حدیث

وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم بیمار بود، نشسته در خانه اش نماز خواند.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن عائشة رضي الله عنها قالت: صلى رسول الله صلى الله عليه وسلم في بيته وهو شَاكٍ، صلى جالسا، وصلى وراءه قوم قِيَامًا، فأشار إليهم: أنِ اجْلِسُوا، لما انْصَرَفَ قال: إنما جُعِلَ الإمامُ لِيُؤْتَمَّ به: فإذا ركع فاركعوا، وإذا رفع فارفعوا، وإذا قال: سمع الله لمن حمده فقولوا: ربنا لك الحمد، وإذا صلى جالسا فصلوا جلوسا أجمعون».

ترجمه

از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم بیمار بود، نشسته در خانه اش نماز خواند و افرادی ایستاده پشت سر ایشان به نماز ایستادند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها اشاره نمود تا بنشینند؛ و زمانی که نمازش را به پایان برد، فرمود: «إنَّمَا جُعِلَ الإِمَامُ لِيُؤْتَمَّ بِهِ، فَإِذَا رَكَعَ فَارْكَعُوا، وَإِذَا رَفَعَ فَارْفَعُوا، وَإِذَا قَالَ: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، فَقُولُوا: رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ، وَإِذَا صَلَّى جَالِساً فَصَلُّوا جُلُوساً أَجْمَعُونَ»: «امام برای این قرار داده شده که به او اقتدا شود؛ بنابراین چون به رکوع رفت، رکوع کنید و آنگاه که سر از رکوع برداشت، سر از رکوع بردارید و زمانی که "سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ" گفت، "رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ" بگویید؛ و چون نشسته نماز خواند، همگی نشسته نماز بخوانید».

شرح

چنانکه در حدیث مذکور وارد شده، رسول الله صلی الله علیه وسلم به سبب بیماری نشسته نماز می خوانْد؛ و حدیث مذکور بیانگر اقتدای ماموم به امام و پیروی از او می باشد. رسول الله صلی الله علیه وسلم مقتدی ها را متوجه حکمت از وجود امام می کند، اینکه به وی اقتدا شده و از وی پیروی گردد؛ و در هیچیک از اعمال نماز با وی مخالفت صورت نگیرد؛ و انتقالات وی در نماز با نظم مشخصی رعایت گردد؛ چنانکه وقتی برای آغاز نماز تکبیر گفت، تکبیر بگویید و چون رکوع کرد، بعد از او رکوع کنید؛ و چون با "سمع الله لمن حمده" متذکر شد که الله متعال اجابت کننده ی کسی است که حمد و ستایش او را می گوید، الله متعال را با گفتن "ربنا لك الحمد" ستایش کنید. و چون سجده کرد، از وی پیروی نموده و به سجده بروید؛ و زمانی که از روی ناتوانی نشسته نماز خواند، جهت پیروی از او نشسته نماز بخوانید هرچند بر ایستادن قادر بودید. عایشه رضی الله عنها ذکر می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم از بیماری اش درد می کشید و به همین دلیل نشسته نماز خواند؛ و صحابه گمان می کردند چون قادر به ایستادن هستند، باید بایستند؛ بنابراین ایستاده پشت سر ایشان نماز را آغاز نمودند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنان اشاره نمود، بنشینند؛ و زمانی که نمازش را به پایان برد، آنان را متوجه نمود که نباید با امام مخالفت صورت بگیرد؛ بلکه باید موافق با او عمل شود تا پیروی از او کاملا محقق گردد و اقتدای کامل صورت بگیرد؛ تا جایی که ماموم با وجود توانایی ایستادن، به سبب نشستن امامِ ناتوانش می نشیند؛ و این زمانی است که امام نماز را در حال نشسته آغاز کند، در این صورت باید نماز را پشت سر وی نشسته خواند. اما اگر امام ایستاده نماز را آغاز کند و در حین نماز دچار مشکل شود و بنشیند، بر کسانی که پشت سر او هستند واجب است نماز را ایستاده ادامه دهند، تا به حدیث نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم بر ابوبکر و مردم به هنگام بیماری وفاتش، عمل کرده باشند.

شرح: العربية

في هذا الحديث صلاة النبي صلى الله عليه وسلم جالسًا لمرضه، وفيه بيان صفة اقتداء المأموم بالإمام، ومتابعته له. فقد أرشد النبي صلى الله عليه وسلم المأمومين إلى الحكمة من جعل الإمام وهي أن يقتدي به ويتابع، فلا يختلف عليه بعمل من أعمال الصلاة، وإنما تراعى تَنَقلاته بنظام فإذا كبر للإحرام، فكبروا أنتم كذلك، وإذا رَكع فاركعوا بعده، وإذا ذكركم أن الله مجيب لمن حمده بقوله: "سمع الله لمن حمده" فاحمدوه تعالى بقولكم: "ربنا لك الحمد"، وإذا سجد فتابعوه واسجدوا، وإذا صلى جالساً لعجزه عن القيام؛ -فتحقيقاً للمتابعة- صلوا جلوساً، ولو كنتم على القيام قادرين. فقد ذكرت عائشة أن النبي صلى الله عليه وسلم اشتكى من المرض فصلى جالساً، وكان الصحابة يظنون أن عليهم القيام لقدرتهم عليه؛ فصلوا وراءه قياما فأشار إليهم: أن اجلسوا. فلما انصرف من الصلاة أرشدهم إلى أن الإمام لا يخالف، وإنما يوافق؛ لتحقق المتابعة التامة والاقتداء الكامل، بحيث يصلى المأموم جالساً مع قدرته على القيام لجلوس إمامه العاجز، وهذا إن ابتدأ بهم الصلاة جالساً صلوا خلفه جلوسًا، وإن ابتدأ بهم الإمام الراتب الصلاة قائماً، ثم اعتل في أثنائها فجلس أتموا خلفه قياماً وجوباً؛ عملا بحديث صلاة النبي صلى الله عليه وسلم بأبي بكر والناس حين مرِض مرَض الموت.

  • أنه يجوز على النبي -صلى الله عليه وسلم- ما يجوز على البشر من الأسقام والأمراض؛ لازدياد قدره رفعة.
  • جواز إمامة العاجز عن القيام بالقادرين عليه.
  • جواز الإشارة في الصلاة للحاجة.
  • وجوب متابعة المأموم للإمام في الصلاة وتحريم المسابقة.
  • تحريم مخالفة الإمام وبطلان الصلاة بها.
  • أن الأفضل في المتابعة، أن تقع أعمال المأموم بعد أعمال الإمام مباشرة. قال الفقهاء: وتكره المساواة والموافقة في هذه الأعمال.
  • أن من الحكمة في جعل الإمام في الصلاة؛ الاقتداء والمتابعة.
  • تَحَتمُ طاعة القادة وولاة الأمر ومراعاة النظام، وعدم المخالفة والانشقاق على الرؤساء.
  • أن المأموم يقول: "ربنا لك الحمد" بعدما يقول الإمام: "سمع الله لمن حمده"، والمنفرد والإمام يقول: "سمع الله لمن حمده، ربنا ولك الحمد".
  • وجوب متابعة الإمام، وأنها مقدمة على غيرها من أعمال الصلاة؛ فقد أسقط القيام عن المأمومين القادرين عليه، مع أنه أحد أركان الصلاة، كل ذلك؛ لأجل كمال الاقتداء.
  • أن الإمام إذا صلى جالسًا -لعجزه عن القيام- صلى خلفه المأمومون جلوساً ولو كانوا قادرين على القيام؛ تحقيقًا للمتابعة والاقتداء.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر