حدیث

مدت معين کتاب «عده» گذشت از او خواستگاری کن.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت ابن ماجه

متن عربی

عن الزُّبير بن العوام رضي الله عنه أنَّه كانت عنده أمُّ كُلثوم بنتُ عقبة، فقالت له وهي حاملٌ: طَيِّب نفسي بتطليقة، فطلَّقها تطليقةً، ثم خرجَ إلى الصلاة، فرجع وقد وضعت، فقال: ما لها؟ خَدَعتني، خَدَعها اللهُ، ثم أتى النبيَّ صلى الله عليه وسلم ، فقال: «سَبَقَ الكتابُ أَجَلَه، اخطِبها إلى نفسِها».

ترجمه

از زبیر بن عوام رضی الله عنه روایت است که: ام کلثوم بنت عقبه در نکاح وی بود؛ وی درحالی که حامله بود به زبیر گفت: با دادن یک طلاق مرا خوشحال کن؛ پس زبیر او را یک طلاق داد؛ سپس از منزل خارج شده و به نماز رفت. و درحالی بازگشت که همسرش وضع حمل کرده بود؛ پس گفت: «ما لها؟ خَدَعتني، خَدَعها اللهُ»: او را چه شده؟ مرا فریب داد، الله او را فریب دهد؛ سپس نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده (و ماجرا را بازگو کرد) و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «سَبَقَ الكتابُ أَجَلَه، اخطِبها إلى نفسِها»: «مدت معين کتاب «عده» گذشته است، از او خواستگاری کن».

شرح

زبیر بن عوام با ام کلثوم بنت عقبه ازدواج کرده بود؛ ام کلثوم درحالی که حامله است به شوهرش می گوید: «مرا با دادن یک طلاق خوشحال کن»؛ ظلاهرا ام کلثوم زبیر را دوست نداشته و قصد داشته از عقد نکاح او بیرون شود، آن هم بگونه ای که زبیر دوباره نتواند رجوع کند. بنابراین از زبیر می خواهد که او را یک طلاق بدهد، زیرا احساس می کرد تولد بچه نزدیک است و می دانست که عده ی زن حامله، وضع حملش می باشد؛ و زبیر او را یک طلاق داد. سپس برای نماز بیرون شد و درحالی بازگشت که ام کلثوم وضع حمل کرده بود. زبیر گفت: «ما لها؟ خَدَعتني، خَدَعها اللهُ»: «او را چه شده؟ مرا فریب داد، الله او را فریب دهد»؛ "خداع" از جمله صفات فعلی و خبری الله متعال است، اما این صفت بطور مطلق برای الله متعال استعمال نمی شود، بلکه بر سبیل مقابله برای الله بکار می رود و گفته می شود: «يخدع الله من يخدعه»: «الله متعال کسی را که در پی فریب دادن اوست، فریب می دهد». مانند خداع الله متعال با منافقان و کسانی که در پی مکر و فریب و دسیسه چینی برای مؤمنان هستند. و تاویل آن به این صورت که: "الله او را به سبب فریبش مجازات کند" صحیح نیست. بلکه باید این صفت را مانند سایر صفات الله متعال بدون هرگونه تحریف، تعطیل، تشبیه و تعیین کیفیتی ثابت دانست. سپس زبیر نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می رود و ایشان را در جریان آنچه بین او و همسرش رخ داده قرار می دهد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «سَبَقَ الكتابُ أَجَلَه»؛ یعنی: عده ای که برای طلاق تعیین شده، پیش از آنکه انتظارش را داشته باشد، تمام شده و طلاق واقع شده است؛ سپس می فرماید: «اخطِبها إلى نفسِها» یعنی مانند سایر خواستگاران از او خواستگاری کن، چون عده اش تمام شده و در این صورت حقی بر او نداری.

شرح: العربية

كان الزبير بن العوام متزوِّجًا بأم كلثوم بنت عقبة فقالت له وهي حامل: «طيِّب نفسي بتطليقة» أي: أدخل علي السرور بتطليقة واحدة، والظاهر أنها كانت لا تحبه وتريد أن تخرج من تحته خروجًا لا يتمكَّن من مراجعتها، فطلبت منه أن يطلقها طلقة واحدة لما أحسَّت بقرب ولادتها، وعلمت أن عدة الحامل أن تضع حملها، فطلَّقها تطليقةً، ثم خرجَ إلى الصلاة، فرجع وقد ولدت، فقال: «ما لها؟ خَدَعتني، خَدَعها اللهُ» والخداع من صفات الله تعالى الفعلية الخبرية، ولكنه لا يوصف بها على سبيل الإطلاق، إنما يوصف بها على سبيل المقابلة، فيقال يخدع الله من يخدعه، مثل خداعه للمنافقين، وخداعه لمن يمكر بالمؤمنين وما شابه ذلك، ولا يجوز تأويلها بقولهم إن الزبير أراد بقوله هذا: جزاها الله تعالى بخداعها. بل يجب إثبات هذه الصفة كغيرها من صفات الله تعالى من غير تحريف ولا تعطيل ومن غير تكييف ولا تمثيل. ثم أتى الزبير إلى النبي صلى الله عليه وسلم فأخبره بما حدث بينه وبين زوجته، فقال صلى الله عليه وسلم: «سَبَقَ الكتابُ أَجَلَه»، أي: مضت العدة المكتوبة قبل ما يتوقع من تمامها، ووقع الطلاق، ثم قال صلى الله عليه وسلم: «اخطِبها إلى نفسِها» أي: كن واحدًا من الخُطاب لا حقَّ لك في نفسها؛ لخروجها عن العدة.

  • يجب إثبات صفة الخداع كغيرها من صفات الله تعالى من غير تحريف ولا تعطيل ومن غير تكييف ولا تمثيل، والخداع في مقابلة من يخادع صفة كمال لا نقص.
  • الخداع من صفات الله تعالى الفعلية الخبرية، ولكنه لا يوصف بها على سبيل الإطلاق، إنما يوصف بها على سبيل المقابلة حين تكون مدحًا.
  • عدة الحامل أن تضع حملها.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر