حدیث

(برای خريد کالا) به استقبال کاروان نرويد. بر معامله برادر مسلمان تان معامله نكنيد، قيمت کالاها را بدون اين که قصد خريد داشته باشيد، بالا نبريد؛ و فرد شهرنشين (بعنوان دلال)، کالای فرد روستایی را نفروشد؛ و شير شتر و گوسفند را (بقصد فريب دادن مشتری) در پستان شان ذخيره نکنيد.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت مسلم - متفق علیه

متن عربی

عن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم : «لا تَلَقَّوُا الرُّكبان، ولا يبع بعضكم على بيع بعض، ولا تَنَاجَشُوا ولا يبع حَاضِرٌ لِبَادٍ، ولا تُصَرُّوا الإبلَ والغنم، ومن ابتاعها فهو بخير النَّظَرَين بعد أن يحلبها: إن رَضِيَهَا أمسكها، وإن سَخِطَها رَدَّهَا وَصَاعا ًمن تمر».

ترجمه

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَلَقَّوُا الرُّكْبَانَ، وَلا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَلا تَنَاجَشُوا، وَلا يَبِعْ حَاضِرٌ لِبَادٍ، وَلا تَصُرُّوا الإبلَ والْغَنَمَ ، وَمَنْ ابْتَاعَهَا فَهُوَ بِخَيْرِ النَّظَرَيْنِ بَعْدَ أَنْ يَحْلِبَهَا، إِنْ رَضِيَهَا أَمْسَكَهَا، وَإِنْ سَخِطَهَا رَدَّهَا وَصَاعاً مِنْ تَمْرٍ»: «(برای خريد کالا) به استقبال کاروان نرويد. بر معامله برادر مسلمان تان، معامله نكنيد، قيمت کالاها را بدون اينکه قصد خريد داشته باشيد، بالا نبريد؛ و فرد شهرنشين (بعنوان دلال)، کالای فرد روستایی را نفروشد؛ و شير شتر و گوسفند را (بقصد فريب دادن مشتری) در پستان شان ذخيره نکنيد و هركس چنين حيوانی را خريد و دوشيد، بعد از آن مختار است كه آن را بپذيرد يا به صاحبش برگرداند و (در مقابل شيری كه دوشيده است) يک صاع خرما به او بدهد».

شرح

در این حدیث، رسول الله صلی الله علیه وسلم از پنج نوع معامله ی حرام نهی می کند، زیرا ضرر آنها متوجه فروشنده یا مشتری و یا دیگران می باشد. 1- از اینکه مشتری ها برای خرید کالای فروشندگان، از خوراکی و حیوان، پیش از رسیدن آنها به بازار و دانستن قیمت این کالاها به استقبال شان بروند و کالاهای شان را بخرند، نهی فرموده است، زیرا چه بسا آنها به سبب جهل شان به قیمت فریب خورده و مغبون شوند و از رزقی که برای دستیابی به آن خسته شده و تلاش نموده اند کاملا بهره مند نشوند. 2- از اینکه کسی بر معامله دیگری معامله نماید و همچنین از اینکه کسی در خرید دیگری دخالت کند، نهی کرده است؛ با این توضیح که در خیار مجلس یا شرط بگوید: به تو بهتر از این کالا را می دهم، یا به ارزان تر از این قیمت می دهم؛ اگر خریدار باشد؛ یا اینکه بگوید: کالای مورد نظر را با قیمت بیشتری از تو می خرم؛ اگر فروشنده باشد؛ تا به این ترتیب معامله را فسخ نموده و خود وارد معامله شود. و همچنین بعد از این دو خیار؛ از این مورد نهی کرده است. چون این تحریک سبب کینه و عداوت و دشمنی می شود. و با قطع روزی صاحب آن همراه است. 3- سپس از «نجش» نهی می کند که عبارت است از افزایش قیمت کالا بدون قصد خرید و با هدف سود کردن فروشنده یا ضرر دیدن مشتری با گران شدن کالا برای او؛ از این مورد نهی می کند چون با دروغ و فریب خریداران و بالا بردن قیمت کالا از طریق مکر و فریب همراه است. 4- همچنین از اینکه شهرنشین کالای صحرانشین را بفروشد، نهی می کند تا شهرنشین به عنوان دلال همه ی سود فروش از کالا را صاحب نشود و خریداران هم از آن استفاده ای ببرند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «دَعُوا النَّاسَ يَرْزُقُ اللَّهُ بَعْضَهُمْ مِنْ بَعْضٍ»: «مردم را بگذاريد - که معامله ی خود را انجام دهند - الله آنان را به واسطه ی يکديگر روزی می دهد». 5- از بیع مصراة در مورد چهارپایان نهی می کند؛ اینکه شیر حیوان در پستانش ذخیره شود و مشتری گمان کند حیوانی که خریده معمولا چنین است و به همین دلیل بهایی بیشتر پرداخت کند که استحقاق آن را ندارد؛ و به این ترتیب مشتری فریب خورده و به وی ظلم شود. لذا شارع مدتی مشخص به اندازه ی سه روز برای مشتری تعیین نموده تا از حیوانی که خریده استفاده کند و بعد از اینکه متوجه شد حیوان مصراة است، آن را به فروشنده بازگرداند. و اگر شیر آن را در این مدت دوشیده، یک صاع خرما در برابر آن به وی بپردازد.

شرح: العربية

ينهى النبي صلى الله عليه وسلم عن خمسة أنواع من البيع المحرم، لما فيها من الأضرار العائدة على البائع أو المشتري أو غيرهما. 1 - فنهى عن تلقي القادمين لبيع سلعهم من طعام وحيوان، فيقصدهم قبل أن يصلوا إلى السوق، فيشترى منهم، فلجهلهم بالسعر، ربما غبنهم في بيعهم، وحرمهم من باقي رزقهم الذي تعبوا فيه. 2- كما نهى أن يبيع أحد على بيع أحد، ومثله في الشراء على شرائه. وذلك بأن يقول في خيار المجلس أو الشرط: أعطيك أحسن من هذه السلعة أو بأرخص من هذا الثمن، إن كان مشتريا، أو أشتريها منك بأكثر من ثمنها، إن كان بائعا، ليفسخ البيع، ويعقد معه. وكذا بعد الخيارين، نهى عن ذلك، لما يسببه هذا التحريش من التشاحن والعداوة والبغضاء ؛ ولما فيه من قطع رزق صاحبه. 3- ثم نهى عن النجش، الذي هو الزيادة في السلعة لغير قصد الشراء، وإنما لنفع البائع بزيادة الثمن، أو ضرر المشتري بإغلاء السلعة عليه ونهى عنه، لما يترتب عليه من الكذب والتغرير بالمشترين، ورفع ثمن السلع عن طريق المكر والخداع. 4- وكذلك نهى أن يبيع الحاضر للبادي سلعته لأنه يكون محيطاً بسعرها ؛ فلا يبقى منه شيئاً ينتفع به المشترون. والنبي صلى الله عليه وسلم يقول: "دعوا الناس، يرزق الله بعضهم من بعض" . 5- النهي عن بيع المصراة من بهيمة الأنعام، فيظن المشتري أن هذا عادة لها فيشتريها زائداً في ثمنها مالا تستحقه، فيكون قد غش المشتري وظلمه. فجعل الشارع له مدة يتدارك بها ظلامته ، وهي الخيار ثلاثة أيام له أن يمسكها، وله أن يردها على البائع بعد أن يعلم أنها مصراة. فإن كان قد حلب اللبن ردها ورد معها صاع تمر بدلا منه.

  • النهي عن تلقي القادمين، لبيع سلعتهم، والشراء منهم، قبل أن يصلوا إلى السوق.فالنهى يفيد التحريم.
  • الحكمة في النهي لئلا يُخْدَعوا، فيشترى منهم سلعهم بأقل من قيمتها بكثير.
  • تحريم البيع على بيع المسلم، وهو أن يقول لمن اشترى سلعة بعشرة : عندى مثلها بتسعة.ومحل التحريم في زمن خيار المجلس أو خيار الشرط، وكذلك بعد الخيارين لأن فيه ضررا أيضاً من تأسيف العاقد، مما يحمله على محاولة الفسخ، بانتحال بعض الأعذار، وغير ذلك من المفاسد.ومثل المسلم في ذلك، الذمي وإنما خرج مخرج الغالب.وقد قال ابن عبد البر: أجمع الفقهاء على أنه لا يجوز دخول المسلم على الذمي في سومه، إلا الأوزاعى وحده.ومثله الشراء على شرائه، كأن يقول لمن باع سلعته بتسعة: عندي فيها عشرة، ليفسخ العقد مع الأول، ويعقد معه.
  • مثل البيع في التحريم، خطبة النكاح على الخاطب قبله.وكذلك الوظائف والأعمال، كالمقاولات والإجارات، وغير ذلك من العقود لأن المعنى الموجود في البيع- وهو إثارة العداوة والبغضاء- موجود في الكل.
  • النهي عن بيع الحاضر للبادي وصفته أن يَقْدَم من يريد بيع سلعته من غير أهل البلد، فيتولى بيعها له أحد المقيمين في البلد.
  • الحكمة في النهى، إغلاء السلعة على المقيمين إذا باعها عليهم أحد منهم بخلاف ما إذا كانت مع القادم، فلجهله بالسعر، لا يستقصي جميع قيمتها، فيحصل بذلك سعة على المشترين.
  • قيد بعض العلماء التحريم بشروط، أهمها أن يَقْدَم البادي لبيع سلعته، وأن يكون جاهلا بسعر البلد، وأن يكون بالناس حاجة إليها.
  • النهى عن تصرية اللبن في ضروع بهيمة الأنعام عند البيع.
  • تحريم ذلك لما فيه من التدليس والتغرير بالمشترى، فهو من الكذب، وأكل أموال الناس بالباطل. وإن كان قد صرها لحاجته أو لغير قصد البيع فذلك جائز على ألا يضر بالحيوان، وإلا فحرام.
  • أن البيع صحيح لقوله: " إن رضيها أمسكها " ولكن له الخيار بين الإمساك والرد، إذا علم بالتصرية، سواء أعلمه قبل الحلب، أم بالحلب.
  • أن خياره يمتد ثلاثة أيام، منذ علم التصرية.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر