يساويهم في العمل، مع من يكون؟ أيكون معهم أو لا؟ فقال النبي صلى الله عليه وسلم : "المرء مع من أحب يوم القيامة". ثم قال: فما زال يحدثنا النبي صلى الله عليه وسلم حتى ذكر بابا من المغرب بين طرفيه أو يسير الراكب بينهما أربعين أو سبعين عاما قِبلَ الشام، خلقه الله عز وجل يوم خلق السماوات والارض مفتوحًا لقبول التوبة حتى تطلع الشمس من المغرب.

  • الحث على طلب العلم وسؤال المكلَّف أهل العلم عما أشكل من أمر دينه.
  • جواز المسح على الخفين، ومدته: للمسافر ثلاثة أيام بلياليها، وللمقيم يوم وليلة.
  • مسح الخفين يكون في الحدث الأصغر فقط.
  • جواز مطالبة السائل للعالم عن دليله أهو نص أم استدلال واجتهاده، وعلى العالم ألا يتحرج من ذلك.
  • التأدب مع العلماء والصالحين، وخفض الصوت في مجالس العلم.
  • تعليم الجاهل حسن الأدب وقواعد السلوك.
  • الاقتداء بالنبي -صلى الله عليه وسلم- في حلمه، وحسن خلقه، ومخاطبته الناس على قدر علمهم وعقولهم.
  • الحرص على مجالسة الصالحين والقرب منهم وحبهم.
  • من شأن المحبة أن تجذب المحب إلى طريق من يحب وتحمله على طاعته.
  • فتح باب الأمل والرجاء، والتبشير بالنجاة، واللطف في الموعظة.
  • سعة رحمة الله -عز وجل-، وفتحه باب التوبة.
  • الحث على الإسراع في التوبة ومحاسبة النفس والرجوع إلى الله -تعالى-.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر