حدیث

دو باغ وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس نقره هستند. و دو باغ ديگر وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس طلا می باشند؛ و در بهشت عدن بين مردم و نگاه کردن آنها به پروردگارشان چیزی جز ردای كبريايی بر صورتش وجود ندارد.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه مرفوعاً: «جَنَّتانِ مِن فِضَّةٍ آنِيَتُهما، وما فيهما، وجَنَّتانِ مِن ذَهَبٍ آنِيَتُهما، وما فيهما، وما بين القومِ وبين أنْ ينظروا إلى ربِّهم إلَّا رِداءُ الكِبْرِياءُ على وجهِه في جَنَّة عَدْنٍ».

ترجمه

از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «جَنَّتَانِ مِنْ فِضَّةٍ آنِيَتُهُمَا وَمَا فِيهِمَا، وَجَنَّتَانِ مِنْ ذَهَبٍ آنِيَتُهُمَا وَمَا فِيهِمَا، وَمَا بَيْنَ الْقَوْمِ وَبَيْنَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَى رَبِّهِمْ إِلاَّ رِدَاءُ الكِبْرِياءُ عَلَى وَجْهِهِ فِي جَنَّةِ عَدْنٍ»: «دو باغ وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس نقره هستند. و دو باغ ديگر وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس طلا می باشند؛ و در بهشت عدن بين مردم و نگاه کردن آنها به پروردگارشان چیزی جز ردای كبريايی بر صورتش وجود ندارد».

شرح

این حدیث به تفاوت میان درجات و منازل بهشت دلالت دارد؛ برخی از درجات بهشت چه از نظر مادی و چه معنوی برتر از برخی دیگر است؛ چنانکه در برخی موارد ساختمان ها و ظروف آن از طلا است و در برخی ساختمان ها و ظروف آن از نقره است. و واضح و روشن است که هنگام نزول قرآن، طلا گرانبهاترین فلز معدنی برای مخاطبین آن بشمار می رفت؛ در نتیجه این امکان وجود دارد و جایز است که در بهشت چیزهایی با ارزش تر و گران بهاتر از طلا نیز وجود داشته باشد؛ زیرا الله متعال خبر داده که در بهشت چیزهایی وجود دارد که هیچ چشمی ندیده است، هیچ گوشی در مورد آن نشنیده است و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است. در ابتدای برخی از روایات این حدیث آمده که: «جِنان الفردوس أربع، ثنتان من ذهب...»: «باغ های بهشت چهار گونه است، دو نوع آن از طلا ...». در حدیث مذکور آمده است: «و در بهشت عدن بين مردم و نگاه کردن آنها به پروردگارشان چیزی جز ردای كبريايی بر صورتش وجود ندارد»؛ و این به نزدیکی نگاه بهشتیان به پروردگارشان تصریح دارد؛ که چون الله متعال بخواهد بر نعمت و کرامت آنها بیفزاید، ردای کبریایی را از صورت خود بر می دارد و آنها به او می نگرند. اهل سنت ردای کبریایی را برای الله متعال و همچنین دیدن الله متعال در بهشت توسط مؤمنان را بدون تعیین کیفیت، تشبیه، تحریف و تعطیل ثابت می دانند؛ همچنانکه برای الله متعال وجه (صورت) را چنانکه لایق جلال و شکوه اوست، ثابت می دانند؛ و معتقدند که تاویل آن از ظاهرش جایز نیست و این مذهب سلف صالح بوده است.

شرح: العربية

الحديث يدل على تفاوت منازل الجنة ودرجاتها، فبعضها أعلى من بعض حسًّا ومعنى، حيث يكون بناؤها من الذهب، وأوانيها من الذهب، وبعضها يكون بناؤها من الفضة، وأوانيها من الفضة، ومعلوم أن الذهب هو أغلى المعادن وأنفسها لدى المخاطبين بالقرآن عند نزوله، ويجوز أن يكون فيها ما هو أعلى من الذهب وأرفع؛ لأن الله تعالى أخبر أن فيها ما لا عين رأته، ولا أُذن سمعته، ولا خطر على قلب بشر، وقع في أول بعض روايات هذا الحديث: «جِنان الفردوس أربع، ثنتان من ذهب ...» الحديث قوله: «وما بين القوم وبين أن ينظروا إلى ربهم إلا رداء الكبرياء على وجهه في جنة عدن» فيه التصريح بقرب نظرهم إلى ربهم، فإذا أراد تعالى أن يُنَعِّمَهم ويزيد في كرامتهم رفع رداء الكبرياء عن وجهه فنظروا إليه. وأهل السنة يثبتون رداء الكبرياء لله تعالى، ورؤية المؤمنين لربهم في الجنة، من غير تكييف ولا تمثيل ومن غير تحريف ولا تعطيل، كما يثبتون له وجهًا يليق بجلاله، ولا يجوز تأويل شيء من ذلك وصرفه عن ظاهره، كما هو مذهب السلف الصالح.

  • تفاوت منازل الجنة ودرجاتها.
  • فيه وصفُ الله تعالى بأن الكبرياء رداؤه، وهي كسائر صفاته، تثبت على ما يليق به، ويجب أن يؤمَن بها على ما أفاده النص دون تحريف ولا تعطيل.
  • فيه دليل على فضل جنة عدن، وعلوها، ومن لازم ذلك علو الله تعالى؛ لأنهم ينظرون إليه تعالى من فوقهم.
  • إثبات الوجه لله تعالى من غير تكييف ولا تمثيل ومن غير تحريف ولا تعطيل.
  • إثبات رؤية المؤمنين لربهم في الجنة.
  • إثبات صفة الكبر والكبرياء لله تعالى وهي صفةٌ ذاتيةٌ خبريَّةٌ ثابتةٌ لله عَزَّ وجلَّ بالكتاب والسنة.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر