حدیث

حق ولاء تنها برای کسی است که برده را آزاد می کند.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن عائشة بنت أبي بكر رضي الله عنهما قالت: كانت في بريرة ثلاث سنن: خُيِّرَتْ على زوجها حين عتقت. وأُهْدِيَ لها لحم، فدخل علي رسول الله صلى الله عليه وسلم والبُرْمَةُ على النار، فدعا بطعام، فَأُتِيَ بخبز وأُدْمٌ من أدم البيت، فقال: ألم أَرَ البرمة على النار فيها لحم؟ قالوا: بلى، يا رسول الله، ذلك لحم تُصدِّق به على بريرة، فكرهنا أن نطعمك منه، فقال: هو عليها صدقة، وهو منها لنا هدية. وقال النبي صلى الله عليه وسلم فيها: إنما الوَلاء لمن أعتق».

ترجمه

از عایشه دختر ابوبکر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: در ماجرای بريره سه سنت واضح و آشکار گرديد. يکی اينکه هنگام آزاد شدن مختار شد با شوهرش (که برده بود) باقی بماند یا از او جدا شود. دوم اينکه به بريره مقداری گوشت هديه داده شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی نزد من آمد که دیگ بر آتش بود؛ و غذا خواست؛ بنابراین مقداری نان و خورشت از خورشت های خانه برای ایشان آورده شد که فرمود: «أَلَمْ أَرَ بُرْمَةً عَلَى النَّارِ فِيهَا لَحْمٌ؟»: «آيا ديگ گوشتی بالای آتش ندیدم؟» گفتند: بله ای رسول خدا؛ آن گوشت زکاتی است که به بريره داده اند؛ به همين خاطر ما نپسندیدیم که از آن به شما بدهيم. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «هُوَ عَلَيْهَا صَدَقَةٌ، وَهُوَ مِنْهَا لَنَا هَدِيَّةٌ»: «آن برای او صدقه و زکات محسوب می شود ولی از طرف او برای ما، هديه به شمار می رود». و رسول الله صلی الله علیه وسلم در ماجرای بريره فرمود: «إِنَّمَا الْوَلاَءُ لِمَنْ أَعْتَقَ»: «ولاء (حق ارثش در صورت نداشتن وارث) از آنِ کسی است که او را آزاد کرده است».

شرح

عایشه رضی الله عنها از برکت برده ی آزاد شده اش بریره می گوید که چه صفات نیکی و مبارکی داشت. چنانکه الله متعال در ماجرای او سه حکم و سنت را برای همیشه مقرر نمود. اولین آنها این بود که: بریره از بردگی آزاد شد و در اینکه با شوهر برده اش مغیث بماند یا از او جدا شود، مختار شد. چون با آزادی وی از بردگی، دیگر مرتبه ی آنها یکسان نبود و بریره آزاد و شوهرش مغیث برده بود. و برابری و کفائت در ازدواج امری معتبر می باشد. بنابراین مصلحت خود را ترجیح داد و نکاح خود با شوهرش را فسخ نمود. و این به سنتی برای دیگران تبدیل شد. دومین مورد این بود که گوشتی به وی صدقه داده شد؛ و این زمانی بود که در خانه ی سرورش عایشه رضی الله عنها بود؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی وارد خانه شد و غذا خواست که گوشت در دیگ می جوشید؛ این بود که مقداری از نان و خورشتی که معمولا در خانه درست می شد، برای ایشان آورده شد؛ و چیزی از گوشتی که به بریره صدقه شده بود، آورده نشد؛ چون می دانستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم از اموال صدقه (زکات) نمی خورد. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «آن برای بریره صدقه و از طرف او برای ما هدیه است». سومین مورد این بود که وقتی خانواده ی بریره خواستند او را از عایشه رضی الله عنها بخرند، شرط نمودند که ولاء (حق ارث) وی برای آنها باشد تا زمانی که به آنها نسبت داده می شود، به آن فخر نموده و چه بسا بهره ی مادی از او عایدشان شود. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «حق ولاء تنها برای کسی است که آزاد می کند»؛ و خریدار و دیگران در آن سهمی ندارند. ولاء رابطه ای بین سید و مالک و برده ی مملوک بعد از آزاد شدن وی می باشد؛ و مطابق آن، در صورتی که برده ی آزاد شده وارثی نداشته باشد یا بعد از تقسیم ارثش در میان کسانی که سهمی از ارث او دارند (اصحاب فروض) مالی بماند، سید او آن را به ارث می برد.

شرح: العربية

تذكر عائشة رضي الله عنها من بركة مولاتها بريرة متيمنة بتلك الصفقة، التي قربتها منها، إذ أجرى الله تعالى من أحكامه الرشيدة في أمرها ثلاث سنن، بقيت تشريعاً عاماً على مر الدهور. فالأولى: أنها عتقت تحت زوجها الرقيق (مغيث) فخُيِّرت بين الإقامة معه على نكاحهما الأول، وبين مفارقته واختيارها نفسها؛ لأنه أصبح لايكافئها في الدرجة، إذ هي حرة وهو رقيق، والكفاءة هنا معتبرة، فاختارت نفسها، وفسخت نكاحها، فصارت سنة لغيرها. والثانية: أنه تُصدقَ عليها بلحم وهي في بيت مولاتها عائشة فدخل النبي صلى الله عليه وسلم واللحم يطبخ في البرمة، فدعا بطعام فأتوه بخبز وأدم من أدم البيت الذي كانوا يستعملونه في عادتهم الدائمة، ولم يأتوه بشيء من اللحم الذي تصدق به على بريرة، لعلمهم أنه لا يأكل الصدقة. فقال: ألم أر البرمة على النار فيها لحم؟ فقالوا: بلى، ولكنه قد تصدق به على بريرة، وكرهنا إطعامك منه. فقال: هو عليها صدقة، وهو منها لنا هدية. والثالثة: أن أهلها لما أرادوا بيعها من عائشة، اشترطوا أن يكون ولاؤها لهم لينالوا به الفخر حينما انتسب إليهم الجارية وربما حصلوا به نفعا ماديًّا، من إرث ونصرة وغيرهما فقال النبي صلى الله عليه وسلم: (إنما الولاء لمن أعتق). وليس للبائع ولا لغيره. والولاء علاقة بين السيد المالك والعبد المملوك بعد عتقه وريته، فيرث السيد العبد إذا لم يكن له وارث أو بقي شيء بعد أن يأخذ أصحاب الفروض نصيبهم من الميراث.

  • أن الأمة إذا عتقت تحت عبد يكون لها الخيار يين البقاء معه ويين الفسخ من عصمة نكاحه، وجواز ذلك بإجماع العلماء. أما إذا عتقت تحت حر فلا خيار لها.
  • أن من موانع التكافؤ بين الزوجين الحرية والرق.
  • أن الفقير إذا تُصدق عليه فأهدى من صدقته إلى من لا تحل له الصدقة، من غني وغيره، فإهداؤه جائز، لأنه قد ملك الصدقة، فيتصرف بها كيف شاء.
  • دليل على سؤال صاحب البيت أهله عن شؤون منزله وأحواله.
  • انحصار الولاء بالمعتق، فلا يكون لغيره، ولا ينتقل لغيره بأي طريقة.
  • جواز أكل الإنسان من طعام من يسر بأكله ولو لم يأذن له فيه بخصوصه.
  • جواز الصدقة على من ينفق غير المتصدق عليه.
  • أن من حرمت عليه الصدقة جاز له أكل عينها إذا تغير حكمها.
  • أن الهدية تملك بوضعها في بيت المهدى له ولا يحتاج إلى التصريح بالقبول.
  • أنه لا يجب السؤال عن أصل المال الواصل إذا لم يكن فيه شبهة، ولا عن الذبيحة إذا ذبحت بين المسلمين.
  • تسمية الأحكام سننا وإن كان بعضها واجبًا.
  • استحباب شفاعة الحاكم في الرفق بالخصم، لقول النبي صلى الله عليه وسلم لبريرة: "زوجك وأبو ولدك".
  • تحريم الصدقة على النبي صلى الله عليه وسلم.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر