حدیث

زن بيوه از ولی اش سزاوارتر به تصمیم گرفتن برای ازدواج خود می باشد؛ و از دختر باکره بايد در مورد ازدواجش اجازه گرفته شود؛ و سکوت وی به منزله ی اجازه ی او می باشد.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت مسلم

متن عربی

عن ابن عباس رضي الله عنهما أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «الثَّيِّب أحقُّ بنفسها مِن وَلِيِّها، والبِكر تُسْتَأمَر، وإذْنُها سُكُوتها».

ترجمه

از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «الثَّيِّبُ أَحَقُّ بِنَفْسِهَا مِنْ وَلِيِّهَا، وَالْبِكْرُ تُسْتَأْمَرُ، وَإِذْنُهَا سُكُوتُهَا»: «زن بيوه از ولی اش سزاوارتر به تصمیم گرفتن برای ازدواج خود می باشد؛ و از دختر باکره بايد در مورد ازدواجش اجازه گرفته شود؛ و سکوت وی به منزله ی اجازه ی او می باشد».

شرح

حدیث مذکور بر این دلالت دارد که زن بیوه در تصمیم گرفتن برای ازدواج خود، سزاوارتر از ولی می باشد؛ به این معنا که زن بیوه به ازدواج کسی درآورده نمی شود تا اینکه از وی اجازه گرفته شود و او در این مورد اظهار نظر مثبت داشته باشد. چون در این مورد از ولی سزاوارتر بوده و حق وی بیشتر است؛ و اگر راضی به ازدواج نباشد، ولی نمی تواند در ازدواج زن بیوه نقشی داشته باشد. و از دختر بالغ و باکره برای ازدواج دادن وی اجازه گرفته می شود؛ و اجازه ی وی سکوت او بوده و سکوت وی علامت مثبت بودن نظرش می باشد و مجبور کردن او جایز نیست.

شرح: العربية

دل الحديث على أن الثيب أحق بنفسها من وليها في الإذن بمعنى أنه لا يزوجها حتى تأذن له بالنطق لأنها أحق منه بالعقد فإن لم ترض فليس للولي مع الثيب أمر، والبكر البالغ يستأذنها وليها في تزويجها، وإذنها سكوتها، وسكوتها إقرارها ولا يجوز إجبارها.

  • النَّهي عن نكاح الثيب قبل استئمارها، وإذنها في ذلك إذنًا صريحًا, وقد ورد النَّهي بصيغة النفي، ليكون أبلغ، فيكون عقد النكاح الخالي من إذنها باطلًا.
  • النَّهي عن نكاح البكر قبل استئذانها، ويقتضي طلب إذنها فيه، أنَّ نكاحها بدونه باطل أيضًا.
  • يفيد طلب إذنها أنَّ المراد بها البنت البالغة التي عرفت أمور النكاح، والزوج الصالح من غيره؛ ليكون لإذنها اعتبارٌ ومعنى، هذه هي التي يؤخذ إذنها.
  • البكر يكفي في إذنها السكوت؛ لحيائها غالبًا عن النطق، والأحسن أن يجعل لموافقتها بالسكوت أجلاً، تعلم به أنَّها بعد انتهاء مدته راضية، يعتبر سكوتها إذنًا منها وموافقةً.
  • لا يكفي في استئمار الثيب واستئذان البكر مجرد الإخبار بالزواج، واسم الزوج، بل لابد من تعريفها بالزوج تعريفًا كاملًا.
  • حكمة الشرع في التفريق بين الثيب والبكر.
  • مراعاة العلل والمعاني في الأحكام, ووجهه: أنه إنما فرق بين البكر والثيب؛ لأن البكر تستحي غالبا ولا تتمكن من المشاورة والائتمار فجعل لها الإذن فقط.
  • الحديث دليل على اشتراط الولي في النكاح, لمجيء صيغة التفضيل الدالة على المشاركة والمفاضلة.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر