حدیث

حدیث ذوالیدین در مورد سجده ی سهو

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قال: «صلَّى بنا رسول الله صلى الله عليه وسلم إحدى صَلاتَيْ الْعَشِيِّ -قال ابن سِيرِينَ وسمَّاها أبو هُرَيْرَةَ، ولكن نسيت أنا- قال: فصلَّى بنا ركعتين، ثم سلَّم، فقام إلى خَشَبَةٍ مَعْرُوضَةٍ في المسجد، فَاتَّكَأَ عليها كأنه غضبان ووضع يده اليُمنى على اليُسرى، و شَبَّكَ بين أصابعه، وخرجت السَّرَعَانُ من أبواب المسجد فقالوا: قَصُرَتِ الصلاة -وفي القوم أبو بكر وعمر- فهابا أن يكلماه، وفي القوم رجل في يديه طُول، يقال له: ذو اليدين فقال: يا رسول الله، أنسيت؟ أم قَصُرَتِ الصلاة؟ قال: لم أَنْسَ وَلَمْ تُقْصَرْ، فقال: أكما يقول ذو اليدين؟ فقالوا: نعم، فتقدَّم فصلَّى ما ترك، ثم سلَّمَ، ثم كبَّر وسجد مثل سجوده أو أطول، ثم رفع رأسه فكبَّر، ثم كبَّر وسجد مثل سجوده أو أطول، ثم رفع رأسه وكبَّر، فربما سألوه: ثم سلّم؟ قال: فَنُبِّئْتُ أن عِمْرَانَ بْنَ حُصَيْنٍ قال: ثم سلَّمَ».

ترجمه

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: «رسول الله صلى الله عليه وسلم يکی از دو نماز بعد از زوال (ظهر یا عصر) را دو رکعت خواند - محمد بن سيرين می گويد: ابوهريره رضى الله عنه نام اين نماز را گفت ولی من فراموش کردم - سپس سلام داد و به سمت قطعه چوبی رفت که در مسجد گذاشته شده بود و به آن تکیه کرد گویا ناراحت است؛ و دست راستش را روی دست چپ گذاشت و انگشتانش را در هم نمود. كسانی كه عجله داشتند از مسجد خارج شدند و گفتند: نماز كوتاه شده است؛ در بين مردم ابوبکر و عمر رضى الله عنهما نيز بودند ولی به علت تعظيم و احترام رسول الله صلى الله عليه وسلم از سخن گفتن با ايشان در اين مورد خودداری کردند. در ميان قوم شخصی كه دست هايش دراز بود و او را ذواليدين می ناميدند، پرسيد: یا رسول الله، دچار فراموشی شدی یا نماز کوتاه شده است؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لَمْ أَنْسَ وَلَمْ تُقْصَرْ»: «نه فراموش کردم و نه نماز کوتاه شده است». سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم از حاضرين پرسيد: «أَكَمَا يَقُولُ ذُو الْيَدَيْنِ؟»: «آيا چنان است كه ذواليدين می گويد؟» همه گفتند: بله. آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم جلو آمد و باقيمانده ی نماز را كامل كرد و سلام داد. سپس تكبير گفت و به سجده رفت و مانند سجده ی نماز يا طولانی تر از آن، سجده نمود. سپس سرش را بلند كرد و دوباره تكبير گفت و سپس تکبیر گفت و مانند سایر سجده هایش یا طولانی تر از آنها به سجده رفت. سپس سرش را از سجده بالا آورد و الله اکبر گفت. از ابن سيرين پرسيدند: آيا پس از بالا آمدن از سجده ی دوم سلام داد؟ گفت: از عمران بن حصين رضى الله عنه چنين به من رسيده است که سلام داد.

شرح

پیامبران صاحب کاملترین عقل ها و ثابت ترین قلب ها بوده و بهتر و بیشتر از هر کسی صبر و تحمل دارند و استوارترین مردم در برپایی حق الله متعال می باشند. با این همه نیز بشر بوده و فراتر از حد و حدود بشری نیستند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم در صفات مذکور از همه ی پیامبران کامل تر بود، اما باز هم به اقتضای بشر بودن، گاه دچار فراموشی می شد تا اینگونه الله متعال احکام سهو و فراموشی را به بندگان خویش بیاموزد. ابوهریره رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز ظهر یا عصر را با اصحابش خواند؛ ابوهریره رضی الله عنه بطور دقیق این نماز را مشخص کرده است، اما ابن سیرین که یکی از راویان حدیث است، فراموش نموده که نماز عصر بوده یا ظهر. وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم دو رکعت از این نماز را می خواند، سلام می دهد. و از آنجایی که ایشان کامل بود و جز با کامل نمودن عمل آرام نمی گرفت، احساس نقص و خلل می کند، اما دلیلش را نمی داند. از این رو به سمت چوبی می رود که در سمت قبله ی مسجد بصورت عمودی قرار گرفته است و با پریشانی به آن تکیه می زند و انگشتانش را در هم می کند. آن دسته از نمازگزارانی که عجله داشتند، از درهای مسجد بیرون رفته و با یکدیگر در مورد کوتاه شدن نماز سخن می گویند. گویا از دیدگاه آنها آنقدر مقام نبوت بزرگ است که نسیان و فراموشی در آن راهی ندارد و بخاطر هیبت و بزرگی رسول الله صلی الله علیه وسلم در سینه های ایشان، هیچکس جرأت ندارد در این مورد مهم با ایشان سخن بگوید، حتی ابوبکر و عمر رضی الله عنهما که نگرانی و عصبانیت را در چهره ایشان مشاهده نمودند. اما یکی از اصحاب که به او ذو الیدین می گفتند سکوت را می شکند و از رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال می کند: یا رسول الله، آیا فراموش کردی یا نماز کوتاه شده است؟ وی مطمئن نبود که ایشان فراموش نموده یا نماز کوتاه شده است، زیرا احتمال هر دویِ اینها در آن زمان وجود داشت. و رسول الله صلی الله علیه وسلم مطابق ظن و گمانش می فرماید: «نه فراموش کردم و نه نماز کوتاه شده است». وقتی ذوالیدین متوجه می شود که نماز کوتاه نشده است و از طرفی مطمئن است که ایشان دو رکعت بیشتر نخوانده است، مطمئن می شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم فراموش کرده است، پس می گوید: بلکه فراموش کردی. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم تصمیم می گیرد از گفته ی ذوالیدین اطمینان حاصل نماید؛ زیرا گفته او مخالف گمان رسول الله صلی الله علیه وسلم مبنی بر کامل نمودن نماز است؛ از این رو به اصحابی که پیرامون ایشان بودند، می فرماید: آیا همانطور است که ذوالیدین می گوید و من تنها دو رکعت خوانده ام؟ و پاسخ مثبت می شنود. اینجاست که رسول الله صلی الله علیه وسلم جلو رفته و دو رکعت باقی مانده را ادا می کند و پس از تشهد، سلام داده و سپس درحالی که نشسته است، تکبیر گفته و مانند سجده ی نماز یا طولانی تر از آنها سجده می کند؛ سپس سرش را از سجده بلند نموده و تکبیر می گوید؛ سپس الله اکبر گفته و همچون سایر سجده هایش یا طولانی تر، به سجده می رود. سپس سرش را بلند نموده و تکبیر گفته و سلام می دهد و تشهد نمی خواند.

شرح: العربية

الرسل أكمل الناس عقولاً، وأثبتهم قلوباً، وأحسنهم تحمُّلاً، وأقومهم بحق الله تعالى ومع هذا فإنهم لم يخرجوا عن حدود البشرية، ورسول الله صلى الله عليه وسلم أكمل الرسل في هذه الصفات، ومع ذلك فقد طرأ عليه النسيان بحكم بشريته؛ ليشرع الله لعباده أحكام السهو، ويروي أبو هريرة رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم صلى بأصحابه: إما صلاة الظهر أو العصر، وأن أبا هريرة عينها لكن نسي ابن سِيرِين، فلما صلى الركعتين الأوليين سلّم، ولما كان صلى الله عليه وسلم كاملًا، لا تطمئن نفسه إلا بالعمل التام؛ شعر بنقص وخلل، لا يدرى ما سببه، فقام إلى خشبة مَعْروضة في قبلة المسجد واتَّكأ عليها بنفس قَلِقَة، وَشبَّك بين أصابعه. وخرج المسرعون من المصلين من أبواب المسجد، وهم يتناجون بينهم، بأن أمراً حدث، وهو قصر الصلاة؛ وكأنهم أكبروا مقام النبوة أن يطرأ عليه النسيان، ولهيبته صلى الله عليه وسلم في صدورهم لم يَجْرُؤ واحد منهم أن يفاتحه في هذا الموضوع الهام، بما في ذلك أبو بكر وعمر رضي الله عنهما خاصة وقد شاهدوا منه التأثر والانقباض. إلا أن رجلًا من الصحابة يقال له ذو اليدين قطع هذا الصمت، بأن سأل النبي صلى الله عليه وسلم بقوله: يا رسول الله، أنسيت أم قَصُرَت الصلاة؟ لم يجزم بواحد منهما؛ لأن كل منهما محتمل في ذلك العهد، فقال صلى الله عليه وسلم -بناء على ظنه-: لم أنْسَ ولم تُقْصَر. حينئذ لما علم ذو اليدين أن الصلاة لم تُقْصَر، وكان متيقنًا أنه لم يصلها إلا ركعتين، علم أنه صلى الله عليه وسلم قد نَسِيَ، فقال: بل نسيت. فأراد صلى الله عليه وسلم أن يتأكد من صحة خبر ذي اليدين؛ لأنه يخالف ظنه من تمام الصلاة فطلب النبي صلى الله عليه وسلم ما يرجِّح قوله، فقال لمن حوله من أصحابه: أكما يقول ذو اليدين من أني لم أصلِّ إلا ركعتين؟ فقالوا: نعم، حينئذ تقدم صلى الله عليه وسلم فصلى ما ترك من الصلاة. وبعد التشهد سلَّم، ثم كبَّر وهو جالس، وسجد مثل سجود صُلْب الصلاة أو أطول، ثم رفع رأسه من السجود فكَبَّرَ، ثم كبَّر وسجد مثل سجوده أو أطول، ثم رفع رأسه وكبَّر، ثم سلَّم ولم يتشهد.

  • الحِكَمُ والأسرار التي تترب على سهو الأنبياء، من بيان التشريع والتخفيف عن الأمة بالعفو عن النسيان منهم، وبيان أن الأنبياء بشر.
  • أن الخروج من الصلاة قبل إتمامها -مع ظن أنها تمت- لا يقطعها، بل يجوز البناء عليها، وإتمام الناقص منها إذا لم يطل الفاصل.
  • وجوب سَجْدَتَي السهْوِ لمن سها في الصلاة، فزاد فيها، أو نقص منها ليجبر به الصلاة، ويرغم به الشيطان.
  • أن سجود السهو لا يتعدد، ولو تعددت أسبابه، فإن النبي -صلى الله عليه وسلم- سلَّم ونقص الصلاة، ومع ذلك اكتفى بسجدتين.
  • أن سجود السهو يكون بعد السلام، إذا سلم المصلى عن نقص في الصلاة.
  • أن سهو الإمام لاحِقٌ للمأمومين لتمام المتابعة والاقتداء؛ ولأن ما طرأ على صلاة الإمام من النقص يلحق من خلفه من المصلين.
  • التكبير لسجود السهو.
  • السلام بعد سجود السهو.
  • أن الإمام لا يرجع إلى قول واحد من المصلين إذا كان يظن خلافه حتى يتثبت من غيره.
  • جواز تشبيك الأصابع في المسجد بعد الصلاة.
  • فضيلة أبي بكر وعمر -رضي الله عنهما- في الصحابة، وأنهما أفضل الصحابة، بل أفضل الأمة على الإطلاق، لا كما يزعم الرافضة في تقديمهم لعلي بن أبي طالب -رضي الله عنه- عليهما وتكفيرهم لهما.
  • عظمة النبي -صلى الله عليه وسلم- وهيبته في قلوب أصحابه.
  • جواز ذكر الإنسان بلقبه إذا كان لا يكرهه.
  • يؤخذ منه أن من أنكر شيئاً بناء على ما في ظنه لا يعد كاذباً ولا آثماً وإن تبين خلاف ذلك، ويفرع عليه أن من حلف على شيء بحسب علمه ثم تبين خلاف ذلك، فإنه لا يعد آثماً، ولا تكون يمينه فاجرة، ولا يلزمه حِنْث، والله أعلم.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر