حدیث

ای خالد، بزودی پس از من اتفاقات و فتنه ها و اختلافاتی خواهد بود، اگر توانستی بنده ی مقتول الله باشی نه قاتل، چنین کن.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت احمد

متن عربی

عن خالد بن عُرْفُطَةَ رضي الله عنه قال: قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم : "يا خالد إنها ستكون بَعْدِي أَحْدَاثٌ وفِتَنٌ واختلاف، فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أن تكون عبد الله المقتول لا القاتل فَافْعَلْ".

ترجمه

از خالد بن عُرْفُطَة رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود: «يَا خَالِدُ إِنَّهَا سَتَكُونُ بَعْدِي أَحْدَاثٌ وَفِتَنٌ وَاخْتِلَافٌ، فَإِنْ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ عَبْدَ اللَّهِ الْمَقْتُولَ لَا الْقَاتِلَ فَافْعَلْ»: «ای خالد، بزودی پس از من اتفاقات و فتنه ها و اختلافاتی خواهد بود، اگر توانستی بنده ی مقتول الله باشی نه قاتل، چنین کن».

شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم به خالد بن عرفطة خبر می دهد که بزودی و در آینده ی نه چندان دور اختلافات و جنگ ها و فتنه هایی رخ می دهد؛ مانند اینکه امت امامی ندارند که آنان را رهبری کند یا در هر سرزمینی کسی حاکم است و بین آنها فتنه ها و جنگ هایی بر پا می شود؛ و به او امر می کند که از فتنه ها دوری کند و در آنها شرکت نداشته باشد. و اگر مظلومانه کشته شود برای او بهتر است از اینکه مسلمانی را بکشد؛ بنابراین یا در خانه اش بنشیند یا از شهری که گرفتار فتنه است، نقل مکان کند؛ اما می تواند از جان و خانواده و مال خود در فتنه دفاع کند و در این صورت چه کشته شود و چه بکشد معذور است، اگر فساد و فتنه ای به دنبال نداشته باشد. اما اگر مسلمانان گرد یک امام عادل یا ظالم متحد و منسجم بودند، در صورتی که عده ای علیه آنها خروج کرده و بشورند و در پی نافرمانی و خروج بر حکام باشند، در این صورت بر ولی امر مسلمانان واجب است که با آنها مکاتبه کند؛ و اگر پس از مکاتبه و رایزنی از اطاعت خودداری کردند و به ترساندن مسلمانان ادامه دادند، جنگیدن با آنها واجب است تا شرشان کم شود. و در این شرایط بر رعیت نیز واجب است با حاکم علیه شورشیان همراه شوند تا اینکه به امر الله و فرمانبرداری بازگردند؛ فرقی نمی کند شورشیان از باغیان باشند یا خوارج.

شرح: العربية

أخبر النبي صلى الله عليه وسلم خالد بن عرفطة بأن هناك اختلافًا وحروبًا وفتنًا ستكون في المستقبل، مثل أن لا يكون للأمة إمام يقودها، أصلا، أو بأن يكون في كل قطر والٍ، فتحدث بينهم فتن، وتقوم بينهم حروب، وأمره باعتزال الفتنة، وبالكف والقعود عنها، وعدم الدخول فيها، ولو قتل مظلومًا خير له من أن يَقتل مسلمًا، وذلك بأن يلزم بيته، أو أن يتحول من بلد الفتنة أصلًا، لكن دلت الأدلة أن له أن يدافع عن نفسه في الفتنة وعن أهله وعن ماله، وهو معذور إن قتل أو قتل إن لم يترتب فساد وفتنة، وأما إذا كانت كلمة المسلمين مجتمعة على إمام واحد؛ سواء كان عدلاً أو جائرًا، ثم خرج عليه خارجة لهم منعة، يريدون شق عصا الطاعة، والخروج على الوالي فهؤلاء يجب على ولي الأمر أن يراسلهم، فإذا راسلهم، وامتنعوا عن الطاعة، وأخافوا المسلمين، فيجب عليه قتالهم؛ ليكف شرهم، ويجب على الرعية القيام معه، وقتال هؤلاء الخارجين حتى يفيئوا ويعودوا إلى أمر الله، والطاعة سواء كانوا بغاة أو خوارج.

  • وجوب ترك القتال عند ظهور الفتن والتحذير من الدخول فيها.
  • أنه لا يجب الدفاع عن النفس، وقوله: "إن استطعت" يدل على أنها لا تحرم المدافعة وأن النهي للتنزيه لا للتحريم.
  • أن في ذلك آية نبوية ومن دلائل النبوة؛ فقد وقع ما أخبر به -صلى الله عليه وسلم-.
  • شفقة النبي -صلى الله عليه وسلم- على أمته بإرشادهم وقت الفتن، ومراعاة المصلحة العامة.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر