حدیث

چرا بر سرِ راه ها می نشينيد؟ از اینکه بر سر راه ها بنشینید دوری کنید.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استبه روایت مسلم

متن عربی

عن أبي طلحة زيد بن سهل رضي الله عنه قال: كُنَّا قعودا بالأفْنِيَةِ نتحدَّث فيها فجاء رسول الله صلى الله عليه وسلم فقام علينا، فقال: «ما لكم ولمجالس الصُّعُدَاتِ؟ اجتنبوا مجالس الصُّعُدَاتِ». فقُلنا: إنما قَعَدْنَا لغير ما بأس، قَعَدْنَا نتذَاكَر، ونتحدث. قال: «إما لا فأدُّوا حقَها: غَضُّ البَصَر، وردُّ السلام، وحُسْن الكلام».

ترجمه

از ابوطلحه، زيد بن سهل رضی الله عنه روایت است که می گويد: در جلوی خانه های خود نشسته بوديم که رسول الله صلى الله عليه وسلم تشريف آورد و بالای سرمان ايستاد و فرمود: «مَا لَكُمْ وَلِمَجَالسِ الصُّعُدَاتِ؟ اجْتَنِبُوا مَجَالِسَ الصُّعُدَاتِ»: «چرا بر سرِ راه ها می نشينيد؟ از اینکه بر سر راه ها بنشینید دوری کنید». گفتيم: ما به خاطر کاری نشسته ايم که ايرادی ندارد؛ نشسته ايم و با هم صحبت و گفتگو می کنيم. فرمود: «إمَّا لا فَأَدُّوا حَقَّهَا: غَضُّ البَصَرِ، وَرَدُّ السَّلاَمِ، وَحُسْنُ الكَلاَمِ»: «حال که اين عمل را ترک نمی کنيد، پس حقِ راه را رعايت نماييد که عبارت است از: پايين انداختن چشم، جواب سلام دادن و سخن نيک گفتن».

شرح

ابوطلحه رضی الله عنه خبر می دهد که آنها جلوی در خانه های شان نشسته بودند و مشغول صحبت کردن در امور خود بودند که رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و بالای سر ایشان می ایستد و آنها را از نشستن بر سر راه ها نهی می کند؛ و آنها در پاسخ می گویند: «ما به خاطر کاری نشسته ايم که ايرادی ندارد؛ نشسته ايم و با هم صحبت و گفتگو می کنيم». یعنی ای رسول خدا، نشستن ما جهت امری نامشروع نیست بلکه برای امری مباح است؛ در مورد امور خودمان گفتگو می کنیم. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إمَّا لا فَأَدُّوا حَقَّهَا»: «اگر این مجالس را ترک نمی کنید، حق آن را ادا کنید». و در روایت دیگری آمده است: «إن أبَيْتُمْ إِلاَّ المَجْلِسَ، فَأَعْطُوا الطَّرِيقَ حَقَّهُ»: «حال که چنين است، پس حقّ راه را رعايت کنيد». و در روایت دیگری آمده است: «سألوه وما حقُّ الطريق»: از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد حق راه سوال کردند؟ که ایشان در پاسخ فرمود: «غَضُّ البَصَرِ، وَرَدُّ السَّلاَمِ، وَحُسْنُ الكَلاَمِ»: «پايين انداختن چشم، جواب سلام دادن و سخن نيک گفتن». و در روایت دیگری آمده است: «غَضُّ البَصَرِ، وَكَفُّ الأَذَى، وَرَدُّ السَّلاَمِ، وَأَمْرٌ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهْيٌ عَنِ المُنْكَرِ»: «حفاظت چشم ها (خودداری از نگاه کردن به عابران)، اجتناب از اذيت و آزار ره گذران، جواب سلام دادن و امر به معروف و نهی از منکر». یعنی اگر چاره ای جز نشستن در راه ها ندارید، بر شما واجب است مواردی را که رعایت آنها بر شما واجب است، مراعات کنید؛ و برای آنها سبب نهی از نشستن در راه ها را بیان می کند؛ اینکه گاهی با وجود دختران جوان به فتنه می افتند و ترس آن وجود دارد که به آنها نگاه کنند و به سبب آنها گرفتار فتنه شوند؛ یا اینکه حقوق الله و مسلمانان را ضایع نمایند؛ حال آنکه اگر کسی در خانه اش باشد یا تنها باشد و یا مشغول امور خود باشد، مرتکب این موارد نمی شود؛ یکی دیگر از اسباب نهی از این مورد، دیدن منکر می باشد که در این صورت بر او واجب است امر به معروف و نهی از منکر کند؛ و اگر این وظیفه را ترک نماید، معصیت و نافرمانی کرده است. و چه بسا افراد زیادی از کنار وی بگذرند و به او سلام کنند و از پاسخ دادن به سلام همه ی آنها ناتوان بماند حال آنکه پاسخ دادن به سلام دیگران واجب است؛ و به این ترتیب گنه کار می شود. و از طرفی امر شده ایم که خود را در معرض فتنه قرار ندهیم و خود را به اموری ملزم نکنیم که شاید نتوانیم حق آن را به جا آوریم.

شرح: العربية

يخبر أبو طلحة رضي الله عنه أنهم كانوا قعودًا عند فِنَاءِ دار، وهي الأماكن المتسعة عند البيوت ويتحدثون في أمورهم، "فجاء رسول الله صلى الله عليه وسلم فقام علينا" أي أن النبي صلى الله عليه وسلم أقبل عليهم ووقف عندهم ونهاهم صلى الله عليه وسلم عن الجلوس في الطرقات. قالوا: "إنما قَعَدْنَا لغير ما بأس، قَعَدْنَا نتذَاكَر، ونتحدث" أي أن جلوسنا هنا يا رسول الله لا لأمر فيه بأس شرعًا، بل جلوسنا هنا لأمر مباح وهو أننا نتذاكر ونتحدث فيما بيننا. قال: "إما لا فأدُّوا حقَها" أي فإن أبيتم ترك هذه المجالس، فأدوا حقها وفي الرواية الأخرى: "إن أبيتم إلا المجلس فأعطوا الطريق حقه"، وفي الرواية الأخرى: "سألوه وما حقُّ الطريق" فقال لهم: "غَضُّ البَصَر، وردُّ السلام، وحُسْن الكلام"، وفي الرواية الأخرى: "غضُّ البصر وكفُّ الأذى وردُّ السلام والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر" والمعنى إن أبيتم إلا الجلوس في الطرقات، فإن الواجب عليكم أن تُؤَدُّوا ما هو واجب عليكم، فبين لهم صلى الله عليه وسلم سبب النهي عن الجلوس في الطرقات وذلك أن الإنسان قد يتعرض للفتن بحضور النساء الشواب، وخوف ما يلحق من ذلك من النظر إليهن والفتنة بسببهن، ومن التعرض لحقوق الله وللمسلمين بما لا يلزم الإنسان إذا كان في بيته وحيث ينفرد أو يشتغل بما يلزمه، ومن رؤية المنكر، فيجب عليه في هذه الحال أن يأمر بالمعروف وينهى عن المنكر، فإن ترك ذلك فقد تعرض لمعصية الله. وكذلك هو يتعرض لمن يَمُر عليه ويسلِّم، وربما كثر ذلك عليه فيعجز عن ردِّ السلام على كل مَار، ورَدُّه فرض، فيأثم والمرء مأمور ألا يتعرض للفتن، ولا يلزم نفسه ما لعله لا يقوم بحقه فيه.

  • إباحة الجلوس في حافات الطرق، بشرط أداء حق الطريق والتأدب بالآداب الإسلامية، وهي: غضُّ البصر، ردُّ السلام، كفُّ الأذى، والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر.
  • النهي عن إتيان الأماكن التي يتعرض فيها للفتن.
  • النهي عن تضييق الطريق على المسلمين.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر