حدیث

الله حق هرکس را به او داده است و وصیتی برای وارث نیست و بچه متعلق به صاحبِ رختخواب است و به زناکار سنگ تعلق می گيرد؛ و هرکس خود را به کسی جز پدرش نسبت دهد یا خود را به کسی جز آقایش نسبت دهد و از آنها روی بگرداند، لعنت الله بر او خواهد بود و الله متعال هیچ عمل نفل و فرضی را از او نمی پذیرد.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمد

متن عربی

عن عمرو بن خارجة رضي الله عنه : أن النبي صلى الله عليه وسلم خطب على ناقته وأنا تحت جِرَانِها وهي تَقْصَع بِجِرَّتِها، وإن لُعابها يَسِيل بين كتفيَّ فسمعتُه يقول: «إن الله أعطى كلِّ ذي حقٍّ حقَّه، ولا وصيَّةَ لِوارث، والولَد لِلْفِراش، وللعاهِرِ الحَجَر، ومن ادَّعى إلى غير أبِيهِ أو انْتمى إلى غير مَوَاليه رغبةً عنهم فعَلِيه لعنةُ الله، لا يَقْبَلُ الله منه صَرْفا ولا عَدْلا».

ترجمه

از عمرو بن خارجه رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم درحالی به ایراد سخن پرداخت که بر شترش سوار بود و من نزدیک گردن شتر بودم و شتر نشخوار می کرد و آب دهانش در بین دو شانه ی من می ریخت؛ در این وضعیت از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٍّ حَقَّهُ، وَلَا وَصِيَّةَ لِوَارِثٍ، وَالوَلَدُ لِلْفِرَاشِ، وَلِلْعَاهِرِ الحَجَرُ، وَمَنْ ادَّعَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ أَوْ انْتَمَى إِلَى غَيْرِ مَوَالِيهِ رَغْبَةً عَنْهُمْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ، لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفًا وَلَا عَدْلًا»: «الله حق هرکس را به او داده است و وصیتی برای وارث نیست و بچه متعلق به صاحبِ رختخواب است و به زناکار سنگ تعلق می گيرد؛ و هرکس خود را به کسی جز پدرش نسبت دهد یا خود را به کسی جز آقایش نسبت دهد و از آنها روی بگرداند، لعنت الله بر او خواهد بود و الله هیچ عمل نفل و فرضی را از او نمی پذیرد».

شرح

عمرو بن خارجه رضی الله عنه یادآور می شود که وی همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم و نزدیک ایشان بوده که رسول الله صلی الله علیه وسلم سوار بر شترش و درحالی که آب دهان شتر بین دو شانه ی عمرو می ریخته، مردم را خطاب نموده و با ایشان سخن گفته و در این خطبه مجموعه ای از احکام را بیان داشته است؛ از جمله اینکه: الله متعال حق هرکس را به او داده و سهم و نصیب او را مشخص کرده است، بنابراین وصیت کردن برای وارث جایز نیست؛ سپس بیان می کند که فرزند از آنِ صاحب رختخواب است و جز به او نسبت داده نمی شود، فرقی نمی کند شوهر باشد یا آقای کنیز؛ و برای زناکار سهمی در نسب نیست و تنها سهم وی از این عمل، رسوایی بوده و اینکه مستحق حد و مجازات شرعی می باشد. سپس حرمت این مساله را بیان می دارد که کسی آگاهانه و عامدانه و به دروغ خود را به غیر از پدرش نسبت دهد یا خود را به غیر از آقایش نسبت دهد؛ و چنین کسی را مستحق لعنت الله متعال ذکر می کند که الله متعال هیچ عمل فرض و نفلی از وی قبول نمی کند.

شرح: العربية

يذكر عمرو بن خارجة رضي الله عنه أنه كان مع النبي صلى الله عليه وسلم قريبًا منه، فخطب -عليه الصلاة والسلام- الناس وهو على ناقته، ولعابها يسيل بين كتفي عمرو، وذكر أن النبي صلى الله عليه وسلم بيّن -في خطبته هذه- جملة من الأحكام، منها أن الله تعالى قد أعطى كل ذي حق حقه، وبيَّن له حظه ونصيبه الذي فُرض له فلا تجوز الوصية للوارث، ثم بيَّن أن الولد للفراش، فلا ينسب إلا إلى صاحب الفراش، سواء كان زوجًا أو سيدًا، وليس للزاني في نسبةٍ حظٌّ، إنما الذي جُعل له من فعله الخيبة، واستحقاق الحد، ثم بين حرمة انتساب الإنسان لغير أبيه، أو انتساب المولى المعتَق لغير مواليه الذين أعتقوه، ووضح أن من انتسب إلى غير أبيه وهو يعلم أنه غير أبيه، أو انتمى إلى غير مواليه استوجب اللعن من الله تعالى ، وأنه جل وعلا لا يقبل منه فرضًا ولا نفلًا.

  • طهارة لعاب البعير، وأنَّه ليس بنجس.
  • أن حكم بهيمة الأنعام وغيرها من الحيوانات الطاهرة في حال الحياة مثل حكم البعير في طهارة لعابها وما يخرج منها.
  • أن الولد للفراش, فلا ينسب إلا إلى صاحب الفراش، سواء كان زوجاً أو سيداً، أو واطئ شبهة، وليس للزاني في نسبةٍ حظٌّ, إنما الذي له استحقاق الحد.
  • منع الوصية للوارث, وتبطل من أجل حقوق سائر الورثة, فإن أجازوها جازت كما إذا أجازوا الزيادة على الثلث.
  • تحريم الانتساب إلى غير الأب أو المولى، وأن ذلك يوجب اللعن ورد العمل.
  • جواز الخُطْبة والموعظة على الرَّاحلة.
  • استحباب الخطب والمواعظ على الأمكنة العالية؛ لأنَّه أبلغ في الإعلام والإفهام، ويحصل به المقصود.
  • استحباب الخطبة ثاني أيام التشريق بمِنًى من ولي أمر المسلمين أو نائبه؛ ليعلم النَّاس بقيَّة أحكام المناسك ووداع البيت؛ فقد كانت هذه الخطبة منه -صلى الله عليه وسلم- في ذلك اليوم كما ورد في الروايات الأخرى للحديث.
  • جواز جعل الخطيب من يساعده في مهمته تحته في إبلاغ خطبته، وتوجيه النَّاس أو تسكيتهم أو ترتيبهم، ولا يعتبر هذا من التعالي والكبرياء.
  • حرص الصحابة على القرب من النبي -صلى الله عليه وسلم- والأخذ عنه.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر