منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰
متن عربی
عن كبشة بنت كعب بن مالك -وكانت تحت ابن أبي قتادة-: أن أبا قتادة دخل فسَكَبَتْ له وَضُوءًا، فجاءت هرة فشربت منه، فأصغى لها الإناء حتى شربت، قالت كبشة: فرآني أنظر إليه، فقال: أتعجبين يا ابنة أخي؟ فقلت: نعم، فقال: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «إنها ليست بنجس، إنها من الطوافين عليكم والطوافات».
ترجمه
از کبشه بنت کعب بن مالک - که همسر پسر ابوقتاده بود - روایت است که می گوید: ابوقتاده (پدر شوهرم) نزد من آمد، برايش در ظرفی آب ریختم تا با آن وضو بگیرد. (در اثنای وضو) گربه ای آمد و از آن نوشید. ابوقتاده (نه تنها گربه را از ظرف آب دور نساخت، بلکه) ظرف را کج کرد تا گربه به آسانی و راحتی از آن آب بنوشد. کبشه می گوید: ایشان مرا دید که به او می نگرم، پس گفت: آیا متعجب شدی ای دختر برادرم؟ گفتم: بله؛ گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّها ليستْ بنَجَسٍ، إنَّها من الطوَّافينَ عليكم أو الطوَّافاتِ»: «آن (گربه) نجس نيست؛ بلکه از حيواناتی است که اطراف شما (درخانه های تان) می گردند».
شرح
در این حدیث آمده که ابوقتاده شروع به وضو گرفتن می کند که گربه ای آمده - گربه از جمله حیواناتی است که وارد خانه ها شده و در میان مردم می گردد - و ایشان ظرف آب را به سمت گربه کج می کند تا از آب وضویش بنوشد. کبشه که دختر برادر ابوقتاده رضی الله عنه بود از کار این صحابی تعجب می کند - زیرا آب وضو باید پاک و پاک کننده باشد - بنابراین ابوقتاده رضی الله عنه به او از حدیثی با این مضمون خبر می دهد که گربه نجس نیست و آب را نجس نمی کند، زیرا این حیوان پیوسته در میان مردم می گردد.
شرح: العربية
في الحديث أن أبا قتادة بدأ وضوءه، فدخلت هرة - والهرة تدخل البيوت وتخالط الناس وتتردد عليهم – فأصغى لها الإناء لتشرب من ماء الوضوء، فتعجبت كبشة ابنة أخيه من فعله -وهو ماء معد للوضوء ولا بد من أن يكون طاهراً مطهراً- فأخبرها بالحديث أن الهرة ليست نجسة و لا تؤثر في الماء لأنها من المخالطين للناس دائماً .
- فيه دليل على طهارة فم الهرة، وطهارة فضلتها.
- فيه دليل على طهارة جميع أعضائها وبدنها.
- وهذا الحديث فرد من أفراد القاعدة العظيمة المشقة تجلب التيسير، فكثرة طوافها وعموم البلوى بها جعل ما تلامسه طاهراً وإن كان رطباً.
- الصحيح من أقوال أهل العلم إلحاق الحمار والبغل بالهرة في طهارة سؤرهما وعرقهما.
- يفيد الحديث مشروعية اجتناب الأشياء النجسة، وإذا دعت الحاجة أو الضرورة إلى ملامستها، فيجب التنزه منها؛ وذلك كالاستنجاء باليد اليسرى، وإزالة الأنجاس والأقذار بها.