حدیث

لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَنَاجَشُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت مسلم

متن عربی

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَنَاجَشُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللهِ إِخْوَانًا الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يَخْذُلُهُ، وَلَا يَحْقِرُهُ التَّقْوَى هَاهُنَا» وَيُشِيرُ إِلَى صَدْرِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ «بِحَسْبِ امْرِئٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ، كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ، دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ».

ترجمه

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَنَاجَشُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يَخْذُلُهُ، وَلَا يَحْقِرُهُ التَّقْوَى هَاهُنَا» وَيُشِيرُ إِلَى صَدْرِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ «بِحَسْبِ امْرِئٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ، كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ، دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ». «با یکدیگر حسادت نورزید، و بازارگرمیِ کاذب نکنید، و با یکدیگر دشمنی نکنید، و به یکدیگر پشت نکنید، و بر معاملهٔ یکدیگر، معامله نکنید، و ای بندگان خدا، با هم برادر باشید. مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمی‌کند، او را تنها نمی‌گذارد و او را تحقیر نمی‌کند. تقوا اینجاست» و سه بار به سینهٔ خود اشاره کردند. «برای شرارتِ یک شخص همین بس که برادر مسلمانش را تحقیر کند. همه چیزِ مسلمان بر مسلمان حرام است: خونش، و مالش، و آبرویش».

شرح

پیامبر صلی الله علیه و سلم مسلمان را دربارهٔ برادر مسلمانش به نیکی سفارش کردند و برخی از واجبات و آدابی را که در برابر آنان بر عهده دارد، بیان کردند؛ از جمله: سفارش اول: با یکدیگر حسادت نورزید، به این صورت که برخی از شما آرزوی از بین رفتن نعمت دیگری را داشته باشد. دوم: در معامله قیمت را به دروغ و با تبانی بالا نبرید، به این صورت که شخصی قیمت کالا را بالا ببرد در حالی که قصد خرید آن را ندارد؛ و منظورش تنها سود رساندن به فروشنده یا ضرر رساندن به خریدار باشد. سوم: با یکدیگر دشمنی نکنید، و آن ارادهٔ ضرر رساندن است که ضد محبت است؛ مگر آنکه دشمنی در راه خداوند متعال باشد که در آن صورت واجب است. چهارم: به یکدیگر پشت نکنید، به این صورت که هر یک از شما به برادرش پشت کند و از او روی بگرداند و او را ترک کند. پنجم: بر معاملهٔ یکدیگر، معامله نکنید، به این صورت که به کسی که کالایی را خریده بگویی: من مانند آن را با قیمتی کمتر یا با همان قیمت و کیفیتی بهتر دارم. سپس ایشان علیه الصلاة والسلام به سفارشی جامع اشاره کردند و فرمودند: همچون برادرانی برای یکدیگر باشید؛ به این صورت که کارهای نهی‌شده را ترک کنید و در حق یکدیگر محبت، نرمی، دلسوزی و مهربانی بورزید و در امور خیر با هم همکاری کنید، و همواره دلی پاک و نیتی خیرخواهانه داشته باشید. و از لوازم این برادری این است که: به برادر مسلمانش ستم نکند و به حق او تجاوز ننماید. و اینکه برادر مسلمانش را در حالی که به او ستم می‌شود، تنها نگذارد و او را در جایی که می‌تواند یاری‌اش کند و ظلم را از او بردارد، رها نکند. و اینکه او را تحقیر نکند و کوچک نشمارد و با دیدهٔ حقارت و پستی به او ننگرد؛ که این از تکبر قلبی ناشی می‌شود. سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم سه بار بیان کردند که تقوا در قلب است، و هر کس در قلبش تقوایی باشد که مقتضیِ اخلاق نیکو و ترس از خدا و مراقبت از اوست، هیچ مسلمانی را تحقیر نخواهد کرد. و سپس بیان نموند که از خصلت‌های شر و اخلاق پست برای شخص همین کافی است که برادر مسلمانش را تحقیر کند؛ و این به خاطر تکبری است که در قلب اوست. سپس پیامبر صلى الله عليه وسلم برای تأکید بر نکات پیشین فرمودند که هر مسلمانی به طور کامل بر مسلمان دیگر حرام است؛ یعنی ریختن خونش، چه با کشتن باشد یا آسیب‌های کمتر مانند زخمی کردن و زدن؛ و همچنین دست‌درازی به مالش، با گرفتنِ ناحق آن؛ و نیز لطمه زدن به آبرویش، با بدگویی از شخصیت یا اصل و نسب او.

فواید

  • امر به هر آنچه مقتضای برادری ایمانی است، و نهی از هر آنچه در گفتار و کردار، ضد آن است.
  • اساس تقوا آن چیزی است که در قلب از شناخت خدا، ترس از او و مراقبت از او وجود دارد، و اعمال نیک از این تقوا، سرچشمه می‌گیرند.
  • انحراف ظاهری، بر ضعف تقوای قلب دلالت دارد.
  • نهی از آزار رساندن به مسلمان به هر شکلی از اشکال، چه با گفتار یا کردار.
  • اینکه مسلمان آرزو کند مانند دیگری باشد - بدون آرزوی از بین رفتن آن نعمت برای دیگری - از حسد نیست. و این «غبطه» نامیده می‌شود؛ غبطه جایز است و به رقابت در کارهای نیک کمک می‌کند.
  • انسان به طور طبیعی خوش ندارد که کسی در چیزی از فضائل بر او برتری یابد. پس اگر آرزوی از بین رفتن آن برای دیگری را داشته باشد، آن حسدِ ناپسند است، و اگر مسابقه را دوست داشته باشد، آن غبطهٔ جایز است.
  • اینکه به خریدار توضیح دهی که در خریدش به طور فاحشی فریب خورده است، از مصادیق معامله بر معاملهٔ برادر مسلمان نیست؛ این از لوازم نصیحت است، به شرط آنکه نیتش نصیحت برادر خریدارش باشد، نه ضرر رساندن به فروشنده، و اعمال به نیت‌ها بستگی دارد.
  • اگر فروشنده و خریدار بر سر قیمت به رضایت نرسیده باشند و قیمت نهایی نشده باشد، [پیشنهاد قیمت] از مصادیق معامله بر معاملهٔ برادر مسلمان نیست.
  • دشمنی در راه خدا، از جملهٔ دشمنیِ نهی‌شده در این حدیث نیست؛ بلکه آن دشمنی واجب و از محکم‌ترین دستاویزهای ایمان است.
شرح: العربية

أَوْصَى النبيُّ صلى الله عليه وسلم المسلمَ بأخيه المسلم خيرًا، وبيَّن بعض ما يجب عليه من الواجبات والآداب نحوهم؛ ومن ذلك: الوصية الأولى: لا تحاسدوا بأن يتمَنَّى بعضكم زوال نعمة بعض. الثانية: لا تناجشوا بأن يزيد في ثمن السلعة وهو لا يريد شراءها؛ وإنما يريد نفع البائع، أو الإضرار بالمشتري. الثالثة: لا تباغضوا وهي إرادة المضرة وهي ضد المحبة؛ إلا إذا كان البغض في الله تعالى؛ فإنه واجب. الرابعة: لا تدابروا بأن يعطِيَ كل واحد منكم أخاه دبره وقفاه فيعرض عنه ويهجره. الخامسة: لا يبع بعضكم على بيع بعضٍ بأن يقول لمن اشترى سلعة: عندي مثلها بأقل منها أو أجود منها بسعرها. ثم أوصى عليه الصلاة والسلام بوصية جامعة فقال: وكونوا كالإخوة بترك ما ذُكِر من منهيات، وببذل المودة والرفق والشفقة والملاطفة والتعاون في الخير، مع صفاء القلوب والنصيحة بكل حال. ومن مقتضيات هذه الأخوة: ألّا يَظلم أخاه المسلم ويعتدي عليه. وألّا يترك أخاه المسلم يُظلم فيخذله في مقام يستطيع أن ينتصر له، ويرفع عنه الظلم. وألّا يحتقره ويستقله وينظر إليه بعين الاستنقاص والازدراء؛ وهو ناتج عن كِبر في القلب. ثم بيَّن النبيُّ صلى الله عليه وسلم ثلاث مرات أن التقوى في القلب، ومن كان في قلبه التقوى التي تقتضي حسن الخلق، وخشية الله ومراقبته فإنه لا يحتقر مسلمًا، وكافيه من خصال الشر ورذائل الأخلاق احتقار أخيه المسلم؛ وذلك لكِبرٍ في قلبه. ثم أَكَّدَ صلى الله عليه وسلم على ما مضى بأنَّ كل المسلم على المسلم حرامٌ: دمُه: بأن يعتدي عليه بقتل أو ما دونه كجرح أو ضرب ونحوها، وكذا ماله: بأن يأخذ منه بغير حق، وكذا عِرضه: بأن يذمّه في نفسه أو حسبه.

  • الأمر بكلِّ ما تقتضيه الأخوة الإيمانية، والنهي عن ما يضادها من الأقوال والأعمال.
  • عمدة التقوى ما في القلب من معرفة الله، وخشيته ومراقبته، وهذه التقوى ينتج عنها الأعمال الصالحة.
  • الانحراف الظاهر يدلُّ على ضعف تقوى القلب.
  • النهي عن أذية المسلم بأي وجه من الوجوه من قول أو فعل.
  • ليس من الحسد أن يتمنى المسلم أن يكون مثل غيره، دون تمني زوالها عن الآخر، وهذا يسمى غبطة؛ وهي جائزة تعين على المسابقة إلى الخيرات.
  • الإنسان بطبعه يكره أن يفوقَه أحد في شيء من الفضائل، فإن أحب زوالها عن الآخر فهو الحسد المذموم، وإن أحب المسابقة فهي الغبطة الجائزة.
  • ليس من بيع المسلم عَلَى بَيْعِ أخيه أن يبيّن للمشتري أنه خدع في شرائه خداعًا فاحشًا؛ فهذا من مقتضيات النصيحة، بشرط أن تكون نيته نصح أخيه المشتري لا الإضرار بالبائع، والأعمال بالنيات.
  • ليس من بيع المسلم عَلَى بَيْعِ أخيه إذا كان البائعان لم يتراضيا ولم يستقر الثمن.
  • ليس من التباغض المنهي عنه في الحديث: البغض في الله، فهو واجب، ومِن أوثق عرى الإيمان.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر