حدیث

نصيب آدمی زاد از زنا نوشته شده است که ناگزير به آن دچار می شود: زنای چشم، نگاه کردن و زنای گوش، گوش دادن و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن و زنای پا، گام برداشتن می باشد؛ و قلب - به سوی حرام - ميل و آزرو می کند و اين شرمگاه است که آن را تصديق يا تکذيب می نمايد.

منبع: HadeethEnc.com, فارسی v۱.۳۰.۰

صحیح استمتفق علیه

متن عربی

عن أبي هريرة رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «كُتب على ابن آدم نَصِيبُه من الزِنا مُدْرِكُ ذلك لا مَحَالة: العينان زِناهما النَظر، والأُذنان زِناهما الاستماع، واللسان زِناه الكلام، واليَدُ زِناها البَطْش، والرِّجل زِناها الخُطَا، والقلب يَهْوَى ويتمنى، ويُصَدِّق ذلك الفَرْج أو يُكذِّبُه».

ترجمه

از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «كُتِبَ عَلَى ابْن آدَمَ نَصِيبُهُ مِنَ الزِّنَا مُدْرِكٌ ذَلِكَ لا مَحَالَةَ: العَيْنَانِ زِنَاهُمَا النَّظَرُ، وَالأُذُنَانِ زِنَاهُمَا الاسْتِمَاعُ، وَاللِّسَانُ زِناهُ الكَلاَمُ، وَاليَدُ زِنَاهَا البَطْشُ، وَالرِّجْلُ زِنَاهَا الخُطَا، والقَلْبُ يَهْوَى وَيَتَمَنَّى، وَيُصَدِّقُ ذَلِكَ الفَرْجُ أَوْ يُكَذِّبُهُ»: «نصيب آدمی زاد از زنا نوشته شده است که ناگزير به آن دچار می شود: زنای چشم، نگاه کردن و زنای گوش، گوش دادن و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن و زنای پا، گام برداشتن می باشد؛ و قلب - به سوی حرام - ميل و آزرو می کند و اين شرمگاه است که آن را تصديق يا تکذيب می نمايد».

شرح

انسان به ناچار گرفتار زنا می شود مگر کسی که الله متعال او را در پناه خویش مصون بدارد؛ سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم مثال هایی در این زمینه ذکر می کند و می فرماید: «زنای چشم، نگاه کردن است». یعنی زمانی که مردی به زنی بیگانه نگاه کند هرچند بدون شهوت باشد، این خود نوعی زنا می باشد که زنای چشم نام دارد. «و زنای گوش ها، شنیدن است». به این معنا که انسان به سخنان زنی گوش دهد و از صدای او لذت ببرد. این زنای گوش است. «و زنای دست گرفتن آن است». یعنی عملی که با دست انجام شود مانند لمس کردن و موارد مشابه. «و زنای پا، گام برداشتن آن می باشد». یعنی انسان به محل بدی ها و زشتی ها برود یا به صدای زنی گوش دهد و نزد او برود یا زنی را ببیند و به دنبال او بیفتد؛ این نیز نوعی زنا می باشد. «و قلب به سوی آن میل و آرزو می کند». یعنی قلب به زنان تمایل یافته و وابسته می شود؛ و این زنای قلب است. «و شرمگاه آن را تصدیق یا تکذیب می کند». یعنی اگر مرتکب زنا در محل شرمگاه شود، زنا کردن این اعضا مصداق می یابد و اگر در محل شرمگاه مرتکب زنا نشود، بلکه از آن سالم مانده و خود را حفظ کند، این خود تکذیب زنای این اعضا می شود. روایت مذکور در مورد وابسته شدن به زنان هشدار می دهد؛ و از وابستگی به صدای آنها، دیدن آنها، لمس کردن شان، افتادن در پی آنها و از گمراهی قلب با آنها بر حذر می دارد. چراکه اینها انواع زنا هستند و انسان عاقلِ پاکدامن باید از هرگونه وابستگی این اعضا به زنان حذر کند.

شرح: العربية

معنى الحديث أن الإنسان مُدرك للزنا لا محالة إلا من عصمه الله، ثم ذكر النبي صلى الله عليه وسلم أمثلة لذلك: "فالعين زناها النظر" يعني: أن الرَّجُل إذا نظر إلى امرأة ولو لغير شهوة وهي ليست من محارمه فهذا نوع من الزنا وهو زنا العين. "والأُذنان زِناهما الاستماع" أي يستمع الإنسان إلى كلام المرأة ويتلذذ بصوتها، هذا زنا الأذن. "واليد زناها البَطْش" يعني العمل باليد من اللمس وما أشبه ذلك. "والرِجل زناها الخُطا" يعني أن الإنسان يمشي إلى محل الفواحش مثلا أو يسمع إلى صوت امرأة فيمشي إليها أو يرى امرأة، فيتبعها هذا نوع من الزنا. "والقلب يَهْوَى ويتمنى" أي يميل إلى هذا الأمر وهو التعلق بالنساء هذا زنا القلب. "والفرج يصدِّق ذلك أو يُكذِّبه" يعني أنه إذا زنى بالفرج والعياذ بالله، فقد صدق زنا هذه الأعضاء وإن لم يزن بفرجه، بل سَلِم وحفظ نفسه فإن هذا يكون تكذيبا لزنا هذه الأعضاء. فدل ذلك على الحذر من التعلق بالنساء لا بأصواتهن ولا بالرؤية إليهن ولا بمسهن ولا بالسعي إليهن ولا بغواية القلب لهن، كل ذلك من أنواع الزنا -والعياذ بالله-، فليحذر الإنسان العاقل العفيف من أن يكون في هذه الأعضاء شيء يتعلق بالنساء.

  • التوجيه إلى ترك الزنا ودواعيه.
  • حرمة النظر إلى ما في البيت بغير استئذان.
  • الزنا الذي يوجب الحدَّ لا يتحقق إلا بالإيلاج.
  • سماع ما حرَّم الله نوع من أنواع الزنا.
  • النظر إلى ما حرَّم الله نوع من أنواع الزنا.
  • الكلام فيما حرَّم الله نوع من أنواع الزنا.
  • الله يعلم من الأزَل مقادير الناس، ولا يقع شيء مخالفا لعلمه، ولا يتخلف علمه عن معرفة كل شيء.
  • الله أعطى العبد المقْدِرة على رَدْع نفسه عما حرَّمه الله عليه.
  • الزنا لا يختص إطلاقه بالفرج، بل هو شامل لدواعيه من النظر واللمس.
  • الحديث دليل لمعتقد أهل الحق في باب القدر أن العبد لا يخلق فعل نفسه؛ بدليل قوله عليه الصلاة والسلام: "والقلب يهوى ويتمنى ويصدق ذلك الفرج أو يكذبه"؛ فدل هذا أن العبد لو كان خالقا لفعل نفسه لما عجز عن فعل ما يريد مع وجود الطواعية واستحكام الشهوة.

موضوع‌ها

گزارش اشتباه

بیشتر