حدیث

تو (در مکه) نمی مانی؛ بلکه زنده می مانی و اعمالی به قصد ديدار الله انجام می دهی که موجب افزایش درجات تو می گردد؛ تو زنده می مانی و گروهی از تو بهره می برند و گروهی ديگر (= مشركان و كافران با حضور تو) زيان می بينند.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن سعد بن أبي وقاص رضي الله عنه قال: جاءني رسول الله صلى الله عليه وسلم يَعُودُنِي عام حَجَّةِ الوداع من وَجَعٍ اشْتَدَّ بي، فقلت: يا رسول الله، قد بلغ بي من الوَجَعِ ما ترى، وأنا ذو مال، ولا يَرِثُنِي إلا ابنةٌ أَفَأَتَصَدَّقُ بثلثي مالي؟ قال: لا، قلت: فالشَّطْرُ يا رسول الله؟ قال: لا، قلت: فالثلث؟ قال: الثلث، والثلث كثير، إنك إن تَذَرَ وَرَثَتَكَ أغنياء خيرٌ من أن تَذَرَهُم عالَةً يَتَكَفَّفُونَ الناس، وإنك لن تنفق نفقة تبتغي بها وجه الله إلا أُجِرْتَ بها، حتى ما تجعل في فِيْ امرأتك. قال: قلت: يا رسول الله أُخَلَّفُ بعد أصحابي؟ قال: إنك لن تُخَلَّفُ فتعمل عملا تبتغي به وجه الله إلا ازْدَدْتَ به درجة ورِفْعَةً، ولعلك أن تُخَلَّفَ حتى ينتفع بك أقوام، ويُضَرُّ بك آخرون. اللهم أَمْضِ لأصحابي هجرتهم، ولا تَرُدَّهُم على أَعْقَابِهِم، لكنِ البَائِسُ سعد بن خَوْلَةَ (يَرْثِي له رسول الله صلى الله عليه وسلم أن مات بمكة).

ترجمه

از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت است که می گوید: سال حجة الوداع به شدت بيمار شدم. رسول الله صلى الله عليه وسلم به عيادتم آمد. عرض كردم: ای رسول خدا، همين طور كه می بينيد، به شدت بيمارم؛ من ثروت زيادی دارم و جز تنها دخترم، وارث ديگری ندارم. آيا می توانم دوسوم ثروتم را صدقه دهم؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «خير». گفتم: ای رسول خدا، نصف ثروتم را چطور؟ فرمود: «خير». گفتم: آيا يک سوم آن را بدهم؟ فرمود: «الثُّلثُ، والثُّلُثُ كثِيرٌ، إِنَّكَ إِنْ تَذرَ وَرثتَك أغنِياءَ خَيْرٌ مِن أَنْ تذرَهُمْ عالَةً يَتكفَّفُونَ النَّاس، وَإِنَّكَ لَنْ تُنفِق نَفَقةً تبْتغِي بِهَا وجْهَ الله إِلاَّ أُجِرْتَ بِهَا، حَتَّى ما تَجْعلُ في فِيْ امْرَأَتكَ»: «يك سومش را صدقه بده؛ گرچه اين مقدار هم زياد است؛ اگر پس از خود وارثانت را بی نياز ترك کنی، بهتر است از اينكه آنها را فقير و نيازمند رها كنی تا دست گدايی پيش مردم دراز داشته باشند. و چیزی برای خشنودی الله انفاق نمی كنی، مگر اینکه پاداش آن را خواهی يافت؛ حتی لقمه ای که در دهان همسرت می گذاری». گفتم: ای رسول خدا، آيا من پس از (بازگشت) دوستانم (به مدينه، در مکه) می مانم (و در مکه می ميرم و بدين سان فضيلت مهاجر بودن را از دست می دهم؟) رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «إِنَّك لن تُخَلَّفَ فتعْمَل عَمَلاً تَبْتغِي بِهِ وَجْهَ الله إلاَّ ازْددْتَ بِهِ دَرجةً ورِفعةً ولعَلَّك أَنْ تُخلَّفَ حَتَى ينْتفعَ بكَ أَقَوامٌ، وَيُضَرَّ بك آخرُونَ. اللَّهُمَّ أَمْضِ لأِصْحابي هجْرتَهُم، وَلاَ ترُدَّهُمْ عَلَى أَعْقَابِهم، لَكن الْبائسُ سعْدُ بْنُ خوْلَةَ»: «تو (در مکه) نمی مانی؛ بلکه زنده می مانی و اعمالی به قصد ديدار الله انجام می دهی که موجب افزایش درجات تو می گردد؛ تو زنده می مانی و گروهی از تو بهره می برند و گروهی ديگر (= مشركان و كافران با حضور تو) زيان می بينند. پروردگارا، هجرت يارانم را کامل بگردان و از آنان بپذير و آنها را به كفر و گمراهی برنگردان». اما بيچاره سعد بن خوله». رسول الله صلى الله عليه وسلم با اين جمله، برای سعد بن خوله رضی الله عنه اظهار تأسف كرد؛ زيرا او در مكه درگذشت.

شرح

سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه در حجة الوداع دچار بیماری شدیدی می شود، چنانکه از شدت آن می ترسد از دنیا برود؛ در این وضعیت رسول الله صلی الله علیه وسلم به عیادت وی می رود؛ چنانکه همیشه جویای حال و وضعیت اصحابش بود و تسلای دل آنان. در این وضعیت، سعد رضی الله عنه از قصد و نیت خود با رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن می گوید و بر این باور است که می تواند مقدار زیادی از اموالش را صدقه دهد؛ بنابراین می گوید: ای رسول خدا، دچار بیماری شدیدی شدم، چنانکه می ترسم در اثر آن جانم را از دست بدهم؛ اموال زیادی دارم و وارثان زیادی ندارم که نگران فقر و تنگدستی و خواری آنان باشم؛ جز یک دختر وارث دیگری ندارم؛ آیا می توانم دو سوم مالم را صدقه کنم و به این ترتیب آن را بخشی از عمل نیک و صالحم قرار دهم؟ که پاسخ رسول الله صلی الله علیه وسلم منفی است. آنگاه سعد می گوید: ای رسول خدا، آیا می توانم نیمی از اموالم را صدقه دهم؟ باز هم پاسخ منفی می شنود. سپس می گوید: آیا می توانم یک سوم اموالم را صدقه دهم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اشکالی ندارد یک سوم اموالت را برای صدقه دادن در نظر بگیری، هرچند این مقدار هم زیاد است». بلکه صدقه دادن کمتر از این مقدار، مثلا یک چهارم و یک پنجم اموال بهتر است. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم برای او حکمت این مساله را در دو بخش بیان می کند؛ 1- اگر درحالی بمیرد که مال و اموالی را برای وارثانش به جا بگذارد و با این نیکی در حق آنها، آنان را از دیگران بی نیاز گرداند، بهتر از این است که مال و اموالش را به دیگران بدهد و آنان را نیازمند و محتاج کمک مردم بگرداند. 2- از طرفی ممکن است عمری به دنیا داشته باشد که در این صورت مالش در اختیار وی بوده و می تواند آنها را به امید پاداش در راه های شرعی و درست انفاق کند و به این صورت اجر و پاداش آن را کسب نماید. حتی این اجر و پاداش در غذایی که به همسرش می دهد با اینکه نفقه بر او واجب است، برای او محاسبه می گردد. سپس سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه از اینکه در مکه بمیرد، اظهار نگرانی می کند؛ مکه ای که به خاطر کسب رضایت الهی، از آن هجرت کرده بود؛ ترس آن داشت که اگر در مکه بمیرد، از ثواب هجرتش کاسته شود؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی خبر می دهد که او در شهری نمی ماند که از آن هجرت کرده است؛ و جهت کسب رضایت الهی هیچ عملی در آن انجام نمی دهد مگر بر درجات او افزوده می شود؛ سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی بشارت می دهد که سلامتی خود را به دست می آورد و مومنان از وجود او بهره مند شده و کافران زیان می بینند. و چنان شد که راستگوترین راستگویان فرمود. سعد بهبودی خود را به دست آورد و فرمانده ی کل جنگ با فارس شد و الله متعال به وسیله ی او اسلام و مسلمانان را بهره مند گرداند و فتوحاتی میسر گردید و شرک و مشرکان متضرر شدند. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم برای همه ی اصحابش دعا می کند که هریک به درجه و مرتبه ی خود دست یابد و الله متعال از آنها قبول بفرماید و اینکه از دین شان بازنگردند یا به سرزمین هایی که از آنجا هجرت کردند، بازنگردند؛ و الله متعال این دعا را پذیرفت و اجابت نمود. براستی حمد و ستایش از آن الله است که به وسیله ی صحابه اسلام را عزت بخشید. سپس یادی از سعد بن خوله می کند؛ وی از جمله مهاجرانی بود که از مکه هجرت کرده بود؛ اما تقدیر الله متعال بر این بود که در مکه فوت شود. به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم برای وی تاسف می خورد که در مکه فوت شد، چون برای مهاجر نمی پسندیدند در سرزمینی بمیرد که از آن هجرت کرده است.

شرح: العربية

مرض سعد بن أبي وقاص -رضى الله عنه- في حجة الوداع مرضًا شديدًا خاف من شدته الموت، فعاده النبي صلى الله عليه وسلم كعادته في تفقد أصحابه ومواساته إياهم، فذكر سعد للنبي صلى الله عليه وسلم من الدواعي، ما يعتقد أنها تسوغ له التصدق بالكثير من ماله، فقال: يا رسول الله، إنني قد اشتد بي الوجع الذي أخاف منه الموت، وإني صاحب مال كثير، وإنه ليس من الورثة الضعفاء الذين أخشى عليهم العيلة والضياع إلا ابنة واحدة، فبعد هذا هل أتصدق بثلثي مالي، لأقدمه لصالح عملي؟ فقال النبي صلى الله عليه وسلم : لا. قال: فالشطر يا رسول الله؟ قال: لا. قال: فالثلث؟ فقال: لا مانع من التصدق بالثلث مع أنه كثير. فالنزول إلى ما دونه من الربع والخمس أفضل. ثم بين له النبي صلى الله عليه وسلم الحكمة في النزول في الصدقة من أكثر المال إلى أقله بأمرين: 1- وهو أنه إن مات وقد ترك ورثته أغنياء منتفعين ببره وماله فذلك خير من أن يخرجه منهم إلى غيرهم، ويدعهم يعيشون على إحسان الناس. 2- وإما أن يبقى ويجد ماله، فينفقه في طرقه الشرعية، ويحتسب الأجر عند الله فيؤجر على ذلك، حتى في أوجب النفقات عليه وهو ما يطعمه زوجه. ثم خاف سعد بن أبي وقاص أن يموت بمكة التي هاجر منها وتركها لوجه الله تعالى، فينقص ذلك من ثواب هجرته، فأخبره النبي صلى الله عليه وسلم أنه لن يخلف قهرا في البلد التي هاجر منها، فيعمل فيه عملا ابتغاء ثواب الله إلا ازداد به درجة، ثم بشره صلى الله عليه وسلم بما يدل على أنه سيبرأ من مرضه، وينفع الله به المؤمنين، ويضر به الكافرين، فكان كما أخبر الصادق المصدوق، فقد بريء من مرضه، وصار القائد الأعلى في حرب الفرس، فنفع الله به الإسلام والمسلمين، وفتح الفتوح وضر به الله الشرك والمشركين، ثم دعا النبي صلى الله عليه وسلم لعموم أصحابه أن يحقق لهم درجتهم، وأن يقبلها منهم، وألا يردهم عن دينهم أو إلى البلاد التي هاجروا منها، فقبل الله منه ذلك، وله الحمد والمنة، والحمد لله الذي أعز بهم الإسلام. ثم ذكر سعد بن خولة، وهو من المهاجرين الذين هاجروا من مكة ولكن الله قدر أن يموت فيها؛ فمات فيها، فرثى له النبي -عليه الصلاة والسلام-؛ أي: توجع له أن مات بمكة؛ وقد كانوا يكرهون للمهاجر أن يموت في الأرض التي هاجر منها.

  • استحباب عيادة المريض، وتتأكد لمن له حق من قريب وصديق ونحوهما.
  • جواز إخبار المريض بمرضه، وبيان شدته إذا لم يقصد التشكي والسخط، وينبغي ذكره للفائدة، كطبيب يعينه على تشخيص مرضه أو مسعف يتسبب له العلاج.
  • استشارة العلماء واستفتاؤهم في سائر أموره.
  • إباحة جمع المال إذا كان من طرقه المشروعة.
  • استحباب الوصية وأن تكون بالثلث من المال فأقل ولو ممن هو صاحب مال كثير.
  • الأفضل أن يكون بأقل من الثلث ، وذلك لحق الورثة.
  • أن إبقاء المال للورثة -مع حاجتهم إليه- أحسن من التصدق به على البعداء لكون الوارث أولى ببره من غيره.
  • أن النفقة على الأولاد والزوجة عبادة جليلة مع النية الحسنة.
  • أن من هاجر من بلد لوجه الله تعالى ولإعلاء كلمته، فلا يرجع إليها للإقامة، فإن أقام بغير قصده، فلا حرج عليه.
  • في الحديث معجزة النبي -صلى الله عليه وسلم- حيث أشار إلى أن سعدا سيبرأ من مرضه وينتفع به أناس، ويضر آخرون، فكان كما قال، حيث فتح بلاد فارس وعز به المسلمون، وانضر به المشركون، الذين ماتوا على شركهم.
  • أن الله كمل للصحابة هجرتهم من مكة إلى المدينة، بسبب عزمهم الصادق، ودعوات النبي -صلى الله عليه وسلم- المباركات.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر