حدیث

گروهی از قبیلهٔ عُكْل یا عُرَینه آمدند و [آب و هوای] مدینه با آنان سازگار نبود

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند

متن عربی

عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَدِمَ أُنَاسٌ مِنْ عُكْلٍ أَوْ عُرَيْنَةَ، فَاجْتَوَوْا المَدِينَةَ فَأَمَرَهُمُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِلِقَاحٍ، وَأَنْ يَشْرَبُوا مِنْ أَبْوَالِهَا وَأَلْبَانِهَا، فَانْطَلَقُوا، فَلَمَّا صَحُّوا قَتَلُوا رَاعِيَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَاسْتَاقُوا النَّعَمَ، فَجَاءَ الخَبَرُ فِي أَوَّلِ النَّهَارِ، فَبَعَثَ فِي آثَارِهِمْ، فَلَمَّا ارْتَفَعَ النَّهَارُ جِيءَ بِهِمْ، فَأَمَرَ فَقَطَعَ أَيْدِيَهُمْ وَأَرْجُلَهُمْ، وَسُمِرَتْ أَعْيُنُهُمْ، وَأُلْقُوا فِي الحَرَّةِ، يَسْتَسْقُونَ فَلاَ يُسْقَوْنَ، قَالَ أَبُو قِلاَبَةَ: فَهَؤُلاَءِ سَرَقُوا وَقَتَلُوا، وَكَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ، وَحَارَبُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ.

ترجمه

از انس بن مالک رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: گروهی از قبیلهٔ عُكْل یا عُرَینه آمدند و [آب و هوای] مدینه با آنان سازگار نبود. پس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم آنان را به نزد شتران شیرده فرستادند و دستور دادند که از ادرار و شیرشان بنوشند. آنان نیز رفتند. پس هنگامی که بهبود یافتند، چوپان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را کشتند و شتران را به سرقت بردند. خبر در ابتدای روز رسید، پس [پیامبر] گروهی را در تعقیبشان فرستادند. هنگامی که روز بالا آمد، آنان را آوردند. پس ایشان دستور دادند که دست‌ها و پاهایشان قطع شود و چشمانشان [با میخ داغ] کور شود و در حره (منطقه‌ای سنگلاخی) رها شدند، در حالی که آب می‌خواستند و به آنان آبی داده نمی‌شد. ابوقلابه گفت: اینان دزدی کردند و کشتند و پس از ایمانشان کافر شدند و با خدا و رسولش جنگیدند.

شرح

مردانی از دو قبیلهٔ عُکل و عُرَینه به عنوان مسلمان نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم آمدند. آنان دچار بیماری و دردی شدند که شکم‌هایشان بر اثر آن بزرگ شد و از اقامت در مدینه ناخشنود بودند، زیرا آب و هوا و خوراک آنجا با آنان سازگار نبود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم به آنان دستور دادند که نزد شترانِ صدقه بروند و از ادرار و شیرشان بنوشند. آنان نیز رفتند و پس از آنکه بهبود یافته، چاق شدند و رنگ [چهرهٔ] آنان بازگشت، چوپان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را کشتند و شتران را به سرقت بردند. خبر در ابتدای روز رسید، پس [پیامبر] گروهی را در تعقیبشان فرستادند و آنان را یافتند. هنگامی که روز بالا آمد، آنان را به عنوان اسیر نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم آوردند. ایشان دستور به قطع دست‌ها و پاهایشان و کور کردن چشمانشان دادند، زیرا آنان همین کار را با چوپان کرده بودند. سپس در حره رها شدند، در حالی که آب می‌خواستند و به آنان آبی داده نمی‌شد، تا آنکه مردند. ابوقلابه [در توضیح شدت مجازات] می‌گوید: [این مجازات شدید برای آن بود که] آنان دزدی کردند، و کشتند، و پس از ایمانشان کافر شدند، و با خدا و رسولش جنگیدند.

فواید

  • [این حدیث دال بر] طهارت ادرار حیوانی است که گوشتش خورده می‌شود.
  • مشروعیت طبابت و درمان با شیر و ادرار شتر.
  • مشروعیتِ «مماثلت» (مقابله به مثل) در قصاص. و نهی از مثله کردن، بر مواردی حمل می‌شود که برای مقابله به مثل نباشد.
  • [جایز بودنِ] کشتن گروهی در برابر [کشتنِ] یک نفر، خواه او را غافلگیرانه کشته باشند یا از روی محاربه.
شرح: العربية

جاء إلى النبي صلى الله عليه وسلم رجال من قبيلتي عُكْل وعُرَيْنة مسلمين، فأصابهم مرض وداء عظمت منه بطونهم، وكرهوا الإقامة بالمدينة حيث إنه لم يوافقهم طعامُها وهواؤها. فأمرهم النبي صلى الله عليه وسلم أن يأتوا إبل الصدقة، وأن يشربوا من أبوالها وألبانها، فانطلقوا، فلما صحوا وسَمِنوا ورجعت لهم ألوانهم قَتَلوا راعي النبي صلى الله عليه وسلم، واستاقوا الإبل، فجاء الخبر في أول النهار، فبعث في طلبهم، فأدركوهم، فلما ارتفع النهار جيء بهم أسرى إلى النبي صلى الله عليه وسلم، فأمر بقطع أيديهم وأرجلهم، وفَقْءِ أعينهم، لأنهم فاعلوا ذلك بالراعي، وأُلْقوا في الحرة، يستسقون فلا يسقون، حتى ماتوا. قال أبو قلابة: أنهم سرقوا، وقتلوا، وكفروا بعد إيمانهم، وحاربوا الله ورسوله.

  • طهارة بول ما يؤكل لحمه.
  • مشروعية الطب والتداوي بألبان الإبل وأبوالها.
  • شرعية المُمَاثَلة في القصاص، والنهي عن المُثْلة محمول على غير طريق المكافأة والقصاص.
  • قتل الجماعة بالواحد سواء قتلوه غيلة أو حرابة.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر