حدیث

حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند

متن عربی

عَنْ مُعَاذٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: كُنْتُ رِدْفَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى حِمَارٍ يُقَالُ لَهُ عُفَيْرٌ، فَقَالَ: «يَا مُعَاذُ، هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَمَا حَقُّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟»، قُلْتُ: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَفَلاَ أُبَشِّرُ بِهِ النَّاسَ؟ قَالَ: «لا تُبَشِّرْهُمْ، فَيَتَّكِلُوا».

ترجمه

از مُعاذ رضی الله عنه روایت است که گفت: پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر الاغی که عُفَیر نام داشت سوار بودم که فرمود: «يَا مُعَاذُ، هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَمَا حَقُّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟»: «ای معاذ، آیا می‌دانی که حق الله بر بندگانش و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و پیامبر او آگاه‌ترند. فرمود: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»:«حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد». گفتم: یا رسول الله، آیا این را به مردم بشارت ندهم؟ فرمود: «لا تُبَشِّرْهُمْ، فَيَتَّكِلُوا»: «به آنان بشارت نده که [بر همین] اتکا می‌کنند».

شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم حق الله بر بندگان و حق بندگان بر الله را بیان می‌کند. اینکه حق الله بر بندگان آن است که تنها او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند، و حق بندگان بر الله آن است که موحدانی را عذاب ندهد که چیزی با او شریک نیاورده‌اند. سپس معاذ می‌گوید: یا رسول الله، آیا مردم را بشارت ندهم تا خوشحال شوند و از این فضل الهی شاد گردند؟ اما پیامبر صلی الله علیه وسلم او را از بیم آنکه بر همین تکیه کنند [و در انجام اعمال نیک سستی کنند] از این کار نهی می‌کند.

فواید

  • بیان حق الله تعالی که بر بندگانش واجب نموده است؛ اینکه او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند.
  • بیان اینکه حق بندگان بر الله - که الله خود از روی فضل و نعمت بر خود واجب نموده - این است که آنان را وارد بهشت سازد و عذاب‌شان نکند.
  • این روایت بشارت بزرگی برای موحدانی است که چیزی را با الله تعالی شریک نمی‌آورند که فرجام‌شان وارد شدن به بهشت است.
  • معاذ از بیم آنکه دچار گناه کتمان حق شود، پیش از مرگش این حدیث را روایت نمود.
  • هشدار دربارهٔ عدم نشر برخی احادیث نزد برخی از ترس آنکه مبادا معنایش را به خوبی درک نکنند؛ و این در مورد احادیثی است که عملی بر آن مترتب نمی‌گردد و شامل حدی از حدود شریعت نمی‌شوند.
  • موحدان گناهکار تحت مشیت الهی هستند؛ اگر بخواهد آنان را عذاب می‌دهد و چون بخواهد می‌آمرزد، سپس فرجام‌شان بهشت است.
شرح: العربية

يبين النبي صلى الله عليه وسلم حق الله على العباد، وحق العباد على الله، وأن حق الله على العباد أن يعبدوه وحده ولا يشركوا به شيئًا، وأن حق العباد على الله هو أن لا يُعذب الموحدين الذين لا يشركون به شيئًا. ثم إن معاذا قال: يا رسول الله، ألا أبشر الناس ليفرحوا ويستبشروا بهذا الفضل؟ فنهاه النبي صلى الله عليه وسلم خشية أن يعتمدوا عليها.

  • بيان حقّ الله تعالى الذي أوجبه على عباده، وهو أن يعبدوه، ولا يشركوا به شيئًا.
  • بيان حقّ العباد على الله تعالى الذي أوجبه على نفسه فضلًا منه ونعمةً، وهو أن يدخلهم الجَنَّة، ولا يعذبهم.
  • فيه بشارة عظيمة للموحّدين الذين لا يشركون بالله تعالى شيئاً بأن مصيرهم دخول الجَنَّة.
  • حَدَّثَ معاذ بهذا الحديث قبل موته؛ مخافة الوقوع في إثم كتمان العلم.
  • التنبيه على عدم نشر بعض الأحاديث عند بعض الناس خوفًا على من لم يدرك معناها؛ وذلك فيما ليس تحته عمل ولا فيه حد من حدود الشريعة.
  • عصاة الموحدين تحت مشيئة الله إن شاء عذّبهم وإن شاء غفر لهم، ثم مصيرهم إلى الجنة.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر