حدیث

ای رسول خدا، با زنی ازدواج کردم. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «چه مهریه ی او کردی؟». وی گفت: به وزن یک نواة از طلا؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «الله برای تو برکت عنایت کند؛ ولیمه بده هرچند با یک گوسفند باشد».

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن أنس بن مالك رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم رأى عبد الرحمن بن عوف، وعليه ردَعْ ُزَعفَرَان. فقال النبي صلى الله عليه وسلم : «مَهْيَمْ؟ فقال: يا رسول الله تزوجت امرأة، فقال: ما أصدقتها؟ قال: وَزْنُ نواة من ذهب قال: بارك الله لك، أَوْلِمْ ولو بشاة».

ترجمه

از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم عبدالرحمن بن عوف را دید که بر او اثر زعفران است؛ بنابراین فرمود: «مَهْيَمْ؟»: «این چه وضعیتی است؟». عبدالرحمن گفت: ای رسول خدا، با زنی ازدواج کردم. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَا أَصْدَقْتَهَا؟»: «چه مهریه ی او کردی؟». وی گفت: به وزن یک نواة از طلا؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «بَارَكَ اللَّهُ لَكَ، أَوْلِمْ وَلَوْ بِشَاةٍ»: «الله برای تو برکت عنایت کند؛ ولیمه بده هرچند با یک گوسفند باشد».

شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم اثر مقداری زعفران بر عبدالرحمن بن عوف می بیند؛ حال آنکه برای مردان شایسته تر این است که از نوعی خوشبویی استفاده کنند که بوی آن پخش می شود و اثر آن باقی نمی ماند. بنابراین از روی انکار، در مورد اثر مذکور از وی سوال می کند؛ و عبدالرحمن خبر می دهد که تازه ازدواج کرده است و چه بسا اثر مذکور از همسرش بر لباس او مانده است؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مورد ایرادی نمی گیرد. و از آنجا که رسول الله صلی الله علیه وسلم صحابه را دوست داشت، اوضاع و احوال آنان را جویا می شد تا در بهترین وضعیت باشند و آنان را از امور زشت و ناپسند باز می داشت. در ادامه از وی در مورد مهریه ای سوال می کند که برای همسرش در نظر گرفته است؛ و عبدالرحمن می گوید: به اندازه ی وزن یک نواة از طلا مهریه ی وی می باشد. آنگاه برای او دعای برکت می کند و به او دستور می دهد به خاطر ازدواجش ولیمه بدهد ولو اینکه با گوسفندی باشد.

شرح: العربية

رأى النبي صلى الله عليه وسلم على عبد الرحمن بن عوف رضي الله عنه شيئًا من أثر الزعفران، وكان الأولى بالرجال أن يتطيبوا بما يظهر ريحه، ويخفي أثره، فسأله- بإنكار- عن هذا الذي عليه، فأخبره أنه حديث عهد بزواج، فقد يكون أصابه من زوجه، فرخص له في ذلك. ولما كان صلى الله عليه وسلم حَفِيا بهم، عطوفاً عليهم، يتفقد أحوالهم ليقرهم على الحسن منها، وينهاهم عن القبيح، سأله عن صداقه لها. فقال: ما يعادل وزن نواة من ذهب. فدعا له صلى الله عليه وسلم بالبركة، وأمره أن يولم من أجل زواجه ولو بشاة.

  • كراهة التطيب بالزعفران وما يظهر أثره من الطيب، للرجال.
  • تفقد الوالي والقائد لأصحابه، وسؤاله عن أحوالهم وأعمالهم.، التي تعنيه وتعنيهم.
  • استحباب تخفيف الصداق. فهذا عبد الرحمن بن عوف، لم يصدق زوجته إلا وزن خمسة دراهم من ذهب.
  • الإشارة إلى أصل الصداق في النكاح، بناء على مقتضى الشرع و العادة.
  • الدعاء للمتزوج بالبركة، وقد ورد الدعاء للمتزوج بهذا الدعاء "بارك الله لك وبارك عليك وجمع بينكما بخير".
  • مشروعية الوليمة من الزوج، وأن لا تقل عن شاة إذا كان من ذوى اليسار. قال ابن دقيق العيد: الوليمة: الطعام المتخذ لأجل العرس، وهو من المطلوبات شرعا ولعل من فوائده إشهار النكاح باجتماع الناس للوليمة.
  • أن يدعى إليها أقارب الزوجين، والجيران، والفقراء، وأهل الخير ليحصل التعارف والتآلف، والبركة، وأن يجتنب السرف، والمباهاة، والخيلاء
  • قال شيخ الإسلام: أجمع العلماء على جواز عقد النكاح بدون فرض الصداق، وتستحق مهر المثل إذا دخل بها بإجماعهم.
  • كراهة تكثير المهور والمغالاة فيها بقصد الرياء والسمعة وإذا تحمله حقيقة كان فيه تكليف الإنسان ما لا يطيق، وهو منكر شرعًا.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر