حدیث

ای پروردگار مردم، این بیماری را ببر و شفا بده که تویی شفادهنده. هیچ شفایی جز شفای تو نیست؛ شفایی که هیچ بیماری‌ای را باقی نگذارد)

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند

متن عربی

عَنْ عَائِشَةَ أُمِّ المؤْمنينَ رَضيَ اللهُ عنها قَالَت: كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا أَتَى الْمَرِيضَ يَدْعُو لَهُ قَالَ: «أَذْهِبِ الْبَاسَ، رَبَّ النَّاسِ، وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا».

ترجمه

از مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها روایت است که فرمود: رسول الله صلی الله علیه و سلم هرگاه نزد بیماری می‌آمدند تا برایش دعا کنند، می‌فرمودند: «أَذْهِبِ الْبَاسَ، رَبَّ النَّاسِ، وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا» (ای پروردگار مردم، این بیماری را ببر و شفا بده که تویی شفادهنده. هیچ شفایی جز شفای تو نیست؛ شفایی که هیچ بیماری‌ای را باقی نگذارد)

شرح

پیامبر صلی الله علیه و سلم هرگاه بیماری را عیادت می‌کردند، برایش دعا کرده و می‌فرمودند: خداوندا «أَذْهِبِ» (ببر) و بزدای «الْبَاسَ» (رنج) و شدت بیماری را، «رَبَّ النَّاسِ» (ای پروردگار مردم) و آفریدگار و پرورش‌دهندهٔ آنان، «وَاشْفِ» (و شفا بده) این بیمار را «أَنْتَ» (تویی) ای منزه «الشَّافِي» (شفادهنده) و به نام شفادهنده‌ات به تو متوسل می‌شوم، «لَا شِفَاءَ» (هیچ شفایی) برای بیمار حاصل نمی‌شود «إِلَّا شِفَاؤُكَ» (مگر شفای تو) و عافیتت، «شِفَاءً» (شفایی) مطلق «لَا يُغَادِرُ» (که باقی نمی‌گذارد) و به جا نمی‌گذارد «سَقَمًا» (و بیماریِ دیگری).

فواید

  • شفادهنده خداوند عز و جل است، و اما پزشک و دارو، اسبابی هستند که جز به اذن خدا نه سودی می‌رسانند و نه زیانی.
  • عیادت بیمار از حقوق میان مسلمانان است، و این [حق] در مورد خانواده سزاوارتر است.
  • ترغیب کسی که بیمار را عیادت می‌کند به اینکه برای او با این دعای مبارک و مأثور دعا کند.
  • از روش هدایتیِ پیامبر صلی الله علیه و سلم، درمان با رُقْیهٔ شرعی یعنی با قرآن و دعاهای نیکو بوده است. پس ایشان صلی الله علیه و سلم هرگاه بیمار می‌شدند، خود را رُقیه می‌کردند و همچنین هر کس از خانواده‌شان یا غیر آنان که بیمار می‌شد، او را رقیه می‌کردند.
  • ابن حجر گفته است: دعا کردن برای شفای بیمار، با وجود آنچه بیماری از جمله اسباب کفارهٔ گناهان و ثواب است - چنانکه احادیث بر آن متفق‌اند - مورد اشکال قرار گرفته است. و پاسخ این است که: دعا خود عبادت است و با ثواب و کفاره منافاتی ندارد؛ زیرا آن دو [ثواب و کفاره] در همان ابتدای بیماری و با صبر بر آن حاصل می‌شوند. و دعاکننده میان دو نیکی قرار دارد: یا مقصودش حاصل می‌شود، یا در عوضِ آن، [دعایش] با جلب نفعی یا دفع ضرری جبران می‌شود، و همهٔ اینها از فضل خداوند متعال است.
شرح: العربية

كان النبيُّ صلى الله عليه وسلم إذا زار مريضًا دعا له فقال: اللهم (أذهب) وأَزِل (الباس) وشدة المرض، (رب الناس) وخالقهم ومربيهم، (واشف) هذا المريض (أنت) سبحانك (الشافي) وأتوسل إليك باسمك الشافي، (لا شفاء) حاصل للمريض (إلا شفاؤك) وعافيتك، (شفاء) مطلقًا (لا يغادر) ويبقي ويترك (سقمًا) ومرضًا آخر.

  • الشافي هو الله عز وجل، وأما الطبيب والدواء فهما أسباب لا تنفع ولا تضر إلا بإذن الله.
  • عيادة المريض من الحقوق بين المسلمين، وهي في الأهل أحق.
  • الترغيب لمن يزور المريض أن يدعو له بهذا الدعاء المبارك المأثور.
  • من هدي النبي صلى الله عليه وسلم العلاج بالرقية الشرعية بالقرآن والدعوات الطيبة، فكان صلى الله عليه وسلم يرقي نفسه إذا مرض، وكذا يرقي من اشتكى من أهله ومن غيرهم.
  • قال ابن حجر: وقد استشكل الدعاء للمريض بالشفاء مع ما في المرض من كفارة الذنوب والثواب كما تضافرت الأحاديث بذلك، والجواب: أن الدعاء عبادة، ولا ينافي الثواب والكفارة؛ لأنهما يحصلان بأول مرض وبالصبر عليه، والداعي بين حسنتين: إما أن يحصل له مقصوده، أو يعوض عنه بجلب نفع أو دفع ضر، وكلٌّ من فضل الله تعالى.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر