منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰
متن عربی
عن شكل بن حميد رضي الله عنه قال: قلت: يا رسول الله، عَلِّمْنِي دعاء، قال: (قل: اللهم إني أعوذ بك من شر سمعي، ومن شر بصري، ومن شر لساني، ومن شر قلبي، ومن شر مَنِيِّي).
ترجمه
از شَکَل بن حُمَيد رضی الله عنه روایت است که می گويد: گفتم: ای رسول خدا، دعايی به من بیاموزید؛ فرمود: «بگو: اللَّهُمَّ إنِّي أعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ سَمْعِي، وَمِنْ شَرِّ بَصَرِي، وَمِنْ شَرِّ لِسَانِي، وَمِنْ شَرِّ قَلْبِي، وَمِنْ شَرِّ مَنِيِّي»: «يا الله، من از شرّ گوش، چشم، زبان و قلب خويش و نيز از شرّ شرمگاهم به تو پناه می برم».
شرح
در این حدیث شكل بن حميد رضی الله عنه جهت کسب خیر دنیا و آخرت نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می رود و از ایشان دنیای فانی و مال و اموال و مقداری غذا طلب نمی کند، بلکه دعا طلب می کند؛ از رسول الله صلی الله علیه وسلم می خواهد به او دعایی بیاموزد که برای دین و دنیای او مفید باشد؛ و این حقیقت صحابه می باشد که در جستجوی فضل الهی و رضایت او بودند؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم این دعای بزرگ را به او می آموزد و به او می گوید: «قُلْ: اللَّهُمَّ إنِّي»؛ الله را با اسم جامع او یعنی "الله" که دربردارنده ی همه ی اسامی نیکوی او است، بخوان و به او توجه کن. «أعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ سَمْعِي»؛ یعنی از شر گوشم به الله پناه می برم؛ گوش انسان می تواند مرتکب شنیدن مواردی چون شهادت و گواهی دروغ، سخنان کفرآمیز و بهتان، عیبجویی از دین و سایر امور حرامی شود که به گوش انسان می رسد. «وَمِنْ شَرِّ بَصَرِي»؛ از اینکه چشم انسان به امور حرامی چون فیلم های مبتذل و تصاویر زشت بیفتد. «وَمِنْ شَرِّ لِسَانِي»؛ و از هر امر حرامی که می تواند از زبان خارج شود؛ مانند شهادت و گواهی دروغ، دشنام، لعن و نفرین، عیبجویی از دین و اهل دین، سخن گفتن در امور بیهوده و بی فایده یا سخن نگفتن در موارد مفید. «وَمِنْ شَرِّ قَلْبِي»؛ و از اینکه قلب انسان عمر خود را بدون ذکر الله سپری کند یا توجه آن به سوی غیرالله باشد و عبادت های قلبی چون بیم و امید و تعظیم متوجه الله متعال نباشد. «وَمِنْ شَرِّ مَنِيِّي»؛ یعنی: و از شر شرمگاهم به تو پناه می آورم که مبادا دچار امری شود که بر او حرام شده است؛ یا اینکه مرا گرفتار مقدمات زنا مانند نگاه کردن و لمس نمودن و حرکت کردن و تصمیم گرفتن در این مورد و امثال آن کند. این دعای مبارک، حفاظت اعضا و جوارحی را به دنبال دارد که نعمت های الهی می باشند؛ در اینجا رسول الله صلی الله علیه وسلم شکل بن حمید را امر می کند از شر این نعمت ها به الله پناه ببرد، نه اینکه از خود این نعمت ها به الله پناه جوید و به عنوان مثال بگوید: «أعوذ بالله من سمعي»: «به الله پناه می برم از گوشم». چون این موارد همگی نعمت های الهی هستند که الله متعال با آنها عبادت می شوند. بنابراین شر محض نیستند تا از خود آنها به الله پناه برده شود، بلکه از شری به الله پناه برده می شود که از آنها تولید می شود؛ و حفاظت از آنها، با رعایت اهدافی میسر می گردد که برای آنها آفریده شده اند؛ و اینکه معصیت و نافرمانی با آنها صورت نگیرد و رذیلتی منتشر نگردد؛ چون انسان در روز قیامت در مورد این نعمت ها سوال می شود چنانکه الله متعال می فرماید: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» [إسراء: 36] «و از آنچه دانشی درباره ی آن نداری پیروی نکن. بی تردید [در قیامت،] گوش و چشم و دل، از همه ی اینها بازخواست خواهد شد».
شرح: العربية
في هذا الحديث يذهب شكل بن حميد رضي الله عنه إلى النبي صلى الله عليه وسلم باحثًا عن خيري الدنيا والآخرة، إنه لم يطلب من النبي صلى الله عليه وسلم دنيا فانية، ولا حفنة من مال، ولا صاعا من طعام، ولكنه ذهب يطلب الدعاء، يريد من النبي صلى الله عليه وسلم أن يعلمه دعاء ينتفع به في دينه ودنياه، فهذه هي حقيقة الصحابة يبتغون فضلا من الله ورضوانا، فأرشده النبي صلى الله عليه وسلم إلى هذا الدعاء العظيم الجليل، فقال له: "قل: اللهم إني": دعا الله تعالى وتوجه إليه باسمه الجامع لكل أسماء الله الحسنى "الله"، "أعوذ بك من شر سمعي": أعوذ أي: أحتمي بالله تعالى من شر السمع، وهو ما يقع فيه سمع الإنسان من المحرمات: كشهادة الزور، وكلام بالكفر والبهتان، والانتقاص من الدين وسائر ما يصل إلى سمع الإنسان من المحرمات، "ومن شر بصري": وهو أن يستعمله في النظر إلى المحرمات من الأفلام الخليعة ، والمناظر القبيحة، "ومن شر لساني": أي ومن كل محرم قد يخرج من اللسان كشهادة الزور، والسب، واللعن، والانتقاص من الدين وأهله، أو التكلم فيما لا يعني الإنسان، أو ترك الكلام فيما يعنيه، "ومن شر قلبي": وهو أن يعمر القلب بغير ذكر الله تعالى ، أو أن يتوجه إلى غير الله تعالى بالعبادات القلبية من الرجاء والخوف، والرهبة، والتعظيم، أو يترك ما يجب عليه من صرف العبادات القلبية للرب سبحانه وتعالى ، "ومن شر منيي": أي ومن شر الفرج وهو أن يقع فيما حرم الله عليه ، أو يوقعني في مقدمات الزنى من النظر، واللمس، والمشي، والعزم، وأمثال ذلك، فهذا الدعاء المبارك فيه حفظ الجوارح والتي هي من نعم الله تعالى ، والنبي صلى الله عليه وسلم إنما أمره هنا أن يستعيذ بالله من شر هذه النعم ، ولم يأمره أن يستعيذ من هذه النعم كأن يقول: "أعوذ بالله من سمعي"، لأن هذه نعم ، وبها يعبد الله تعالى ، فليست هي شر محض حتى يستعاذ منها ولكن يستعاذ من الشر الذي قد يتولد عنها، وحفظها يكون برعاية ما خلقت له، و أن لا يباشر بها معصية، ولا ينشر بها رذيلة، لأنه مسؤول يوم القيامة عن هذه النعم مصداقا لقوله تعالى : {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا} [الإسراء: 36].
- الحث على حفظ السمع والبصر واللسان والقلب والفرج ، وذلك باستعمالها فيما يرضي الله -تعالى-.
- التنويه بمسؤولية الإنسان عن حواسه كما أخبر -سبحانه وتعالى-: "إن السمع والبصر والفؤاد كل أولئك كان عنه مسؤلا".
- حواس الإنسان وأعضاؤه نعم ينبغي على العبد شكر الله -تعالى- عليها بوضعها فيما خلقت له ، وبذلك يحقق العبودية لله -سبحانه وتعالى-.
- قول شكل بن حميد -رضي الله عنه-: "قلت: يا رسول الله، علمني دعاء" يدل على حرص الصحابة على كل ما ينفعهم في الدنيا والآخرة ، ويبين أنهم أصحاب همة عالية لمحافظتهم على ما ينفعهم في العاجل والآجل.
- خص النبي -صلى الله عليه وسلم- هذه الجوارح بالدعاء؛ لانها مناط الشهوة ومثار اللذة.